روز یکشنبه، ٢٢ مهر برابر با ١۴ اکتبر، حسن روحانی، رئیس جمهور رژیم اسلامی همراه با شمار دیگری از مقامات دولتی در میان فضای شدید امنیتی و حضور گسترده نیروهای انتظامی در اطراف و در محوطه دانشگاه در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی و فنی ایران در دانشگاه تهران شرکت کرد. مراسمی که در آن فقط ۵ در صد از صندلی های سالن چهارصد نفری، به نمایندگان تشکل های دانشجویی وابسته به رژیم اختصاص داده شده بود و راه ورود هر دانشجوی منتقدی را بسته بودند. روحانی مطابق رویکرد تاکنونی به منظور به انحراف بردن افکار عمومی از توجه به ریشه مصائب و فقر و فلاکتی که گریبان مردم ایران را گرفته است، آمریکا را مسبب همه این فجایع اجتماعی معرفی کرد. روحانی در سخنانش در این مراسم گفت: “این تیمی که در آمریکا وجود دارد بدترین تیمی است که در برابر ایران قرار دارد؛ آنها با جنگ روانی شروع کردند، هدف بعدی آنها جنگ اقتصادی و سپس تلاش برای ناکارآمد جلوه دادن نظام است و هدف نهایی آنها مشروعیت ‌زدایی برای تغییر رژیم در ایران است.”
 
اما حسن روحانی به رغم این ادعاهای فریبکارانه به خوبی می داند که این نه دولت ترامپ در آن سوی اقیانوس ها، بلکه خیزش سراسری دی ماه گذشته در بیش از صد شهر ایران با شعار “مرگ بر دیکتاتور” و تداوم آن در هیئت اعتصابات کارگری، موج پی درپی اعتصاب سراسری رانندگان کامیون، اعتصاب عمومی مردم کردستان، اعتصاب سراسری معلمان و تداوم جنبش های اعتراضی است که مشروعیت رژیم جمهوری اسلامی را به زیر سئوال برده است. اتفاقا تلاش روحانی برای معرفی آمریکا به عنوان عامل تمام مصائب و محرومیت ها، با امید واهی اعاده مشروعیت نزد توده های عاصی مردم ایران که مدت هاست از رژیم مشروعیت زدائی کرده اند، انجام می گیرد. علیرغم ادعاهای روحانی تا این لحظه هم، نه سیاست رسمی و نه سیاست عملی دولت آمریکا تغییر و براندازی رژیم جمهوری اسلامی نیست. دولت آمریکا در شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی در معرض خطر فروپاشی اقتصادی قرار گرفته و در حالی که زیر فشار روند روبه گسترش جنبش کارگری و توده ای به تنگنا افتاده است، می خواهد با توسل به حربه تحریم های اقتصادی و اعمال فشارهای کنترل شده، رفتار رژیم جمهوری اسلامی را در جهت منافع خود اصلاح کند و مداخله گری های آن در کشورهای منطقه را به کنترل درآورد. 

حسن روحانی در دفاع از عملکرد دولت خود و با این هدف که بتواند “امید درمانی” را جایگزین” گفتار درمانی” کند گفت: “در سال ۹۲ که من انتخاب شده بودم و بنا بود دو ماه بعد دولت تشکیل دهیم، به محض انتخاب، قیمت دلار کاهش یافت و بازار آرام شد، با این انتخاب، امید افزایش پیدا کرد در حالیکه ما هنوز کاری نکرده بودیم.” روحانی برای تصریح منظور خودش با حمله به کسانی که می گویند بحران اقتصادی با حرف حل نمی شود گفت: “بعضی‌ها می‌گویند گفتار درمانی نکنید، ولی “امید درمانی” درست است. گفتار درمانی خیلی مؤثر نیست اما امید درمانی به طرف می‌گوید تو مشکلی نداری، تو زنده هستی و مشکلت حل می‌شود.”

حسن روحانی در اوج وقاحت و در حالی می خواهد “امید درمانی” را جایگزین گفتار درمانی کند که از تابستان سال ۹۲ تاکنون تمام وعدههایش برای بهبود وضعیت کار و معیشت مردم و به حرکت در آوردن چرخ زندگی آنان یکی بعد از دیگری همه دروغ از آب درآمده اند. در شرایطی که تعمیق بحران اقتصادی و کاهش بی سابقه ارزش ریال سقوط فاجعه بار قدرت خرید خانواده های کارگری و اقشار فرودست جامعه را به دنبال داشته است، روحانی در اوج درماندگی به مردم می گوید کافی است مانند سال ۹۲ امیدوار باشید، تا قیمت دلار کاهش یابد، بازار آرام شود و زندگی بهبود یابد. 

روحانی برای دانشجویان هم همین نسخه “امید درمانی” را می پیچد. روحانی در ادامه سخنانش گفت: “هنرپیشه سینما، کارگردان، نویسنده کتاب و دانشجو هم امیدوار شده بودند، چون می دانستند از سال ۹۲، دیگر ١۶ آذر آزاد است، نقد آزاد است، می‌توانند حرف بزنند، سخن بگویند و نقد کنند.” روحانی در شرایطی از دانشگاه امن و آزاد سخن می گوید که صدها دانشجو در تهران و سایر شهرهای ایران در جریان خیزش سراسری دیماه و در جریان اعتراضات جاری دستگیر و روانه زندان شده و به حبس های سنگین و انواع محرومیت ها ی اجتماعی محکوم شده اند. فضای امنیتی و پادگانی در دانشگاهها تشدید شده است. در دانشگاههای مختلف کشور روزانه دانشجویان را به اتهام استفاده از فیلتر شکن و دسترسی به سایتهای منتقد ولایت فقیه و فعالیت های سیاسی احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار می دهند.

در این شرایط پادگانی نسخه “امید درمانی” روحانی به دانشجویان فراخوان می دهد، کافی است امیدوار باشید تا آزاد باشید. در واقع سخنرانی روحانی در مراسم بازگشایی دانشگاه ها نمایش اوج درماندگی رژیم بود. روحانی در حالی به شفا بحش بودن نسخه “امید درمانی” خود امید بسته است که کارگران و توده های مردم به ستوه آمده ایران در تجربه زندگی و مبارزات خود از کلیه نسخه ها و راه حل های درون رژیمی عبور کرده اند. بدون شک جنبش دانشجویی ایران نیز به فراخوان روحانی هیچ اعتنایی نمی کند. 

با عبور جنبش کارگری و تودهای از چهارچوب هایی که اصلاحطلبان حکومتی پیش پای جنبش اعتراضی علیه وضع موجود می گذاشتند، نقش هژمونیک تشکل های دانشجویی وابسته به اصلاح طلبان حکومتی نیز پایان گرفته و زمینه مناسب تری برای رشد گرایش چپ و رادیکال در جنبش دانشجویی فراهم آمده است.

پیشروی جنبش دانشجویی که با رشته های متعدد با جامعه پیوندی ناگسستنی دارد در گرو آن است که در همبستگی با جنبش های پیشرو اجتماعی به روشنترین وجه منافع آزادیخواهانه و رفاهی این جنبش ها را در سطح جامعه منعکس نماید.

بعد از خیزش سراسری دیماه و جنبش های اعتصابی در ماههای اخیر و با فصلی جدیدی که در مبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی آغاز شده است، جنبش دانشجویی با آگاهی به جایگاه مبارزه سیاسی خود می تواند نقش مهمی در مبارزات آزادیخواهانه کارگران و توده های مردم محروم ایران برای رهایی از حاکمیت جنایت بار جمهوری اسلامی ایفا کند. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)