در تعریف پوپولیسم آمده است: بزرگداشت مفهوم مردم تا حد مفهومی مقدس، یکی از روش های اهل سیاست که طی آن خود را طرفدار حقوق عامه مردم در برابر گروه نخبه نشان می دهند. یکی از خصیصه‌‌های پوپولیسم کشف توطئه‌های ضد مردمی است. از آموزه های شاخص این روش سیاسی: جلب پشتیبانی مردم با توسل به وعده‌های کلی و مبهم، و معمولاً با شعارهای ضد امپریالیستی. پیشبرد اهداف سیاسی، مستقل از نهادها و احزاب موجود، با فراخوانی توده مردم به اعمال فشار مستقیم بر حکومت. بزرگداشت و تقدیس مردم، با اعتقاد به اینکه هدف‌های سیاسی باید به اراده و نیروی مردم و جدا از احزاب یا سازمان‌های سیاسی پیش برود. دو نوع رویکرد اصلی در باب پوپولیسم: مردم باوری و اعطای آزادی ها و امتیازات دمکراتیک به مردم و شریک کردن آنان در ساختار قدرت. در مقابل، مردمداری و تزریق نوعی امید واهی به جامعه و تأکید بر عقاید فراموش شده توده جامعه که به بهره برداری و سوء استفاده از جامعه منجر می شود. پوپولیسم و دماگوژی (عوام فریبی-مدیریت توده) بنوعی دوقلوهای به هم چسبیده عالم سیاست اند. علمداران این دو نحله سیاسی به تحریکات گمراه کننده دست می زنند و تلاش دارند با تملق گویی توده‌ها و مدیریت احساسات و غرایز عامه مردم را مدیریت کنند.
هر چند پوپولیسم از مفاهیم علوم سیاسی است، اما در همه عرصه ها ساری و جاری است. طبیعتا با واژه هایی خاص آن فضا. برای مثال در حوزه رسانه، بزعم من روزنامه‌نگاری زرد مترادف با پوپولیسم است. روشی از روزنامه‌نگاری که با استفاده از شیوه‌های مبتذل بدنبال جذب مخاطب است. روزنامه‌نگاری زرد معمولا از معیارهای روزنامه‌نگاری روشنفکرانه و علمی تبعیت نمی کند و رویکردش مدیریت اذهان جامعه از طریق تحریک و تهییج احساسات است. در این شیوه ارائه ملغمه ای از سوژه‌های داغ روز در حوزه سیاست‌ داخلی، جنگ، دیپلماسی بین المللی، ورزش، مسائل اجتماعی، سینما، بازیگران، سلبریتی ها و … همگام با عکس های جنجالی پاپاراتزی مخاطب را گیج و سردرگم می کند تا جاییکه اصل و محتوا بکلی فراموش می شود.
بعد از مقدمه بالا.
در طول چهل سال اخیر رویکرد مخالفین نظام سیاسی حاکم بر ایران در تمامی نوشته ها و مصاحبه ها و سخنرانی ها و برنامه های رادیو تلویزیونی متنوع، اتهام سیستم حکومت به شیوه پوپولیستی بوده است. بدیهی است که پوپولیست در اینجا نه بمعنای مردم باوری و اعطا کننده آزادی و امتیازات دمکراتیک به مردم و شریک کردن آنان در ساختار قدرت که به معنای منفی آن یعنی حکومت بر اساس عوام فریبی و دماگوژی مطرح است. ناگفته نماند که شخصا با تمام وجود به این واقعیت اعتقاد دارم و تا امروز هر آنچه گفته و نوشته ام بر اساس همین دیدگاه بوده و هست و خواهد بود.
