ری را باز گشه با صدایش!
با گلبانگ آزادی !
ریرا… ریرا…”
دارد هوا که بخواند
در این شب سیا
او نیست با خودش.
او رفته با صدایش اما
خواندن نمیتواند” نیما.
شب سیاه رو بپایان است.
“ری را” آن مرغ خوشخوان آزادی برگشته با صدایش.
صدائی که گردش گزمگان شب رادر هم می ریزد.از هر پنجره گشوده برشب بشارت سحر می دهد.
صبحگاهان در گلو ی هزاران جوان و نو جوان می نشیند.به مدرسه می رود!سرودمی خواند ،شورمی افکند.
در دانشگاه ها همراه با هزاران دانشجوی جوان سرود آزادی میخواند.امیدشان می دهد. از روزهای خوش در راه سخن می گوید .همراهشان پای می کوبد.
روزهای غریبی است !روزهای عشق وسرمستی! که میلیون ها جوان ایرانی نور می خورند. نور می نوشند. در میان اشگ و خون! می در ساغر هستی میریزند !
سرمست از باده آزادی سقف فلک می گشایند. تا طرحی نو در سرزمینی که دیر گاهیست اهرمن برآن حاکم شده در اندازند.
کدامین نیرو قادر است روح عجین شده با عشق به آزادی را از پای در اندارد؟
کدامین گلوله ؟کدامین شکنجه وزندان قادر است.راه برنیروی جوانی که شکوه این روزهای غرق در قهرمانی را تجربه می کندسد سازد؟
نیروئی که آگاه است و می داند که چه می خواهد!
کدام بسیجی مزدور سلاح برکف ؟کدام سپاهی خالی از عشق !خالی از شکوه آزادگی ،بری ازهمراهی مردم! مردمی که با نفرت در او می نگرند توان ایستادن طولانی مدتش درچنین میدان نبردیست؟
نبرد با ملتی که کودک هشت ساله اش شعار “زن ،زندگی ،آزادی” سر میدهد.دختران جوانش پیشاپیش مردان حرکت می کند.سینه در برابر نیزه سپر کرده فریاد می زنند.” یا مرگ یا آزادی.”
صدائی که در تمامی جهان می پیجد.جهانیان رابه شگفتی وا میدارد .به حمابت و پشتیبانیشان می کشد. آیا روح زنده شده یک ملت را می توان کشت؟ ملتی که می خواهد در فضای آزادی گلبانگ سر بلندی سر دهد!
ری را برگشته با صدایش . ری را می خواند در گلوه گاه آزادی خواهان .ری را زن است ! ری را زندگیست. ری را آزادیست!
ابوالفضل محققی .
ریرا باز گشه با صدایش!
سه شنبه, ۱۰ام آبان, ۱۴۰۱
اضافه شده توسط مطالب دریافتی نویسنده مطلب: ابوالفضل محققیمطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز میتوانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.