روز پنجشنبه بیست و دوم شهریور و یک روز پس از اعتصاب با شکوه و موفقیت آمیز سراسری در کردستان، محمد علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران اعلام نمود که: “حمله موشکی روز شنبه به مقر دو حزب دمکرات، انتقام سپاه از “تروریستها” و پیام معنادار برای دشمنان به ویژه ابرقدرتهایی است که فکر می کنند می توانند با زورگویی اهداف پلیدشان را به ما تحمیل کنند.” او با تعریف و تمجید از قدرت اطلاعاتی و برد دو هزارکیلومتری و دقت موشکهایشان، به تهدیدات توخالی مرسوم در رابطه با “ابرقدرتها” و حمله موشکی به مقرات و دفاتر حزب دمکرات در کردستان عراق پرداخت. اولأ آنچه جعفری به عنوان هدف این حمله از آن نام می برد، یعنی “انتقام خون ١١ بسیجی در اطراف مریوان” ربطی به حزب دمکرات نداشت. ثانیأ تناقضات موجود درکل بیانات جعفری یک روز پس از اعتصاب سراسری روز چهارشنبه درکردستان نشان می دهد که فرماندۀ سپاه پاسداران هنوز در شوک تأثیرات این اعتصاب به سرمی برد که نیروهای سرکوبگرش را زمین گیر کرد. البته اعتصاب شکوهمند روز چهارشنبه شایسته ترین پاسخ برای اراجیف فرماندهان و سران جمهوری اسلامی دراین رابطه بود. 

واقعیت این است که اعتصاب روز چهارشنبه در کردستان هدف جمهوری اسلامی از اعدام وحشیانۀ سه جوان و عملیات جنایتکارانۀ موشک پراکنی به سوی مقرات و مراکز هر دو شاخۀ حزب دمکرات درهمان روز را خنثی و با شکست مواجه ساخته است. رژیم در شرایطی دست به چنین جنایاتی می زند که با بحرانها و معضلاتی زیادی چه در داخل کشور و چه درسطح منطقه ای و بین المللی دست به گریبان است. این معضلات روز به روز درحال گسترش بوده و جمهوری اسلامی همۀ راهها برای خلاصی و عبور از این بحرانها را تجربه کرده اما با شکست و ناکامی روبرو شده است. توسل رژیم به اقدامات مقطعی فریبکارانه و اقدامات امنیتی و سرکوبگرانه نیز تا کنون نتوانسته جلو اعتصابات کارگری و اعتراضات توده ای درسطح سراسری را بگیرد. اعدام لقمان و زانیار مرادی و رامین حسین پناهی و موشک پراکنی به سوی مقرات حزب دمکرات درهمان روز تقلای دیگری از جانب رژیم بود با هدف ایجاد فضای رعب و وحشت در میان مردم به منظور ساکت کردن و منصرف کردن آنان از پیگیری خواستها و مطالباتشان. 

اقدامات جبونانۀ اعدام سه زندانی سیاسی که با پرونده سازی جعلی تحت شکنجه های وحشیانه و محاکمه در دادگاههای فرمایشی برایشان حکم اعدام صادر کردند و سالها آنان را با هدف بهره برداری سیاسی در گروگان نگهداشتند تا در چنین شرایطی آنان را اعدام کند، نه نشان دهندۀ اقتدار بلکه اوج درماندگی رژیم است. خوداری رژیم از مطلع کردن خانواده و وکلای آنان از اجرای حکم و عدم تحویل جنازه ها به مادران داغدار و خانواده هایشان و دفن آنان درمکان نامعلوم علاوه بر قساوت نشان دیگری از ترس و وحشت رژیم از بازتاب این اقدام جنایت بار رژیم اسلامی است. 

اما جمهوری اسلامی بی جهت تلاش می کند با این اقدامات جنایتکارانه ظرفیت و پتانیسیل جنبش انقلابی کردستان را بیازماید. مردم کردستان درمقاطع بسیاری نشان داده اند که هیچ توهمی به ماهیت ضد انسانی رژیم اسلامی نداشته و ندارند و در فرصتهای لازم توان و قدرت همبسته خود را درمقابل رژیم به میدان می آورند. از دادن یک “نه” قاطع به رفراندم تشکیل جمهوری اسلامی تا کوچ تاریخی مردم مریوان و راه پیمایی مردم دیگرشهرها در حمایت از آنان تا اعتصابهای با شکوه ١۶مرداد سال ١٣٨۴و ٢٣ اردیبهشت ١٣٨٩ عکس العملها و پتانسیلی بوده اند که مردم کردستان درمقابل زورگویی و قلدری رژیم از خود نشان دادند. اعتصاب سراسری روز چهارشنبه٢١ شهریور که با توافق سریع همۀ احزاب سیاسی فعال در کردستان به ویژه تلاش فعال احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست فراخوان داده شد گسترده تر از موارد پیشین همۀ شهرهای کردستان و این بار شهرهای استان کرمانشاه را نیز فرا گرفت. 

