روز چهارشنبه چهارم مهرماه حسن کرمی فرمانده یگان ویژه پلیس ایران اعلام کرد که: “برای مقابله با تهدیدها و کنترل ستادیوم ها و ورزشگاهها تا کنون ١۵گردان در سراسر کشور پایه گذاری شده است.” او اضافه نمود که: ” گرچه واحدهای این یگانها آمادگی استقرار در مناطق مرزی را نیز دارند اما مأموریت اصلی آنها داخل کشور است”. ازسوی دیگر او همان روزاعلام نمود که مأموران یگانهای ویژه نیروی انتظامی درنقاط مختلف شهر تهران به ویژه در ایستگاه های مترو حضور گسترده خواهند داشت و حضور این یگانها احتمالأ تا روز جمعه ادامه خواهد داشت”. در این رابطه روز پنچ شنبه پنجم مهرماه نیروهای یگان ویژه در سطح وسیعی درنقاط مختلف شهر تهران مستقر شدند و حالت یک حکومت شبهه نظامی اعلام نشده را به تهران دادند. 

فرمانده یگانهای ویژه دلیل حضور گسترده نیروهای سرکوبگرش با ساز و برگ نظامی مجهز را با اشاره به حملۀ مسلحانه در اهواز ،دریافت اخباری تهدید آمیز دیگری از سوی داعش مبنی بر انجام حملات بیشتری علیه جمهوری اسلامی برشمرد. او اعلام کرد که این عملیات و هدف از تشکیل گردانهای به اصطلاح “مردم پایه”، اقدامات پیشگیرانه برای تکرار چنین حملاتی است. اما واقعیت این است که این اقدامات نشانۀ ترس و وحشت رژیم و بخشی از تلاشی است که برای ایجاد فضای ترس و ارعاب در جامعه و به منظورجلو گیری از گسترش و بروز موج دیگری از اعتصابات واعتراضات سراسری کارگران و توده های مردم ستمدیدۀ ایران به عمل می آورد. این چنگ و دندان نشان دادنهای رژیم درست در زمانی انجام می گیرد که حسن روحانی از شرکت در اجلاس سالانۀ سازمان ملل دست خالی برگشته است. این اقدامات نظامی و امنیتی در شرایطی صورت می گیرد که تلاش دیگر قدرتهای سرمایه داری نتوانست ترامپ را از تهدیدهایش مبنی بر اعمال مرحلۀ دوم تحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی منصرف نماید. تحریمهای که متأسفانه از همین حالا و قبل از اعمال آنها، عواقب و تبعات زیانباری بر اوضاع معیشتی توده های مردم ایران گذاشته است. 

البته نگرانی رژیم از یک خیزش سرنوشت ساز و بنیان کن رژیم بی مورد نیست. درحال حاضر تعمیق بحران های همه جانبه سیستم اقتصاد نحیف جمهوری اسلامی را به آستانۀ ورشکستگی کشانده است تا جائی که تنها با سخنان ترامپ در سازمان ملل ارزش تومان به طور جهشی سقوط می کند. حال که جمهوری اسلامی هیچ راه حلی برای برون رفت از بحران و ایجاد بهبود در وضعیت معیشت مردم را ندارد، پس طبیعی است که رژیم گسترش اعتراضات و اعتصابات توده ای سراسری و به ویژه گسترش اعتصابات کارگری و بروز قیام و خیزش همگانی علیه خود را درچشم انداز ببیند. قیامی که در نتیجه رشد و اعتلای اعتراضات کنونی به وقوع می پیوند. اعتراضاتی که تا کنون علیرغم همۀ اقدامات مزورانه و سرکوبگرانه رژیم همچنان ادامه داشته است و روز به روز ابعاد آن گسترش می یابد. 

مردم به خوبی می دانند که این اقدامات نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی نه به خاطر پیشگیری و مقابله با داعش و “دشمنان خارجی” بلکه دقیقأ علیه آنها و برای پیشگیری و مقابله با اعتراضات و خیزش مردم علیه رژیم است. بنا براین جمهوری اسلامی نیز باید بفهمد که نه تنها با افزایش ١۵گردان بلکه با ایجاد صدها گردان دیگر از نیروهای سرکوب و با میلیتاریزه کردن فضای جامعه ایران و برقراری حکومت نظامی نیز نمی تواند توده های مردم کارگر و زحمتکش بیکار و گرسنه را مرعوب نماید و آنان را از پیگیری خواستها و حقوق انسانی خود برای دستیابی به یک زندگی شایسته انسان باز دارد.جمهوری اسلامی نمی تواند با تقویت ابزار سرکوب بر کابوس گسترش اعتراضات و سرنگونی محتوم حاکمیتش غلبه پیدا کند.رژیم با برگزاری رژه نظامی نمی تواند مردمی را بترساند که بر سر دریایی از نفت و گاز نشسته اند اما در گرمای۵٠ درجه آب آشامیدنی و حتی هوای سالم برای استشمام نیز نداشته باشند. نمی تواند کارگرانی را با رژه نظامی مرعوب کند که پس از سالها زحمت و کار در مراکز صنعتی در خوزستان اکنون بیکارند و یا اگر کاری هم داشته باشند با حقوق ناچیزشان نمی توانند شکم خود و خانواده را سیر نمایند. 

اما از سوی دیگرتوده های مردم ایران یاد گرفته اند که چگونه با ابتکارات و خلاقیت، شگردها و طرفند های رژیم علیه خود را خنثی نمایند و راه پیشروی شان را هموار نمایند. در چند ماه گذشته کارگران نیشکر هفت تپه، هپکو، راه آهن، گروه صنعتی فولاد اهواز، جنبش انقلاب مردم کردستان، زنان رزمنده و دانشجویان مبارز نشان دادند که چگونه با شیوه های مناسب مبارزات خود را پیش ببرند و نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی را زمین گیر نمایند.

جمهوری اسلامی از ابتدای برسرکار آمدنش سرکوب را به عنوان یکی از پایه های تداوم حاکمیتش به کار گرفته است. اینک نیز غیر از تقویت ارگانهای سرکوبش و استفاده از آنها برای رویا رویی در مواجهه با مبارزات توده های مردم، راه حلی پیش رو ندارد و از پاسخگویی و حل معضلات زندگی شان عاجز است. گسترش مبارزات کارگران و دیگر اقشار مردم به جان آمده علیه رژیم توازن قوا را به نفع آنها تغییر داده است. همۀ شواهد و شاخصها به ما می گویند که شیشه عمر این رژیم جنایتکار، دزد، فاسد و قرون وسطایی ترکهای بزرگی برداشته و این رژیم رفتنی است و کارش تمام است.

کارگران و توده های مردم زحمتکش و زنان ستمدیده از نظام آپارتاید جنسی و جوانان محروم باید کوچه و خیابان و محل کار را به میدان مبارزه علیه رژیم همچنان حفظ کنند و خود را برای به سرانجام رساندن خیزش و قیام نهایی برای سرنگونی رژیم و استقرار یک حکومت شورایی و توده ای آماده کنند. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)