دوچرخه سواری زنانتعاریفی که سالها، توسط فرهنگ مردسالاری، از بدن زن شده، اصلی ترین دلیل تبعیض و نابرابری جنسیتی و سرکوب زنان است. تعاریفی کلیشه ای و مردسالار که می‌گویند زن منشا گناه، وجود و حضورش تحریک کننده، یا تعاریفی خوش رنگ و لعاب تر که زن را به صدف درون مروارید تشبیه می‏‎کند تا قفسی که به آن تحمیل می‎کنند را با آغوش باز بپذیرد.

این محدودیتها و تعاریف مردسالار از زن پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی به شدت نهادینه شد. اما مبارزات مدنی و به حق زنان ایران نیز از همان روزها آغاز شد. عمر اعتراضات و مبارزات زنان بر علیه این قوانین تقریبا عمری به درازای عمر جمهوری اسلامی دارد.

چند روز پیش بود که برای اولین بار در طول زندگیم یک سفر کوتاه بین شهری با دوچرخه را تجربه کردم. تازه آنوقت بود که فهمیدم ما زنهای ایرانی حتی از چه لذتهای ساده و کودکانه ای محرومیم. حس نشاط، شادابی، سرزندگی، آزادی، و رهایی را می توانستیم حتی با همین تفریحات ساده هم تجربه کنیم، اما تحجر و تحجرگرایی شادیهای کودکانه مان، شیطنت های نوجوانی هامان و لذت جوانیهایمان را از ما گرفت.
به گناهی نکرده، تنها به صرف جبر جغرافیا، در کشوری و در دورانی پا به این دنیا گذاشتیم که افراطگرایی دینی جای شعور، درک، عقل و منطق را گرفته بود. جایی که حتی رکاب زدن ما بر روی دوچرخه میتوانست دین، مذهب، و در کل اسلامِ یک عده ای را به باد فنا دهد. میتوانست یک عده آلت سرگردان در خیابان را تحریک کند.
در سرزمین سست دینانی به دنیا آمدیم که دین و مذهبشان، اسلامشان با کوچکترین خرسندی و شادمانی ما زنها به خطر میافتد و از بین میرود.
مشکلات و محدودیت‌هایی که ما زنهای ایرانی با آنها درگیریم، برای بیشتر مردم دنیا غیرقابل باور، مضحک و حتی شاید مسخره است. بیشتر شبیه به یک شوخی ناخوشایند است. برای کسی قابل باور نیست که در این دوران هنوز عده ای باشند که به خودشان اجازه بدهند تا به دیگران بگویند چه بپوشد، و چه نپوشد، دوچرخه سواری بکند یا نکند، به استادیوم ورزشی برود یا نرود. و اسم فضولی کردن در زندگی و انتخاب های شخصی دیگران را بگذارند نهی از منکر.
دوچرخه سواری زنان آنچنان از اهمیت بالایی برخوردار بود که حتی رهبر جمهوری اسلامی نیز به آن واکنش نشان داد. آیت الله علی خامنه ای، در حکمی که در سایتش منتشر کرده بود، دوچرخه سواری زنان در مجامع عمومی را حرام اعلام کرد. آقای خامنه ای در این حکم گفته بودند: “دوچرخه سواری بانوان در مجامع عمومی و در منظر نامحرم، غالبا موجب جلب نظر مردان و فتنه و به فساد کشیده شدن اجتماع و منافی با عفت بانوان است. و لازم است ترک شود و در صورتی که در منظر نامحرم نباشد اشکال ندارد.”
البته رهبر جمهوری اسلامی در مورد اینکه چگونه می شود دوچرخه سواری کرد بدون اینکه هیچ نامحرمی را دید، اطلاعات بیشتری اعلام نکردند.
فتوای آقای خامنه ای دستاویزی شد برای تحمیل خفقان هر چه بیشتر بر زنانی که نه تنها از حق دوچرخه سواری محروم هستند، از بسیاری حقوق اولیه شهروندی دیگر خود نیز محروم هستند.
موضع گیری ولی فقیه بر علیه دوچرخه سواری زنان ایران در حالی صورت میگیرد که این عالی ترین مقام حکومتی در ایران در مقابل بسیاری از «قانون شکنی ها» و «فسادهای اقتصادی» مسئولین حکومتی ایران نه تنها سکوت کرده اند، بلکه از مردم و دستگاههای حکومتی دعوت به سکوت کرده تا پیگیر ماجرا نشوند و به اصطلاح دل دشمنان را شاد نکنند.
در هیچ کجای قانون اساسی ایران به طور صریح، دوچرخه سواری زنان منع نشده است. که حتی اگر هم منع شده بود، اکنون قانونگذاران و بویژه قانونگذاران زن باید تمام تلاششان را برای اصلاح این قانون واپسگرای غلط انجام می دادند.
قوانین تبعیض آمیز و نابرابر میان زنان و مردان در ایران سالهاست که با مبارزات مدنی زنان روبروست. قوانین تبعیض آمیزی همچون قوانین نابرابر ارث، حق طلاق، حق حضانت بر فرزندان، حق اشتغال، حق انتخاب نوع پوشش، و …
اساسا چرا باید دوچرخه سواری زنان، ورزش، سلامتی و شادابی آنها با منافع و مصالح اسلام و سلامت جامعه منافات داشته باشد؟ آیا بهتر نیست به جای صرف وقت، هزینه و اینهمه دغدغه برای مسایلی کوچک و شخصی همانند مانتو، حجاب و دوچرخه سواری زنان، به رفع مشکلات، و ایجاد برابری و عدالت جنسیتی در جامعه پرداخت؟ چرا مزایای دوچرخه سواری، و بسیاری موارد تبعیض آمیز دیگر، باید تنها شامل حال مردان شود؟ اگر دوچرخه سواری به سوزاندن کالری و چربی بدن کمک می‌کند، سلامتی قلب و ریه را بهبود می بخشد، خطر ابتلا به بیماری های قلبی کرونری را کاهش می دهد و در کل یک ورزش شاد و مفرح است؛ چرا باید زنان از این ورزش شاد، مفید، روحیه ساز و هوازی محروم بمانند؟!