این اعتصاب علاوه بر آنکه پاسخی قاطع به جنایات رژیم و به شکست کشاندن هدفش در تحمیل فضای ترس و ارعاب برجامعه بود، اهداف مشخص دیگری را نیز مد نظر داشت از جمله آزادی همۀ زندانیان سیاسی و عقیدتی و فعالان مدنی، لغو مجازات اعدام به طور کلی و لغو همۀ احکام اعدام صادر شده توسط بیدادگاه های رژیم و پایان دادن به کشتار کولبران و تآمین کار و ملزومات برخورداری از یک زندگی انسانی برای آنان بود. 

هم زمان آکسیونها، راهپیمایی و تجمع اعتراضی در مقابل سفارت خانه و کنسولگریها و سایر مراکز جاسوسی و امنیتی رژیم در خارج کشور و درحمایت از اعتصاب در بسیاری از کشورهای اروپایی و کانادا آن چنان برجسته بود که در بسیاری از رسانه های آن کشورها و در سطح بین المللی نیز انعکاس وسیعی یافت.درجبهه مبارزات مردم به کارگیری شبکه های اجتماعی در فضای مَجازی در جهت انعکاس اخبار درهمۀ مراحل اعتصاب و افشای شگردها و دروغ پردازی بوق وکرنای رژیم نیز نقش به سزایی ایفا کردند. حضور گستردۀ نیروهای سرکوبگر نظامی و امنیتی از شب قبل از اعتصاب درسطح شهرها و شهرکها و تهدیدات و بگیر و ببند فعالین سیاسی در شهرهای کردستان نتوانست کمکی به رژیم بنماید. 

آنچه به عنوان نتیجه این اعتصاب می توان به حساب آورد برای جمهوری اسلامی این است که رژیم با ارتکاب این جنایات نه تنها نتوانست به هدف خود که ایجاد فضای ترس و وحشت درایران و کردستان بود برسد، بلکه برایش بسیار هزینه بردار هم بود و موج گسترده تری از خشم و تنفر انزجار مردم را علیه خود دامن زد. موفقیت این اعتصاب موقعیت به مراتب ضعیف تری نسبت به گذشته را به رژیم تحمیل کرده است.

علاوه برآن این اعتصاب بار دیگر پوچی و بی پایه بودن هوچی گری مسئولان و دم و دستگاههای تبلیغاتی حکومت اسلامی و مرتجعین و ایادی رژیم در کردستان دایر بر اینکه “گروههای سیاسی پایگاهی درمیان مردم کردستان ندارند.”را برای مردم در سطح ایران و جهان فاش ساخت و نشان داد مردم کردستان همچنان جمهوری اسلامی را دشمن خود به حساب می آورند. این اعتصاب روحیۀ مبارزاتی مردم کردستان و ایران را بالا برده و توازن قوای بهتری برای جنبش انقلابی کردستان و جنبش کارگری و اعتراضی مردم ایران به وجود آورد.

نشان داد که ریشه جنبش انقلابی کردستان دراعماق جامعه تنومند ترشده است. نشان داد که این جنبش از صلابت، هشیاری، آگاهی، تشکل و رهبری برخورداراست. نشان داد که توده های مردم ستمدیده کردستان با وجود فقر و تنگدستی، حاضرند با عزت نفس بالایی برای پیروزی بر جمهوری اسلامی از معیشت و زندگی خود هزینه نمایند. نشان داد که جامعه کردستان یک جامعه قطبی سیاسی و دارای قابلیت بالایی برای تحزب است. نشان داد که اعتصاب سراسری توده ای را می توان به عنوان الگو و تجربۀ مبارزاتی موفق در سراسرایران نیز به کار برد که در آن نیروهای سرکوبگر رژیم در مقابل اراده جمعی توده های مردم مفلوک و زمین گیر شده و کاری از دستشان برنخواهد آمد. اعتصاب ٢١شهریور به پیروزی رسید و برگ زرین دیگری به تاریخ پر افتخار جنبش انقلابی مردم کردستان افزود. 

شنبه – ۲۴ شهریور – ۱۳۹۷ , 15 – 09 – 2018

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)