شیوه های پوپولیستی نظام شاید اوایل صرفا برای برخی اهل فن قابل شناسایی بود اما با گذشت هر سال از عمر نظام، ویژگی ها و خصیصه های پوپولیستی در حکومت و سران سیاسی آن بارزتر گردید تا جاییکه این روزها مضحکه خاص و عام و سرمنشا شوخی های کودکان دبستانی است. می توان گفت از دید مردم (همان مردمی که قرار است با این تاکتیک ها فریب بخورند!) سیرکی در کشور مشغول هنرنمایی است که در آن برخی از بازیکنان میانی حکومت نقش موجودات رام شده و تعدادی معدود بعنوان راس قدرت نقش رام کنندگان دسته قبل، برخی هم نقش دلقک های بازیگوش را ایفا می کنند. دلقک هایی که هر کاری بتوانند می کنند تا مورد تایید توده مردم واقع شوند و کف و هورایی کاسبی کنند. این داستان، از پایین تا بالای نظام را در بر می گیرد و در تمامی عرصه ها خودنمایی می کند. مثلا در مجلس شورا دلقک هایی داریم که تناقض گویی ها و تناقضات رفتاری اشان سوژه خنده و شوخی مردم است. شومن هایی که صبح ها اتهام وارد می کنند، به فاصله چند دقیقه پشت همان تریبون توجیه می شوند و اتهامات را پس می گیرند و عذرخواهی رسمی می کنند و به فاصله چند دقیقه بعد از آن همان اتهام را توئیت می کنند و قول پیگیری می دهند. یا دلقک هایی که پریود ماهانه رفع حصر و رفع محدودیت دارند. امروز پیشنهاد رفع حصر و محدودیت چاپ عکس سران سابق رژیم را مطرح می کنند و داستان تمام می شود تا ماه آینده که دوباره زیر دلشان درد می گیرد. در جاهای دیگر مثلا دفتر ریاست جمهوری هم دلقک فراوان است. مثلا یکی از آنها که اخوی اش مضنون به اختلاس چند هزار میلیاردی با رانت خود اوست، پشت تریبون به مردم هشدار می دهد که فساد به سران بالای نظام رسیده است. در قوه قضائیه دلقکی داریم که بنیانگذار حقوق بشر را امام جعفر صادق می داند و مدعی است در جهان فقط یک کشور و نظام سیاسی توانسته است حقوق بشر واقعی را پیاده کند که طبیعتا نظام حاکم بر ایران است. اخوی اش در راس یکی از قوای سه گانه است، قوه ای که وظیفه اش مبارزه با فساد است. از رهبری اش درخواست مجوز تشکیل دادگاه های انقلابی می کند تا با سرعت و قدرت بیشتر با فساد اقتصادی در ارکان حکومت مبارزه کند اما همزمان خودش در مجلسی که ریاستش با یکی دیگر از اخوینش است متهم به بالا کشیدن سود 63 حساب بانکی است.
در حوزه رسانه هم که غلبه روزنامه نگاری زرد اظهر من الشمس است و گمان نمی کنم در تمام تاریخ ایران بگردید این تعداد فکاهی نویس و طنزپرداز بیابید. بجز معدودی از روزنامه ها و روزنامه نگارها که به رغم همه محدودیت ها و بگیر و ببند ها همچنان از جان گذشته ایفای نقش می کنند، طیف وسیعی از روزنامه ها با طعم اصول گرایی تا اصلاح طلبی، از لیبرال تا تندروی مذهبی زرد نویسان حرفه ای هستند. ناگهان همه با هم تیتر می زنند! «به همه بگویید جنگ نخواهد شد و هیچ غلطی نمی توانند بکنند». اوج هنرنمایی روزنامه نگارانه آنها اینکه، اصول گراها تیتر میزنند «برجام بی فرجام» و اصلاح طلب ها تیتر می زنند «فرجام برجام»!
اما برسیم به طلبه های حوزه های علمیه و مراجعی که مرجع تقلیدشان هستند که از همه جالب ترند. این گروه از مراجع صبح ها فتوا می دهند دولت باید استغفار کند و بگوید غلط کرده است. طلاب را به تظاهرات خیابانی و اعتراض دعوت می کنند و پلاکاردی به دستشان می دهند که روی آن نوشته شده «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت». فردایش بیانیه صادر می کنند و اعتراضات طلاب را فاجعه خطاب می کنند. دلقک هایی که سهم امام دریافتی از مردم را در حساب های خود در بانک ها گذاشته و سود بیست و چند در صد می گیرند و در سایت شخصی در پاسخ به استفتائات مردمی دریافت سود بانکی را عین ربا می دانند و حرام.
اما عالیجناب سیاهپوش در جایگاه رهبری این جماعت پوپولیست که مدعی است نظام تحت رهبری اش بر اساس مردم باوری و اعطای آزادی ها و امتیازات دمکراتیک به مردم و شریک کردن آنان در ساختار قدرت اداره می شود. ایشان کاملا دمکراتیک یک تنه و از جانب هشتاد میلیون نفر فتوا می دهد که هیچ غلطی نمی توانند بکنند. شخصا فرماندهی کل قوای نظامی کشور را بعهده دارند و لشکرهای تحت امرشان را به کشورهای منطقه گسیل نموده اند البته با نیت قربه الی الله و اهداف بشردوستانه. نمایندگانش با لقب نماینده ویژه ولی فقیه یا همان فرستاده حاکم بزرگ در تمامی وزارت خانه ها و سازمان ها و اداره جات حضور دارند و بدون اذن فرستاده حاکم بزرگ هیچ انتصابی صورت نمی گیرد.
