در ششمین روز اعتصاب رانندگان کامیون و کامیونداران مدیای جمعی تصویر کامیونی را نشان میدهد که باندرول بزرگی به شیشه و سپر جلوی آن نصب شده که بر روی آن نوشته شده : ” آی کارگر ، آی معلم ، آی زحمتکش ،درد ما دردشماست ! پیروزی ما درگرو حمایت شماست !یک دست صدا ندارد.” 

اما رانندگان کامیون تنها نیستند. همزمان با حرکت آنها دستهای بسیاری به هم گره خوردند و برای خواستهائی به میدان آمدند، که خواست مشترک همه کارگران زحمتکشان ایران است. چند نمونه تنها در چند روز در این مورد گویا است: 

کارگران سیمان ارومیه در اعتراض به فروش غیرمجاز کارخانه تحصن کرده اند. گفته میشود که ۶۶ درصد این کارخانه متعلق به سازمان تأمین اجتماعی است و با وجود سودده بودن به یک چهارم قیمت واقعی به یک فرد فروخته میشود. کارگران پروژه راهسازی بروجرد به اراک از یک هفته قبل به علت عدم دریافت هفت ماه حقوق دست از کار کشیده و در محل کار خود تجمع کردند. اعتصاب سراسری کارگران شرکت ” گسترش آهن راه ” حوزه آذربایجان در اعتراض به حقوق معوقه خود به روز ششم رسید. گروهی از کارگران شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی منطقه خراسان در محدوده کار خود تجمع کردند. این اقدام به دنبال برپایی تجمعات کارگران تراورس در نقاط مختلف کشور انجام گرفت. آنان به عدم پرداخت سه ماهه مطالبات مزدی و بیمه ای خود، نداشتن امنیت شغلی به سبب داشتن قراردادهای کوتاه مدت دست به این تجمع زده اند. این تجمعات اعتراضی همزمان در بسیاری از مناطق کشور انجام گرفت. بد نیست بدانیم که در نواحی ریلی کشور حدود هفت هزار کارگر مشغول بکارند که مجموع آنها حداقل در سه ماه گذشته دستمزدی دریافت نکرده اند. 

صدها نفر از اپراتورهای پست های فشار قوی برق در سراسر کشور به تهران رفته و در مقابل ساختمان وزارت نیرو تجمع کردند. کارگران زمزم آذربایجان در اعتراض به تعدیل و عدم امنیت شغلی دست از کار کشیده و مقابل این شرکت تجمع کردند. جمعی از کارمندان و کارگران پتروشیمی ماهشهر در استان خوزستان در اعتراض به مزدهای معوقه خود برای سومین روز متوالی دست از کار کشیده و تجمع کردند. نگاهی به همین خبرها که تنها بخشی از اعتراضاتی است که در روزهای اخیر جریان داشته است در واقع پاسخی عملی به فراخوانی است که بر روی باندرول نصب شده به دماغه کامیون آمده است. 

واقعیت این است که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است و کاسه صبر کارگران و زحمتکشان هم لبریز شده است. چند نمونه در این مورد گویای بحرانی است که جمهوری اسلامی در آن گرفتار شده است: ” گروه کاری شورای عالی کار ” همان مجمعی که جیره خوار دولت و کارفرماست از” کاهش چهل و هشت درصدی قدرت خرید کارگران ” سخن به میان میآورد . انجمن صنایع لبنی از افزایش رسمی قیمت لبنیات تا سی و دو در صد را اعلام میکند .نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس رژیم میگوید “با توجه به وضعیت بیکاری و محدودییت های فراوان مردم خوزستان توان پرداخت قبض های برق را ندارند”. عضو کمیسیون مجلس رژیم اعلام میکند که هیجده صندوق از بیست صندوق بازنشستگی کشور ورشکسته هستند و هر چند که شهامت آنرا ندارد که بگوید چه کسانی صندوق های بازنشستگی و تأمین اجتماعی را به غارت بردند. دزدیها واختلاس های میلیاردی به امر عادی مقامات و مدیران رژیم تبدیل شده است. آذری جهرمی وزیر کابینه روحانی اعلام میکند که از یازده میلیارد یوروئی که از ارز دولتی استفاده شده است تنها لیست دو میلیارد یوروئی منتشر شده و سوال میکند چرا مابقی منتشر نمیشود؟ آیا با وجود چنین نمونه هائی نمیتوان گفت اقتصاد ایران در آستانه متلاشی شدن است؟ 

این تلاشی اقتصادی یکی از بسترهای اساسی خیزشی بود که در دیماه سال گذشته اتفاق افتاد و پایان یک دوره از اوضاع سیاسی و آغاز دوره جدیدی را نوید میداد. این دوره ی جدید نه تنها با تشدید تلاشی اقتصادی جامعه بلکه با گسترش اعتراضات کارگری و عمومی در جامعه، با انزوای رژیم در داخل و با فشارهای اقتصادی دولتهای امپریالیستی و انزوای رژیم در منطقه خود را به تصویر میکشد. در دل همین اوضاع متحول و پر تلاطم در جامعه است که بیش از همه شعار رانندگان کامیون وقتی که میگویند “آی کارگر، آی معلم ، آی زحمتکش ، درد ما درد شماست ، پیروزی ما در گرو حمایت شماست”،باید پژواک خود را در جامعه بیابد. 

بدون تردید یکی از مشخصه های دوره جدید بعد از خیزش دیماه، تغییر توازن قوا در جامعه به سود توده های میلیونی مردم است. ادامه این تغییر توازن قوا تا به زانو در آوردن رژیم نیاز به ملزوماتی دارد که فراهم کردن آنها بیش از همه به عهده طبقه کارگر است. هر اندازه که کارگران بتوانند وحدت مبارزاتی خود را تعمیق بخشند، هر اندازه که درجه سازماندهی خود را بالا ببرند، به همان اندازه نیز نه تنها تعرض خود به رژیم را میتوانند افزایش دهند، بلکه زمینه ارائه خویش به مثابه رهبر جامعه را مهیا میسازند.

بدون شک با تغییر توازن قوا به سود مردم ،همه نیروهای سیاسی وابسته به طبقات دارا نیز به میدان آمده و از هیچ کوششی برای مصادره مطالبات عمومی مردم و سوار شدن بر موج اعتراضات فروگزار نخواهند کرد. در شرایط پیشروی جامعه همان نیروهائی که خواهان حفظ مناسبات سرمایه دارانه کنونی هستند فرصت را از دست نخواهند داد برای اینکه نگذارند جامعه در شرایطی قرار بگیرد که نظم وارونه کنونی را به زیر بکشد.

اگر بورژوازی منافع خود را در فردای سرنگونی رژیم در حفظ همین مناسبات مبتنی بر کار مزدی میداند، منافع طبقه کارگر و زحمتکشان در جایگزین کردن بدیل سوسیالیستی در فردای سرنگونی این رژیم است. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)