خودپرستی انواع گوناگون و مسیرهای زیادی دارد که فرد خودشیفته می‌تواند از طریق آن‌ها خود را نشان دهد. جنسیت در خودشیفتگی افراد تأثیری ندارد هرکسی می‌تواند یک “خودشیفته در امور جنسی” باشد.

متأسفانه افراد به‌راحتی عاشق افراد خودشیفته می‌شوند، زیرا خودشیفته‌ها می‌دانند چگونه به‌راحتی دل اطرافیان را به دست بیاورند. ممکن است این بدان دلیل باشد که آن‌ها از روی تجربه می‌دانند که پیروزی‌شان در دل بری، زمان زیادی طول نمی‌کشد و تلاش می‌کنند تا با سرعت هرقدر که می‌توانند از دیگران چیزی که می‌خواهند را به دست بیاورند.

چهار حوزه‌ی منحصربه‌فرد در سطوح خودشیفتگی شریک زندگی وجود دارد (ویدمن و مک‌نالتی. 2010) و موارد زیر چهار علامت کلیدی است که این حوزه‌ها را نشان می‌دهد:

·        شما احساس می‌کنید که گاهی اوقات برای انجام برخی امور جنسی و یا انجام دادن فعالیت‌هایی که انتظارش را نداشته‌اید و نمی‌خواهیدشان فریب می‌خورید. این نشانه‌ای از ” استثمار جنسی” است: این افراد خودشیفته از شریک خود و مهربانی او سوءاستفاده می‌کنند. آن‌ها نوعی از اشخاص هستند که حاضرند شخص دیگری را برای هم‌خوابگی فریب دهند. آن‌ها در بازی دادن دیگری برای رسیدن به لذت شخصی خود هیچ تردیدی ندارند.

·        شریک شما تصور می‌کند که هدف شما در رابطه فقط برطرف کردن نیازهای جنسی او است. این نشانه‌ای از “حق‌به‌جانبی در امور جنسی” است: این افراد احساس می‌کنند که حق‌دارند هر چیزی را که می‌خواهند، در هرزمانی که می‌خواهند، طلب کرده و آن را دریافت کنند. نگرانی آن‌ها برای تغذیه اشتهای جنسی خود بر روی هر فکری درباره اینکه آیا شریک آن‌ها به فعالیت جنسی مدنظر آن‌ها در این لحظه علاقه دارد یا خیر، سایه می‌اندازد.

·         حس می‌کنید که لذت شما در برابر لذت شریکتان بی‌اهمیت است و هر موقع که درخواست چیزی “بیشتر” یا “کمتر” در امور جنسی می‌کنید، شریکتان شما را متهم می‌کند که موفق نشده‌اید از عملکرد آن‌ها راضی شوید. این علامت “ضعف در همدلی جنسی” است: این شرکا هیچ همدردی یا علاقه‌ای به نیازهای جنسی شریک زندگی خود، رضایت جنسی یا تجربیات جنسی ندارند؛ مگر اینکه توجه به نیازهای شریک زندگی خود درزمانی خاص سبب شود تا خواسته‌های خود را برآورده سازند. به‌غیراز این احساسات شریک زندگی تأثیر کمی بر رفتار جنسی فرد خودشیفته دارد و شریک جنسی با مشارکت در فعالیت‌های جنسی با این نوع از فرد “خودشیفته در امور جنسی” احساس بی‌ارزش بودن می‌کند.

·        شریک شما انتظار دارد تا باور آن‌ها مبنی بر اینکه “آن‌ها بهترین شریک زندگی هستند که تابه‌حال داشته‌اید” را تائید کنید. این نشانه‌ای از ” اطمینان بیش‌ازحد به مهارت‌های جنسی” است: این نوع از خودشیفتگی در امور جنسی با باورهای اغراق‌شده در مورد عملکرد جنسی شخص همراه است؛ که شامل دفعات توانایی برقراری رابطه جنسی، توانایی راضی کردن شریک جنسی و به‌طور کل مهارت‌های جنسی است. این افراد تصور می‌کنند شریک‌هایشان آن‌ها را به‌اندازه خودشان در توانایی‌های جنسی‌شان ستایش می‌کنند!

خودشیفته‌های امور جنسی در پی اثبات توانایی جنسی خود به معشوق‌هایشان هستند. آن‌ها می‌خواهند به‌عنوان بهترین عاشقی که شرکای خود شناخته‌اند، درک و ستایش شوند. بااحساس همدلی اندک، آن‌ها توانایی درک درد (احساسی یا فیزیکی) را که ممکن است به معشوقشان وارد کنند را ندارند.

خودشیفته‌های امور جنسی در هر جا که بتوانند به دنبال کسب لذت هستند.

اکثر ما به‌خوبی می‌دانیم که چقدر خودشیفته‌ها درخواست نوازش غرورشان را دارند. اگر یک رابطه به شکست منجر شود آن‌ها به‌سرعت شریک خود را مقصر می‌دانند زیرا تصویری که از خود دارند آن‌قدر شکننده است که قبول هرگونه مسئولیت آن را درهم خواهد شکست. آن‌ها تصور می‌کنند شکست شریکشان در برطرف کردن نیازهایش تقصیر کسی نیست جز خودش و نه فرد خودشیفته.

آمارها منعکس‌کننده این احتمال قوی هستند که افراد خودشیفته در امور جنسی بیشتر به دنبال شرکایی در خارج از روابط جدی و مدت‌دار هستند تا نسبت به افرادی که صفات خودشیفتگی جنسی را ندارند یا به میزان کم دارند. آمارها همچنین نشان می‌دهند که رابطه با افراد خودشیفته در امور جنسی می‌تواند، خطرناک باشد. خودشیفته‌های امور جنسی بیشتر از دیگران تمایل دارند تا خشونت جنسی به کار ببرند و این خطر جسمی را به خطر عاطفی انجام کار غیرممکن اضافه می‌کند که همان تلاش برای ایجاد یک رابطه سالم و صمیمی با یک فرد خودشیفته در امور جنسی است.

منبع

#مرکز_مشاوره_رنگین_کمانی را در دیگر شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

پیامک در تلگرام  

کانال تلگرام

اینستاگرام

فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)