دوچرخه سواری علاوه بر مزایای فردی، مزایای جمعی بسیاری نیز دارد. به طور مثال در شهر آلوده و پر ترافیکی همانند تهران، دوچرخه سواری می تواند جانی تازه به این شهر شلوغ و آلوده بدهد. با تشویق جامعه به استفاده از دوچرخه علاوه بر ایجاد روحیه شاد و سلامتی برای زنان و مردان می توانیم به بهبود شرایط محیط زیستی نیز کمک کنیم. یعنی از هر سوی که به آن بنگریم مفید و سودمند است.
تنها مشکلی که ذهن مخالفان دوچرخه سواری زنان را اشغال کرده است، مساله تحریک شدن عده ای از مردان، البته نه تمامی مردان، است. مسئولین و قانونگذاران محترم باید به فکر درمان بیماری جنسی آن عده از مردانی باشند که با دیدن زنان بر روی دوچرخه، با دیدن زن با چکمه، با دیدن زن با مانتوی رنگی، با دیدن زن با مانتوی کوتاه، با دیدن زن با آرایش، با دیدن موی زن، و غیره و غیره تحریک می‎شوند و در کل دائم التحریک هستند.
یقینا آیندگان به این قوانین خواهند خندید. همانطور که ما به مردمی که دوش گرفتن را حرام میدانستند، میخندیم. به مردم و آیت الله هایی که گرفتن شناسنامه برای زنها را حرام، نشانه بی غیرتی مردان و حتی خلاف شرع اسلام میدانستند، میخندیم.

دوچرخه سواری زنان، حقیست که ناحق شد. قطعا آینده از آن ماست.

اندکی صبر، سحر نزدیک است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)