▪️خط تضعیف سندیکای مستقل شرکت واحد اتوبوس رانی پشت سه استدلال اصلی برای حمایت از پروژه سندیکاسازی تقلبی و دولتی پنهان می شود. هر سه استدلال بکلی نادرست است. استدلال اول این است که این تضاد «مبرم» نیست؛ بلکه «درگیری های داخلی یک سندیکای کارگری» است که خوب است«رفع و رجوع» شود. مبرم، اعتصابات و اعتراضات ماهها و هفته های اخیر و سازماندهی آنهاست. این استدلال بکلی نادرست است. یکی از پیش شرط های مهم سازمان یابی اعتصابات و اعتراضات ماهها و هفته های اخیر در مسیر سراسری حفظ رزمندگی، پویایی و نقش آفرینی همین دو سندیکای مستقل کارگری کشور یعنی شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و شرکت نیشکر هفت تپه است. با درک اهمیت همین جایگاه است که نیروهای سرکوب پروژه سندیکاسازی را کلید زده اند و در پیشبرد این پروژه هم بر خصومت برخی جریانات حاشیه ای و گرایشات فرقه ای با سندیکاها حساب می کنند. از «مبرم» بودن سازماندهی اعتصابات و اعتراضات ماههای اخیر نمی توان فلج ماندن سندیکای شرکت واحد در «درگیری های داخلی» را نتیجه گیری کرد و از این طریق، نمی توان برای موازی سازان مشروعیت ساخت و به نام «درگیری های داخلی» که گویا ربطی به «دیگران» ندارد توجه فعالین کارگری را از توطئه ای که جریان یافته منحرف کرد. تفاوت گذاشتن بین سندیکای مستقل و وابسته برای جنبش کارگری ایران، واجد اهمیت حیاتی است.

▪️استدلال دوم مربوط به نقش «دیگران» در پروژه سندیکاسازی موازی است. اصل «استدلال» هم این است که گفته می شود «نیروهایی که نمی توانند اختلافات شخصی خود را در خارج از کشور برطرف کنند یکباره فرصت را غنیمت شمرده، وارد صحنه شده اند تا مثلا وجود خود را اثبات کنند.» در واقع از استدلال خبری نیست، صرفا تف انداختن به صورت حامیان جنبش کارگری ایران در خارج از کشور است به خاطر حمایت قاطع آنها از سندیکای شرکت واحد و محکوم کردن پروژه امنیتی سندیکاسازی موازی. این نحوه برخورد اتفاقا نشان می دهد که این حمایت ها چقدر موثر و ضروری بوده و نیازمند تداوم و تقویت است. مشروط کردن حمایت ها و دخالت ها به حل اختلافات شخصی میان حامیان، حمایتگری را به محللی تقلیل می دهد؛ امری که هر قدر هم با روحیه دلالی پیمارانکاران خرده پا هم آهنگی داشته باشد، برای حامیان جنبش کارگری قطعا فاقد وجاهت است.

▪️استدلال سوم هم یک جمله بیشتر نیست: درمان «درگیری های داخلی» سندیکای شرکت واحد «تنها بدست خود کارگران است» و « وظیفه نیروهای آگاه و فعالین کارگری‌ست که از دخالت در این موضوع.. خودداری کنند و جنبش کارگری را از خطر چند پاره شدن و هزینه کردن نیروها بر سر چنین مسئله ای حفظ کنند.»

▪️این استدلال سوم هم بر پیش داوری های نادرست استوار است. نیروهای آگاه و فعالین کارگری‌ وظیفه خود می دانند که از سندیکای مستقل اتوبوس رانی تهران و حومه و بقای رزمنده آن حمایت کنند. آنها این حمایت ها را به سندیکای شرکت واحد تحمیل نکرده اند و دخالتی هم در تصمیمات سندیکا نداشته اند، بلکه با نظر سندیکا در باره پروژه سندیکاسازی موازی موافقت و همسویی دارند. تصمیمات را سندیکا می گیرد و حمایت ها اساسا مشروط به پذیرش استقلال عمل سندیکاهاست.

▪️کسانی که پروژه اطلاعاتی /امنیتی با هدف فلج کردن سندیکای مستقل و رزمنده اتوبوس رانی تهران و حومه را «درگیری های داخلی» توصیف می کنند و در عمل خواستار منزوی شدن سندیکا و انفعالش در واکنش به پروژه سندیکاسازی موازی هستند، عملا به استقلال سندیکاها ضربه می زنند.

▪️بحث «مجمع عمومی» مانده که امیدوارم در یادداشتی مجزا به آن بپردازم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)