مدرسه فمینیستی: زندگی همچون رودخانه ای جوشان و بی بازگشت، مدام در حرکت و تغییر و تطور است. هر لحظه در جهان اتفاقی نو رخ می دهد که همه چیز و همه کس را در بر می گیرد. هیچ نیرویی، هیچ یک از دولت های توتالیتر، هیچ قدرت جهانی و هیچ تسلیحات اتمی، نمی تواند جلوی پیشرفت و تغییرات را بگیرد. این واقعیت که زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند، طبیعتا آنان را در مرکز این تغییرات قرار می دهد. این جا دیگر زنان با فرصت شناسی و هوشیاری تاریخی شان از این تغییرات استقبال می کنند زیرا که قرن هاست به دنبال تغییر موقعیت ستانده شده شان هستند.

موقعیت زنان در جوامع مردسالار با واقعیت تحول یافته زندگی کنونی و ذهنیت و هویت فردی شان همخوانی ندارد. دسترسی گسترده زنان به آموزش و موفقیت آنان در حوزه های گوناگون اجتماعی موجب دگرگونی و تغییرات بزرگ شده و آنان را به کنشگرانی آگاه و آماده برای ورود به عرصه اجتماعی تبدیل کرده است. می دانیم که جهش فرهنگی و اجتماعی امروز زنان که ریشه ای جدی در حرکت ها و تلاش های پیشین آنان دارد، در این مقطع از تاریخ چهره جدیدی از زنانی را نشان می دهد که برای دگرگون کردن ساختارهای جان سخت قوانین تبعیض آمیز، کمر همت بسته اند و فعالانه در جهت به دست آوردن حقوق از دست داده شان هستند.

این همت زنانه آن چنان پیش می رود که عملا در همه عرصه ها حضور خود را تحمیل کرده است به طوری که زنان تلاش می کنند فارغ از خط کشی های مردسالارانه، عرصه های گوناگون شغلی را قبضه کنند. در محیط های دانشگاهی، حضور زنان آنچنان گسترده شده که مسئولان را دچار نگرانی کرده و برای ایجاد محدودیت در برابر این حضور، طرح هایی همچون طرح تفکیک جنسیتی و بومی گزینی را اعمال می کنند. اگر صدیقه دولت آبادی در صد سال پیش برای تأسیس مدرسه دخترانه مبارزه می کرد، اکنون دختران او برای آزادی انتخاب رشته و دانشگاه مورد نظرشان، می جنگند.

این چنین می شود که برخلاف قانون و میل مردسالاران، زنان از حاشیه به مرکز جامعه آمده اند. در این راستا از هر تغییر و حرکتی بهره می گیرند تا هویت و حقوق از دست رفته شان را به چنگ آورند..با سلاح آگاهی، از طریق خواندن، نوشتن، تحقیق و پژوهش، و حضور در شط مواج جنبش های جهانی در هر منطقه ای از این جهان قرار می گیرند. زنان ایرانی همچون خواهران خود در سراسر گیتی تلاش می کنند تا هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آوایی خود را با پاسداشت از «روز جهانی زن» به خواهری جهانی پیوند زنند تا از دردها و تبعیض ها بکاهند؛ یعنی از همان درد مشترکی که زاده حاکمیت پدرسالار و قوانین تبعیض آمیز است!

چگونگی شکل گیری فعالیت های اصلی زنان، استفاده از تجارب غنایی جنبش های فمینیستی در کشورهای دیگرست که خود سبب گسترش و عمق کنش های فردی و جمعی زنان شده است و از دیگر سو باعث شده که زنان کوشنده بتوانند اغلب حرکت های خود را از خواست های ملموس روزمره آغاز کنند. طبعاَ این دسته از تلاش های مدنی و مسالمت آمیز (برگرفته از بطن زندگی روزمره) از ویژگی های اصلی حرکت زنان به شمار می آید چرا که زنان به رغم آن که در سراسر تاریخ و در همه کشورها و جوامع گوناگون مورد خشونت واقع شده اند، اما خشونت طلب نیستند و با سلاح آگاهی، مسالمت جویی و عدالت خواهی، پا به میدان مبارزه نهاده اند و پیکار سنگر به سنگر و نفس گیر خود را برای کسب برابری و مساوات مدنی، به جلو می رانند.

8 مارس جنبش جهانی زنان

شروع قرن بیستم، آغازی بود برای شکل گیری و اوج گرفتن تشکل ها، نهضت ها و جنبش های مدنی و مسالمت آمیز زنان در کشورهای صنعتی و نیز کشورهای درحال توسعه. زنان در شیکاگو، فیلادلفیا، نیویورک و… برای دستیابی به حق رأی، دستمزد آبرومندانه، خاتمه شرایط کار طاقت فرسا و لغو و ممنوعیت کار اطفال، دست به اعتراض و اعتصاب زدند. روز 8 مارس 1908 مصادف با برپایی تظاهرات هزاران زن کارگر در کارخانجات دوزندگی بود. در این رویداد تاریخی، زنان تظاهرکننده، درخواستی برای قانون حمایت از کودکان کارگر و حق رأی زنان، علاوه بر تقاضاهای دیگر زنان کارگر که از گذشته روی هم انباشته شده بود، ارائه دادند.

