نامه آمنه قادری،
مادر زانیار مرادی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام.

انسانهای آزادی‌خواه هیچ‌وقت نمی‌توانند در برابر ظلم و بی‌عدالتی سکوت کنند.
و این نشانه‌ی این است که احساس عشق به بشریت در باطن‌شان زنده و در این راه با بخشیدن جان‌شان از ارزشهای انسانی دفاع می‌کنند.
بدون شک اقبال مرادی یکی از افرادی است که تمام عمر خود را صرف مبارزه برای تحقق آرمان‌های خلق نمود و چهل سال در این راه بدون وقفه و خستگی‌ناپذیر برای آرزوهای ملتش و آزادی خلق‌های تحت ستم کوشید و در این راه به فرهنگ مقاومت و فداکاری رسیده و در پایان به فراز رسید.
درس تسیلم نشدن و مقاومت را به ما آموخت. ما خود را موظف به پاسداری از آرمان‌هایش دانسته و من و فرزندانم، مبارزات جان باخته راه آزادی، اقبال مرادی را اساس زندگیِ مبارزاتی خود قرار داده و تا رسیدن به اهدافش از پای نخواهیم نشست.

درهر برهه‌ای از زمان که دشمنان، خلق و ارزش‌های جامعه را هدف قرار داده‌اند، همیشه زنانِ پیشگام و جان‌فدا سعی در دفاع از آن ارزش‌ها داشته‌اند.
مدام در مقابل یورشی که بر جامعه اعمال شده، خود را مسوول دانسته و برای خنثی کردن این حملات با ارداه پولادین خود قدم در راه مبارزه نهاده‌اند و هم‌زمان برای دفاع از کرامت و شان انسانی خود حاضر به جان فدا نمودن بوده‌اند.

آری این حقیقتِ زندگی زن متعهد است.
خانم شعله پاک‌روان، مادرِ دختری که به دلیل دفاع از خود و ارزشهای والایش، حق زندگی از وی سلب شد، احساس من را که سال‌هاست با کابوس اعدام فرزندم به سر می‌برم درک می‌کند.
همچنین رفیق زینب جلالیان، زنی که به اتهام مبارزه در راه رسیدن به زندگی آزاد، به حبس ابد محکوم شده و در حال مقاومت است.
گلرخ و آتنا که به دلیل دفاع از حقوق شهروندی‌شان به زندان های طولانی مدت محکوم شده‌اند نیز خبر از قلب بی تاب فرزندم دارند.
شما و تمامی زنانی‌که در سایه‌ی حکومت جمهوری اسلامی حق زیستن را نداشته و بالاجبار با چشم فرو بستن بر حق زندگی آزادانه حبس و تلخی‌های آن را چشیده‌اند شریک تلخی‌های روزگار مائید.
شما فریادها و آلام من را به خوبی درک می‌کنید.
با این توصیف، عزیزان من، ما نیز چون هر انسانی حق زیستن آزاد را دارا هستیم و به‌سان یک زن و مانند یک مادر، حق زندگی کردن با فرزندان و همسر خود را داریم. اما این حق از ما سلب شده است.

این برای ما ثابت شده است که در طول تاریخ زنانی که سختی مبارزه برای آزادی را چشیده‌اند، سمبل فدارکاری و آزادی و حقیقت خواهند بود.
به همین دلیل است که دشمن از اتحاد ما بیم دارد. ولی دشمنان بدانند که با کشتن و شکنجه و زندانی کردن ما، نمی‌تواند اراده ما را ضعیف کند، چرا که صدای حقیقت رساتر از صدای شلاق جلاد است.
چرا که هنوز وجدان‌های بیدار، زنده‌اند.
چرا که زنانی همچون ریحانه هنوز نفس می‌کشند؛ زنانی مانند آتنا و گلرخ فراوان‌ند؛ مقاومانی چون زینب و زانیار بی‌شمارند؛ مادرانی چون من و خانم شعله بی‌نهایت‌ند، پدرانی نظیر اقبال کثیرند.

تاریخ آزادی‌خواهی ثابت کرده که ما هر چه‌قدر قربانی دهیم، اراده و امید به موفقیت‌مان و روحیه دادخواهی‌مان تواناتر خواهد شد و امیدمان افروخته‌تر و چشمان‌مان به افق پیروزی روشن‌ است.
به این دلیل اتحاد فکری و ذهنی ما (خلق‌ها) اراده پیشروی را در ما فزونی می‌بخشد.

در پایان از همه‌ی عزیزانی که با ابراز محبت‌شان تسلای دل من و فرزندان‌م بودند صمیمانه قدردانی می‌کنم.

آمنه قادری (مادر زانیار مرادی)
تاریخ:۹۷/۵/۲۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)