وقتی 14 ساله بودم خودم را زخمی کردم.

من در یک دبیرستان بسیار محافظه کار در یک شهر کوچک در شمال ولیز  که در آن همه سفیدپوست بوده و هیچ کس همجنسگرا نبود، تحصیل کردم. وقتی یکی از هم مدرسه ایی هایم در سال 10 (کلاس نهم) آشکارسازی کرد، به سختی مورد آزار و اذیت قرار گرفت و خود را به مدرسه دیگری منتقل کرد.

بنابراین وقتی احساسات نسبت به دیگر دختران در من شروع شد، نمی توانستم فکر کنم که ممکن است واکنشی شبیه آنچه همکلاسی ام با آن روبرو شد را دریافت کنم. من از آنچه که احساس میکردم، نفرت داشتم، از اینکه همجنسگرا بودم، و خودم را برای آن مجازات میکردم. من احساس ام به دختران را به شدت سرکوب میکردم و تلاش میکردم تا آنها را نادیده بگیرم.

سپس آسیب به خودم را آغاز کردم. من شروع کردم به ضربه زدن و خراشیدن خودم، که بریدن خودم افزایش پیدا کرد. من بیش از حد از داروهای ضد درد استفاده میکردم و به همین دلیل، به دیابت مبتلا شدم و انسولین تزریق میکنم. من سعی کردم با تمام این افکار و احساسات وحشتناک برخورد کنم. آسیب زدن ها از کارهای کوچک و به طور غیر متناوب شروع شد.

اما همانطور که سلامت روان من رو به وخامت میگذاشت، آسیب هایی که من به خودم وارد میکردم شدیدتر می شد. من از همه مخفی شدم تا آسیب خودم را پنهان کنم، و در عوض جنبه های دیگر وجودم هم از اطرافیانم پنهان شد – از جمله هویت جنسی من.

البته، این مساله فقط باعث افزایش تنفر من از خودم و میزان آسیبی که به خودم میزدم شد.

آمار تکان دهنده:
ارقام اخیر NHS نشان داد که در انگلستان تعداد دختران زیر 18 سال که به دلیل آسیب زدن به خود در بیمارستان تحت مداوا قرار گرفته اند قرار گرفته اند، نسبت به 20 سال گذشته دوبرابر شده است. این نرخ در میان جامعه دگرباشان جنسی، بر اساس آمار دولت در سال 2017 که نشان می دهد که 52 درصد از جوانان دگرباش در مقطعی از زندگی به خود خود آسیب وارد شده کرده اند، به شکل هشداردهنده ایی بالاست.

پرسشی که مطرح می شود، این است: چند نفر از این دختران جوان دگرباش جنسی هستند، و چه می توانیم برای کمک به آنها انجام دهیم؟

من به علت آسیب زدن به خودم، چندین بار به A & E رفتم. نه برای دریافت کمک های پزشکی: من برای خودم به یک خطر تبدیل شده بودم و به کمک نیاز داشتم.

در برحه ایی از زمان،من حتی در یک کلینیک روان درمانی بستری شدم، اما تنها یک شب آنجا بودم چون فرد دیگری که “بیشتر بیمار” بود باید بستری میشد و به تخت من نیاز داشت. من همچنین چندین سال تحت کمک های روانشناختی قرار گرفتم، اما حتی یک بار، از طریق همه ارزیابیهای روانشناختی و روانپزشکی، درمان های CBT و DBT، کسی در مورد هویت جنسی من نپرسید. آنها حتی این امکان که مبارزه با هویت جنسی می تواند عامل مهمی برای آنچه که برایم پیش آمده باشد را نپذیرفتند.

آیا جوانان دگرباشی که به خودشان آسیب میزنند، فراموش شده اند؟
امکان به صحبت کردن با کسی در محیطی محرمانه و امن، قطعا میتوانست موجب پذیرش کسی که هستم و توقف رفتارهای مخربی که به آنها روی آورده بودم، شود.

با گذشت زمان و دریافت کمک، من از نبرد  آسیب زدن به خود و مشکلات سلامت روانی ام، سربلند بیرون آمدم. اما شواهد به ما می گوید که افراد بیشتر و بیشتری در این حفره خوف ناک هستند. باید برای جوانان دگرباش جنسی، منابع بیشتری در دسترس باشند تا آنها بتوانند هویت جنسی خود را کشف کنند، خود را آموزش دهند و بپذیرند، نه اینکه باور کنند که آنچه که احساس می کنند «اشتباه است».

هیچ کس نباید تنها برای تحمل زندگی به خودش آسیب بزند.

ما همه جا هستیم، آزاد و برابر:

‏‎فیس بوک ما:

‏‎‏‎‏https://m.facebook.com/DharmaMartia 

وب سایت ما:‏

‏‎‏http://dharmamartia.org

‏‎صفحه خبر وب سایت :
اینستاگرام ما:
‏dharma_martia
توییتر ما:
‏@DharmaMartia ‏‎
کانال تلگرام ما:
‏‎همکاران ما:
‏‎‏رسانه همیاری: ‏‎‏
‏‎‏ فضای اختصاصی دارما و مارتیا در تریبون زمانه:
سایت پلنت ترنسجندر:
منبع:

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)