اما اپوزیسیون فرمایشی پوپولیستی هم داریم الا ماشاالله. کسانی که به حکم دادگاه انقلاب حکم حبس تعزیری طولانی مدت دارند، ممنوع القلم و ممنوع المصاحبه و ممنوع السخنرانی و ممنوع التصویر و ممنوع التدریس و خلاصه ممنوع النفس کشیدن اند اما جالب اینکه همزمان در صدا و سیما نشست سیاسی برگزار می کنند و خطاب به مراجع بیانیه می دهند و جملات قصار و تصویرشان یک روز در میان تیتر یک روزنامه های زرد است و اتفاقا هم در داخل و هم در خارج جایزه هم می گیرند. تعدادی هم هستند که ساعت یازده توسط وزارت اطلاعات بازداشت می شوند و ساعت دوازده توسط همان وزارت اطلاعات آزاد می شوند. جهت یادآوری این همان دادگاه انقلابی است که وبلاگ نویسان جوان با مخاطبین اندک را با احکام سنگین در زندان نگاه داشته و یا بعضا همچون شادروان ستار بهشتی به دیار باقی فرستاده. این همان دادگاه انقلابی است که برای امثال خانم نسرین ستوده در باب حضور در یک کمپین مدنی و یا دفاع از موکل جوانش که جرمش برداشتن روسری بوده حکم 5 سال زندان صادر می کند و البته اجرا می کند و این همان دادگاه انقلابی است که مدافعین حقوق بشر همچون عبدالفتاح سلطانی و خانم نرگس محمدی را برای سالها در زندان نگاه می دارد. و این همان وزارت اطلاعاتی است که مخالفین و دگراندیشان را تک به تک شناسایی و به قتل می رساند و بعضا مثله می کند.
اما بعد از این ذکر مصیبت برسیم به اپوزیسیون و پوپولیسم.
این یک واقعیت است که ذات اپوزیسیون با پوپولیسم ارتباط تنگاتنگ دارد. یعنی باید داشته باشد، البته از نوع دومش. پوپولیسم به معنی اعتقاد به مردم‌باوری و لزوم مبارزه برای اعطای آزادی ها و امتیازات دمکراتیک به مردم و شریک کردن آنان در ساختار قدرت. بزعم من (فتوای کلی نیست بلکه نظر شخصی است) تا جاییکه در راستای تبلیغات برای پیشبرد اهداف کلیت اپوزیسیون باشد ترفتدهای رسانه ای تبلیغاتی قابل توجیه است. خصوصا، وقتی طرف مقابل پوپولیست های حرفه ای راس حکومتی تمامیت خواه همچون نظام سیاسی فعلا حاکم بر ایران باشد. اما وقتی پوپولیسم را بعنوان ترفندی برای مطرح کردن فردی یا گروهی خاص بکار بگیریم دیگر قابل توجیه نیست. چیزی که این روزها در میان اپوزیسیون بسیار رایج و متداول گردیده. به اعتقاد من این نوع پوپولیسم در اپوزیسیون نه تنها در راستای تقویت و اهداف اپوزیسیون نیست بلکه عملا پایه های حکومت تمامیت خواه و دیکتاتوری مذهبی را تقویت می کند. چرا که مردم آنچنان از پوپولیسم حکومتی متنفر و دلزده اند که هر گونه گرایش به این سمت و سو را متصل به منبع و سران قدرت می دانند. هر چند اینگونه نباشد.
همانقدر که رفتار و عملکرد و گفته های سران نظام و ایادی تبلیغاتی اش را رصد می کنیم و مو به مو می شکافیم و ترفندهای پوپولیستی‌اشان را خنثی می کنیم، حواسمان به خودمان هم باشد، دوستان ناخواسته به بیراهه کشیده نشوند. پایمان در این باتلاق گیر کند مردم میان ما و سران نظام فرقی قائل نخواهند شد. و این یعنی زیر سوال رفتن هویت و ماهیت اصلی اپوزیسیون.
تقریبا همه پوپولیست ها دیگران را به پوپولیسم متهم می کنند!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)