“کلارا زتکین” یکی از زنان آزادیخواه آلمانی، تمام انرژی و استعداد خود را برای مردم و به ویژه برای ارتقاء آگاهی زنان به کار گرفت. به ابتکار و پیشنهاد او در سال 1910 در دومین کنفرانس زنان سوسیالیست بود که 8 مارس به عنوان روز جهانی زن در بزرگداشت خاطره تمام زنانی که برای تغییر و برابری مبارزه کرده اند اعلام شد. زنان 17 کشور که در این کنفرانس حضور داشتند، پیشنهاد او را پذیرفتند و به مرور کشورهای دیگر نیز به آن پیوستند. سال 1977 سازمان ملل قطعنامه ای تصویب کرد و روز جهانی زن را به رسمیت شناخت. این قطعنامه از همه کشورهای دنیا دعوت می کرد که یک روز را به پاس دستیابی زنان به حقوق شان و صلح جهانی، جشن بگیرند.

امروزه عموم کشورهای دنیا روز جهانی زن را به رسمیت می شناسند و همه ساله در چنین روزی مسایل و مشکلات زنان در نشست ها و سخن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رانی ها به بحث گذاشته می شود و در معرض نقد و داوری قرار می گیرد. زنان سراسر جهان به مناسبت این روز تاریخی با تظاهرات و میتینگ هایشان و بنا به شرایط سیاسی و اجتماعی کشورشان در فضاهای مختلف (چه به صورت علنی و چه غیرعلنی)، در یک همبستگی جهانی، خواسته ها و مطالبات شان را با صدای رساتر اعلام می کنند.

تاریخچه فعالیت زنان در ایران در 8 مارس

در طول تاریخ معاصر، زن ایرانی هرگز از حرکت ها و جنبش های نوین جهانی فاصله نگرفته است و در مقاطع مختلف و به بهانه های گوناگون همواره برای رفع تبعیض علیه خود کوشیده است. «روز جهانی زن» (هشتم مارس) نیز رویدادی تاریخی است که زنان برای احقاق حق و کسب برابری و محو ستم جنسی، به آن شکل داده اند! چه جنبش های سیاسی و چه جنبش های برابری خواه، خواستار مساوات مدنی و رهایی از ستم مضاعف بوده اند و همواره برای رسیدن به آن، کوشیده اند.

به روایت تاریخ، مادران ما در انجمن «پیک سعادت نسوان» از سال 1301 شمسی کمر همت بستند و اولین مراسم 8 مارس را در شهر رشت برگزار کردند و با تأسیس مدرسه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به نام پیک سعادت و انتشار نشریه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به همین نام، برای بالا بردن سطح آگاهی زنان تلاش کردند. زنان هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بسته و هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دل دیگری به نام «بیداری زنان» در سال 1305 اقدام به برگزاری مراسم روز جهانی زن کردند و با اجرای نمایش «دختر قربانی» تاریخچه 8 مارس و اهمیت موقعیت جهانی و ضرورت این روز را برای زنان بازگو کردند.

در سال های پس از خروج رضاشاه و بر تخت نشستن پسرش که با فضای بازی همراه بود، تشکلی به نام “تشکیلات دموکراتیک زنان ایران” تأسیس شد که این تشکل به برگزاری مراسم روز جهانی زن اقدام می کرد. در این سال ها زنان با رفتن به گلگشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جمعی و خواندن شعر و مقاله و اجرای موسیقی و نمایشنامه به بازگویی تاریخچه مبارزات زنان پرداختند تا جایی که در هشت مارس 1331 هزاران زن و دختر هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آوا شدند و با برپایی مراسم مراسم 8 مارس خواسته های خود را مطرح کرده و خواستار برابری و رفع ستم جنسیتی شدند. پس از 28 مرداد 1332، بسیاری از سازمان ها و احزاب منحل و برخی از جمعیت های زنان هم بالطبع آن منحل شدند. در تمام دوران حکومت محمدرضاشاه اگرچه روز 8 مارس به طور رسمی و علنی برگزار نشد اما زنان از مبارزه و خواسته هایشان دست نکشیدند.

