تعقیب وقایع ایران، به قصد جستن نشانه های انقلاب آینده، از ملال خالی نیست. نه از این جهت که گرد انقلابی در افق دیده نمیشود و چشم ما به راه میمانند، به این جهت که آنچه دیده میشود، گاه رنگ تکرار دارد، تکرار انقلاب پنجاه و هفت.

نشانه های لکنت تاریخ، حال هر قدر کم شمار، حکایت از این میکند که چهل سال داد و فریاد و طلبکاری از زمین و زمان و ادعای درس گرفتن از تاریخ و نگاشتن هزاران کتاب و مقاله و پایان نامۀ تحصیلی و… در ناپختگی سیاسی مردم ، تغییر چندانی نداده. البته انواع تعارف در بارۀ پیر و جوان هست و رایج هم هست.

از پیران شروع کنیم. گروهی از آنان در قدیم هوای کار سیاسی داشته اند و گاه سالهایی از عمر خویش را نیز صرف مبارزه با استبداد کرده اند و حالا، پس از گذشت زمان و خسته از بی ثمری کوشش هایشان، به نوعی دلزدگی و وادادگی رسیده اند. اولی از صرافت هر کوششی شان انداخته و دومی به هر تغییری راضیشان ساخته. اصل حرفشان این است که عوام چیزی یاد نمیگیرند، از خواص هم کاری برنمیاید، کار مملکت درست شدنی نیست مگر با زور و هر که آورد، آورد، بخصوص پهلوی. میخواهند در این دم آخر عمر، به هر قیمت از جهنم موجود خلاص شوند.

دوم جوانانی هستند که از دوران قبل از انقلاب جز روایات پراکنده  که از تودۀ نامنظم حافظۀ نزدیکان صید کرده اند، چیزی نشنیده اند و جز تصاویر قیچی شده از واقعیتی که اصلاً تصوری از شکل کاملش ندارند، چیزی ندیده اند. به تاریخ عنایتی ندارند، عجولند و طبیعی است که جاه طلبی هم داشته باشند. تصویر بازگشت پهلوی برای این گروه نیز جذاب است. آرزوی آنرا از زبانشان میتوان شنید و احیاناً از قلمشان خواند. سودای بازگشت به بهشت دارند تا عمری به آرامی در آن سر کنند.

اگر صحبت از تکرار کردم، به این دلیل بود که انقلاب پنجاه و هفت هم به همین ترتیب پیش رفت و به ثمری رسید که دیدیم. آنچه که دیدیم از یکسو خستگی و نومیدی پیرانی بود که چند نوبت شکست را تجربه کرده بودند و جداً میخواستند از شر محمدرضا شاه خلاص شوند که حاضر بود به غیر از جان و مال، همه چیز را بدهد و قدرت را ندهد. از سوی دیگر جوانان آن دوران که سالخوردگان دوران حاضرند، تصور میکردند با ایدئولوژی های بنجل خود که تنها ضمانت اعتبارشان، بیسوادی تاریخی بود، همۀ مشکلات را حل خواهند کرد.

مردم دوست دارند فکر کنند که در انقلاب، تجربۀ پیر و نیروی جوان دست به دست هم میدهند تا آینده ای درخشان بسازند. آنچه آن بار دیدیم و این بار هم مقدماتش را شاهدیم، خستگی پیر است و توهم جوان. شاید اصلاً قرار انقلابها بر همین است!

 

۲۰۱۸

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

rkamrane@yahoo.com

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)