این دستهای خالی ما مشت می شود
روزی که گل کُنَد شرر انتقام‌ها

تا شهر ماست دست چنین بی مرام ها
رسوایی است و طشت و سقوط است و بامها

ارزش فقط سیاهی پیشانی و ریا
طول سجود و ورد و قعود و قیام ها

آمار رفتن سفر کربلا، نجف
چون فرفره مشرف بیت الحرام ها

دیگ پلو خورشت و شله زرد، رابراه
در روزهای قتل و عزا بارعام ها

آنهم چگونه، خلق گرسنه به پشت در
داخل به دور سفره علیه السلام ها

در دزدی و فساد دو دست است باز باز
در راه اختلاس بلند است گام ها

هر روز می رسد خبر از دزدی دگر
هر روز دانه های جدید است و دام ها

دانی بزرگتر ز خداوندگار چیست
جیب گشاد جمله ی والا مقام ها

ناموس خلق رفته به باد از فشار فقر
او گیر مو و روسری خوش خرام ها

انواع حرمت است که فتوا دهد ولی
انباشته شکمبه ی خود از حرام ها

بسیار گفته اند و نوشتند: می حرام
از خون خلق جینگ به جینگ است جام ها

حتا خدا نشسته و انگشت بر لب است
از حقه های شرعی نائب امام ها

این مردم پیاده چهل سال له شدند
در زیر سم فوج سواره نظام ها

هر باد ناموافق و فریاد اعتراض
زندان، شکنجه، حصر، کتک، اتهام ها

این دستهای خالی ما مشت می شود
روزی که گل کند شرر انتقام‌ها

هالو، به جای طنز در آن روز هی بخوان
اشعار تیز و تند از عالی پیام ها

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)