پس از انقلاب 1357، یک بار مراسم 8 مارس به صورت علنی و در گسترۀ میلیونی برگزار شد اما پس از آن روز، تا سال 1378، برگزاری مراسم علنی این روز، با توقف همراه بود، ولی با شروع زمزمه های اصلاحات و گفتمان جامعه مدنی، زنان ایرانی بدون جزم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندیشی و تعصب بر نقطه نظرات خود، با همکاری هم، بار دیگر این مراسم را از خانه ها بیرون کشیدند و پس از بیست سال آن را به حوزۀ عمومی کشاندند. این چنین بود که مراسم روز زن در سالن «شهر کتاب» در سال 1378 بر پا شد و کنشگران زن توانستند توجه فعالان در دانشگاه ها و مراکز آموزشی و فرهنگی و نیز توجه کوشندگان جنبش دانشجویی و دیگر فعالان اجتماعی را به خود جلب کنند و بر کمیت و کیفیت فعالیت های مدنی خود از طریق برگزاری این روز تاریخی، بیفزایند.

تداوم برگزاری علنی این روز جهانی نیز پیگیری شد و زنان فعال در جنبش فمینیستی توانستند مراسم را در سال 1379 در «خانه هنرمندان» و در سال 80 در فرهنگسرای «ارسباران» و نیز در خانه ها و سالن ها و دانشگاهها مراسم روز جهانی زن را برگزار کنند. اما سال بعد یعنی در سال 1381 برای اولین بار تجمعی به مناسبت 8 مارس در «پارک لاله تهران» برگزار شد. هر چند در سال بعد از آن نیز (1382) با وجود داشتن مجوز، اما در آخرین دقایق مجوز برپایی مراسم پارک لاله لغو شد و در نهایت، تجمع به خشونت کشیده شد. از آن پس، روز به روز فشارها بیشتر می شد و از برپایی تجمعات به مناسبت 8 مارس ممانعت می کردند به طوری که در سال 1384، مراسم 8 مارس در پارک دانشجو در همان ساعت اول با حمله پلیس و ضرب و شتم برگزارکنندگان، روبرو شد. در سال 1385 نیز به رغم همه فشارها، مراسم این روز به صورت گسترده در محیط های دانشگاهی و شهرستانها برپا گردید و گروه های زنان با ده ها ابتکار مختلف برای پاسداشت و یادآوری 8 مارس و حفظ تلاش صدساله زنان مدافع حقوق برابر در ایران برای رسیدن به این نقطه تاریخی! همت کردند. اما با تأسف باید گفت که به تدریج از سال 1385 به بعد، نه تنها تجمعات زنان به مناسبت 8 مارس به کل ممنوع شد بلکه حتا به سختی می شد مراسمی در سالن های عمومی و دانشگاه ها برپا کرد. با این حال اما به رغم همه این فشارها، زنان عقب ننشستند و همچنان 8 مارس را به محوری برای تحقق مطالبات و همبستگی زنانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان قرار دادند و به این طریق تاریخچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای غنی برای جنبش زنان مهیا ساختند که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند دستمایه خوبی به منظور شناخت و ایجاد دگرگونی در راستای بهبود زندگی زنان باشد. این دست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورد کمی نیست، چون آسان بدست نیامده، بنابراین هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گاه به حال خود رها نمی شود.

یکی از موفقیت های مهم جنبش زنان، توانایی گردهم آوردن گرایش های گوناگون زنان حول درخواست های زنان است. تحت تأثیر این ویژگی، کنشگران جنبش فمینیستی ایران توانسته اند نوعی همزیستی دمکراتیک با یکدیگر را تجربه کنند و دمکراسی را نه فقط به عنوان شعار و خواست سیاسی که به عنوان فرهنگی عملی، در پراتیک اجتماعی و روزمره خود به کار گیرند. این فرهنگ دمکراتیک را زنان کنشگر در عمل اجتماعی آگاهانه بوجود آورده و گسترش داده اند.

یکی دیگر از حرکت های موفق زنان، خواسته و نگرش مطالبه محوری است که حقوق برابر، مبارزه با تبعیض در زندگی روزمره، و کسب حقوق شهروندی را در کنش اجتماعی قدم به قدم خود، قرار می دهد و در عین حال از تجربه های بین المللی و از جنبش های موفق سایر کشورها نیز بهره می برد. این تحول بزرگ نشانه همبستگی و همدلی، آگاهی از محتوا و مضمون فعالیت، و بالاخره نتیجۀ درس آموزی از مبارزات مسالمت آمیز جنبش های زنان در سایر کشورهاست.

در آستانه قرار گرفتن در روز جهانی زن مطالبات خود را دوباره و دوباره با روش مطالبه محوری، پی می گیریم و در اولین قدم، آزادی زنان فعال دربند را خواستار می شویم و به سهم اندک خود می کوشیم تا فریاد عدالت خواهی و دادخواهانه آنان را به گوش جهانیان برسانیم و نیز همصدا با زنان سراسر جهان خواهان آزادی آنها و رفع خشونت و تبعیض علیه زنان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شویم. زیرا می دانیم ‌که بدون مشارکت فعال و همبسته، ریشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیِ فقر و خشونت و نابرابری هرگز ممکن نمی شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)