نظریه میان‌برشی “Intersectionality” نظریه‌ای است که بیان می‌کند چگونه ارتباط پیچیده‌ی میان بخش‌های مختلف هویت فردی و اجتماعی یک شخص (جنس، جنسیت، نژاد، طبقه اجتماعی، قومیت، دین، گرایش جنسی، هویت جنسیتی، وضعیت سلامت جسمانی یا روانی) می‌توانند بر تجربه‌ی او از سرکوب و تبعیض اثر بگذارند.
بر اساس این نظریه، اَشکال مختلف تبعیض به هم مرتبط هستند یعنی اگر شخصی همجنسگرای زن و بهائی است برای هرکدام از هویت‌های زن بودن، همجنسگرا بودن و بهایی بودن خود مورد سرکوب و تبعیض چندگانه قرار می‌گیرد.
تلاش این نظریه تأکید بر تفاوت‌های میان اشخاص است که باعث می‌شود زیست افراد با توجه به تمام بخش‌های هویت آن‌ها متفاوت از هم باشد.
برای مثال زیست زنانه‌ی‌ یک زن همجنسگرا از طبقه‌ی کارگر متفاوت از زیست زنانه‌ی یک زن همجنسگرا از طبقه اعیان است زیرا اگرچه این دو ازنظر هویت زن بودن و همجنسگرا بودن مشابه هستند اما ازنظر هویت طبقه اجتماعی باهم متفاوت‌اند و تجربه‌ها، ساختار قدرت و سرکوب متفاوتی را بر اساس این تفاوت و دیگر تفاوت‌های احتمالی خود تجربه می‌کنند.
توجه به این تلاقی بین بخش‌های مختلف هویت فردی و اجتماعی ازآن‌جهت مهم است که با به رسمیت شناختن همه‌ی انواع سرکوب و تبعیضی که فرد تجربه می‌کند بهتر می‌توان برای رفع آن‌ها تلاش کرد تا اینکه فعالیت‌های خود را برای مثال فقط صرف زن‌ستیزی کنیم و این مسئله را که زنان بسیاری از انواع دیگر تبعیض و سرکوب و سلسله‌مراتب قدرت رنج می‌برند را نادیده بگیریم و تبعیض تجربه‌شده توسط آن‌ها را کِهتر از مبارزه علیه زن‌ستیزی بدانیم و انتظار همبستگی و اتحاد میان این زنان را نیز داشته باشیم.

راههای ارتباط با ما:

پیامک در تلگرام

کانال تلگرام

اینستاگرام

فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)