همگرایی سیاسی فرایندی است که طی آن واحدهای سیاسی به طور داوطلبانه از اعمال اقتدار تام خویش برای رسیدن به هدف‌های مشترک صرفنظر کرده و از یک قدرت فوق ملی پیروی می‌کنند. اما نظریه‌پردازان همگرایی، بر سر تعریف دقیق این واژه، توافق کامل با یکدیگر ندارند. 

این روزها هماهنگی و همکاری در میان احزاب اپوزیسیون موج می زند مریم رجوی در نشست پاریس به سلطنت طلبان و پهلوی حمله می کند، نوری زاده از دست بوسی شاهزاده توسط هجری و مهتدی خبر می دهد، حدکا تکذیب می کند، هجری در اعتراض به مهتدی و کومله ها در نشست واشنگتن شرکت نمی کند، عرب های حاضر در نشست واشنگتن در اعتراض به سخنان ملی گرایانه مهتدی شروع به سر دادن شعار تجزیه طلبی اهواز می کنند، سایر افراد شرکت کننده در نشست جلسه را ترک می کنند، کریم عبدیان برای جمع که طاقت دمکراسی خواهی عرب ها را ندارد (منظور از دمکراسی خواهی شعار تجزیه طلبی است) ابراز تأسف می کند، هجری حدک را دوستان پیشین خطاب می کند، خبات فدرالیسم را قبول ندارد، ابراهیم علیزاده مرکز همکاری های احزاب کردستان را قبول ندارد. مهتدی ایلخانی زاده و علیزاده را قبول ندارد و … 
متاسفانه این فقط گوشه ای از وضعیت نامطلوب برخی از اپوزیسیون در ماه های اخیر است وضعیتی که بدون ملاحظه به نام تمام اپوزیسیون نوشته می شود مردم از دیدنش ناامید و جمهوری اسلامی را بهترین گزینه خواهند دانست و هر انتخابی را از ترسِ بر سر کار آمدن چنین اپوزیسیونی بر سر صندوق های رای می برد.
در این رابطه “حسن اعتمادی” از مدیران سابق شبکه من و تو در گفت و گو با “مهرداد درویش پور” دکترای جامعه شناسی از دانشگاه استکهلم با موضوع همگرایی اپوزیسیون به بحث نشستند.
در این گفت و گو درویش پور در جهت تقویت همگرایی اپوزیسیون نکاتی را بیان می کند که می تواند در این وضعیت کارگشا و موثر واقع شود. 
درویش پور در ارتباط با مبنای همگرایی در بین جریان های اپوزیسیون می گوید: “همه گروها به نظر من گروه بندی های سیاسی خودشان را داشته باشند و در این راه باید همگرایی وجود داشته باشد این همگرایی حول محور شعارهای سکولاریسم ، استقلال و تمامیت ارضی می تواند شکل بگیرد.”
درویش پور در اظهاراتش اساس و مبنا همگرایی را برای به رسمیت شناختن اپوزیسیون می داند و تاکید بر مبارزه مسالمت آمیز دارد در این مسیر راه های گوناگونی را بر می شمارد که ممکن است تبلیغ برای یک رفراندوم باشد یا تبلیغ برای تشکیل مجلس موسسان،یا ممکن است از گام های کوچک تر شروع شود که  این راه ها را از  لغو نظارت استصوابی تا به برچیدن نظام بر می شمرد.
در این صورت مسیر های مبارزه و شعارها را نمی توان مطلق کرد از همین جهت به سه محور مهم برای رسیدن به همگرایی اشاره می کنم این سه محور را می توان به اختصار سر لوحه حرکت اپوزیسیون افتراق انگیز برشمرد.
1-بدون همگرایی بخت یک آلترناتیو قدرتمند غیر ممکن است.
 2- همگرایی بدون به رسمیت شناختن رقابت سیاسی ، به یک نظام توتالیتر دیگر منجرب خواهد شد باید رقابت سیاسی و تفاوت ها را به رسمیت شناخت.
3- باید خواست گذار از جمهوری اسلامی رو بیان کرد این به معنی آن نیست که به مبارزه خرد و کوچک بی اعتنا باشیم بلکه ما باید بتوانیم یک پیوند در داخل کشور و یک بدیل مشترک سازمان دهیم بدیلی که صرفا خارج از کشور باشد.
 برخی معتقدند این روند با این خطر روبه روست که جدی گرفته نشود نکته حائز اهمیت این است بدیلی که بخواهد در آن شرایط اختناق شکل بگیرد و نیروهای چند میلیونی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را دور بزند و نادیده بگیرد فقط می تواند در چارچوب اصلاح طلبی معنا پیدا کند بنابراین تاکید بر همگرایی و رقابت مسالمت آمیز ، همزمان پیوند داخل و خارج برای بدیل مشترک است.

این ها یکسری عناصری یا چالش هایی است که ما با آن رو به رو هستیم برای اینکه بتوانیم بدیلی رو شکل ببخشیم باید جامعه رو با یک بدیل سیاسی روبه رو کنیم چون بدون بدیل این مبارزات مردم هم هر چقدر تند و رایکال باشد نمی تواند به یک دگرگونی اساسی منجر شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)