قانون گریزی ایرانیان از کجا می‌آید؟

ایراد در کجاست؟ قانون؟! قانون گذار؟ مردم؟

۱. قانون گریزی خود قانون گذار!

مردم در زندگی روزمره‌شان حس می‌کنند، قانون فقط برای انهاست و از نظر قانون گذار یا همان حکومت، یک چیز دست و پا گیر است و به راحتی آن را دور میزند. (مردم هر روز قانون گریزی حکومت جمهوری اسلامی و نمایندگان آن که خود، قانون گذار است را می‌بینند.)

۲. قوانین تحریک کننده قانون گریزی

بعضی قوانین خود تحریک کننده قانون گریزی هستند.
فردی که یه جرم بزرگتر را انجام داد به احتمال زیاد جرم قانونی کوچیکتر را هم انجام میدهد.
به عنوان مثال پوشش در ایران باید مطابق میل حکومت باشد و تخطی از آن مجازات می‌شود و یا نوشیدن نوشیدنی‌های الکلی در هر جای ایران جرم بزرگی است و مجازات آن شلاق، جوانی که این جرم مربوط به زندگی خصوصی را انجام داده به راحتی می‌تواند جرم کوچکتر که رانندگی در حین مستی است را هم انجام بدهد چون اگر بازداشت شود نه برای رانندگی در حین مستی که به جرم نوشیدن مشروبات الکلی مجازات می‌شود.
قانون دومی (منع رانندگی در حین مستی) در همه جای دنیا هست، ولی قانون اول (نوشیدن مشروبات الکلی) رو ما فقط در ایران میبینیم.
هزاران قانون شبیه نوع اول است که نقض نوع دومی‌ها را زیر پوستی و بی سر و صدا آموزش میدهد.
مقرارات رانندگی از نوع دوم است و اجرای ان در همه دنیا ضروری و مهم؛ ولی عامل تحریک کننده نقض آن در ایران شاید قوانین نادرست نوع اولی است.

۳. ما در ایران قوانینی داریم که یکی تبعیض آمیز ترین قوانین دنیاست، مثلا فردی را به دلیل اندیشه و طرز فکر و سبک زندگی خصوصی و مذهب و ایدئولوژی و جنسیت و قومیت او و نوع نگاه او به زندگی، فاقد هر گونه حق می‌داند و او را شهروند درجه دو که همه حقوق فرد درجه یک را ندارد، به طور خلاصه تبعیض قانونی سازمان یافته.
این علت دیگر ایست که مردم احساس می‌کنند ما قوانین درستی نداریم و این قوانین تبعیض آمیز هستند یا قانون از جنس مردم نیست و جهت تامین منافع افراد خاصی نوشته شده است، این خود عامل دیگری برای رواج قانون گریزیست.

وقتی بخشی از یک قانون نقض شد و آن نقض بی اهمیت جلوه داده شد کم کم همه آن قانون نقض میشود.
این ربطی به مردم یک جامعه خاص ندارد، به گمان من همان طور که کوبیدن بر طبل کوروش و ناسیونالیسم افراطی ایرانی و برتری ایرانیان بر سایر ملل نادرست است، در مقابل آن سخن گفتن از این که مردم ایران عامل عقب افتادگی‌اند و نه حکومت، برداشت نا درستی است.
که شاید اگر این شرایط برای هر ملت دیگری هم بود به همین میزان قانون گریز میشد.
یعنی اصولا هیچ مردمی با هوش مترقی زاده نشده‌اند و هیچ جامعه‌ای ذاتن عقب افتاده نیست.
آفریقایی، فارس، عرب افغان، ترک، آمریکایی و خاورمیانه‌ای همه انسان هستن و اگه در شرایط یکسان قرار بگیرند عکس العمل‌های مشابه هم نشان میدهند باوجود تفاوت‌های جزئی در ظاهر و باوجود رنگ پوست و جنسیت و قومیت و مذهب متفاوت.
در مجموع حقیقت قانون گریزی ایرانیان اگر چه ریشه‌ها و دلایل فراوانی دارد ولی در میان این دلایل نقش جمهوری اسلامی به مراتب پر رنگ تر است از سایر عوامل.

یاداوری دو نکته در پایان ضروریست:
۱. همه میدانیم وجود و اجرای بدترین قانون، بهتر از بی قانونی و یا عدم اجرای آن است، قانون یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر تا به امروز بوده و به میزان زیادی عامل پیشرفت و آرامش انسان. هر چند در تاریخ بعضی قوانین تبعیض آمیر در جوامع بوده‌اند و اکنون نیز گاها وجود دارند، این دلیلی بر اجرا نکردن قانون نمیشود!
۲. نا خوداگاه و شخصیت اکثر انسانها در دوران کودکی شکل می‌گیرد و به همین دلیل در بزرگسالی رفتاری متفاوت در مواجهه با قانون دارند، به زبان ساده اگر ملتی قانون مدار و ملت دیگری قانون گریز هستند از این ناخوداگاه و آموزش درست و نادرست دو ملت از دوران کودکی تابزرگسالی می‌آید. (که دولت‌ها نقش زیادی در این آموزش دارند) و ربطی به نژاد و مذهب و جنسیت و ملیت و رنگ پوست آنها ندارد، اینجاست که اولا ما به نقش اساسی حکومت‌های مثل جمهوری اسلامی در قانون گریزی مردم پی میبریم. و در ثانی به جمله‌ای که پیشتر ذکر شد. (انسانها در شرایط یکسان عکس العمل‌های مشابه‌ای نشان میدهند.)

#هادی_سالاری

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)