امروز یکی از روزهای خلوت فیس بوک است. جز من و چند نفر از دوستانم که می دانم در محل کارشان اینترنت دارند کسی آنلاین نیست. چراغ خیلی ها در جیمیل هم خاموش است. یکی از بچه ها جایی در فیس بوک نوشته که یک دستور العملی را روی صفحه فیلترشکنش انجام داده و هنوز نمی داند چطوری سر از اینترنت در آورده. انگار باورش نشده که توانسته سد فیلترینگ را بشکند. از دیروز VPN محدود شده، هرچند که این اولین بار نیست اما از همیشه شدیدتر است. تقریبا دیگر راه های زیادی برای ورود به اینترنت باقی نمانده. من بعد از کلی تلاش توانستم بالاخره از طریق سایفون 3 وارد اینترنت بشوم اما نمی دانم این یکی چقدر دوام خواهد داشت. دوستان دیگرم که از این نرم افزار استفاده نکرده اند با سرعت خیلی پایین اینترنت مواجه اند؛ برای همین به شما توصیه می کنم از سایفون 3 استفاده کنید تا مشکل کم سرعت بودن اینترنت را هم برای شما دوبرابر نکند.

از یکی از آشناها شنیدم که یک هیات ترکیه ای که در حال حاضر در تهران هستند – از مجلس ترکیه آمده اند انگار – در هتل استقلال با مشکل اینترنت روبرو شده اند!!! یعنی مشکل دسترسی به اینترنت. ظاهرا پاسخی که گرفته اند این بوده:  کشورهای تحریم کننده ایران در سیستم های مخابراتی ایران مشکل ایجاد کرده اند!

یادم می آید یک زمانی فقط برای ورود به بعضی وبسایت ها با علامت فیلترینگ روبرو می شدیم. آن موقع دانشجو بودم و امیدوار به همه چیز. امیدوار به اینکه دنیای مجازی که تازه ما ایرانی ها با آن آشنا شده بودیم بتواند دری تازه به ارتباطات ما با بقیه جاهای دنیا باز کند. حتی تصور نمی کردم که یک روز فیلترینگ انقدر وسیع و شدید بشود که دیگر وارد یک سایت ساده هم نتوانیم بشویم و ناچار باشیم از فیلترشکن استفاده کنیم. مثلا من برای اینکه یک ایمیل ساده – با همین مضمون – برای شما بفرستم ساعت ها صبر و تلاش کنم . حتی همین حالا مطمئن نیستم فردا چنین امکانی را داشته باشم همچنان.

اگرچه جای زیادی برای امیدواری به بهبود وضعیت ندارم اما تا می آیم نومیدتر بشوم یک روزنه می تابد و سیاهی منجمد شده ی توی مغزم را از بین می برد کمی. از همین روزنه امروز توانستم دستم را دراز کنم به سمت دنیای مجازی به سمت شما در آن سوی دنیا  و برایتان بنویسم تا شاید حرف های من منتشر شوند؛ حرف های کسی که از پشت دیوارهای سانسور می نویسد هنوز.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)