واقعیت آن است که حکومت اسلامی از هرسو در چنبره بحران های همزمان گرفتارآمده است که برخلاف مواردی چون جنگ ایران و عراق (پذیرش قطعنامه) و یا بحران هسته ای (برجام) فاقدقدرت مانورلازم بوده راه آسانی برای گریزندارد. بطورکلی رژیم دیگر قادر نخواهد خواهد به شیوه تاکنونی به سیاست های خود ادامه دهد. با این همه اهمیت و خطرات هرسه ضلع یکسان نیستند و طبعا مانورها و عقب نشینی های ناگزیررژیم نیزتابع آن بوده و بر آن اساس تنظیم می شود.

از سه ضع بحران یعنی شکاف بین مردم و حاکمیت، شکاف های درونی آن و تنش های بین المللی، خطرناک ترین آن همان ضلع نخست است و حتی دولت آمریکا و فشارهای جهانی هم بر همان اساس کارآئی دارند و عمل می کنند. تا آن جا که به شکاف های درونی رژیم برمی گردد،‌ صرفنظر از این که این شکاف ها نیزحل شدنی نیست امادر برابرتهدیدهای موجود به درجاتی می توانند از ظریق نزدیکی دو جناح حول نجات کشور و نیز حل مشکل حصر و امثال آن تخفیف پیداکنند، اما در شرایط کنونی با توجه به این که کل نظام زیرسوال رفته و اصلاح طلبان و اعتدالی ها بی اعتبارشده اند، حتی اگر به تفاهم هم برسند قادر به حل بحران نیستند. در حقیقت رژیم جناح باصطلاح اصلاح طلب خود را نیزسوزانده است. با توجه به این که دشوارترین و خطیرترین عقب نشینی همانا در برابرضلع اول است که می تواند موجودیت رژیم را بهم بریزد، از همین رو آن آخرین سنگرعقب نشینی خواهد بود. در چنین شرایطی محتملا رژیم سعی خواهد کرد که از طریق مانور و عقب نشینی در ضلع دوم یعنی کاهش تنش های بین المللی توازن بهم ریخته کنونی را که کنترل آن دارد از چنگش خارج می شود تاحدی کنترل نماید. بی تردید از هدف های ترامپ در پیشنهادمذاکره بی قید و شرط دورکردن اروپا از ایران و به شکست کشانیدن مذاکرات آن ها در آستانه شروع تحریم ها و نیز تشدید شکاف در صفوف رژیم هم هست، اما این هم واقعیت دارد که دولت آمریکا و ترامپ نیز آن چنان که ادعا می کند و شعار می دهد در منطقه و نیز در سطح جهان دارای موقعیت محکمی نیست (یک نمونه اش همین نافرمانی رسمی دولت ترکیه (عضو و متحدناتو) نسبت به تحریم های آمریکاست ونمونه دیگرش تعلیق حمل و نقل نفت عربستان از باب المندب در دریای سرخ است . از همین رو تاکتیک های ترامپ مثل کره شمالی و موارددیگربا چماق تهد و هویج مذاکره و سازش همراه است و نمونه کره شمالی نشان داد که چه بسا در مواردی حتی از مثلا اوباما هم رسیدن به توافق با او آسان تراست. علاوه براین ها دولت ترامپ خوب می داند که رقبای اصلی او چین و اروپا و ژاپن و هند و…و از جهاتی روسیه یعنی قدرت های بزرگ اقتصادی و نظامی هستند و باید بازی را در سطح کلان خود که مربوط به قدرت های جهانی است متمرکزکند و گرنه با فرورفتن در بحران های حلقه های کوچکتر چه بسا نتواند در حوزه های کلان و اساسی تمرکزکرده و دست آوردی داشته باشد و حتی قافیه را به حریفا ببازد .. . (چنان که آرایش های جدیدی چون پیمان آزادتجاری بین اروپا و ژاپن و همه و همه اهمیت آن را خاطرنشان می سازند). تمرکزبش از حد و غرق شدن در بحران های منطقه ای ایران نمی تواند برای آمریکا و مسائل کلانی که با آن مواجه است، اگر تا آخر و باشتاب پیش برود نتیجه ای جز باختن قافیه نخواهد داشت… بخصوص که بحران ایران اگر بیش از اندازه حاد شود می تواند در برابرتوافق های آتی و مهم بلوک های اصلی قدرت مانع ایحادکند. در این میان طرح هائی چون ناتوی عربی برای کنترل منطقه و پرکردن خلا اکر هم موفق به ایجادش بشوند امری ساده و سهل الحصول و زودبازده نیست. … در موردایران هم نه فشارهای خارجی بلکه عمدتا عوامل داخلی است که رژیم را در وضعیت بحران و شکنندگی قرارداده است.

8 نکته درباره تقاضای ترامپ برای مذاکره بدون پیش شرط: عقب نشینی آمریکا – فرصت ایران

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)