زمان واندیشه(18)ولایت فقیه ————————————————
*زمان و اندیشه سلسله مطالبی است که در نشریه توانا(بعدا تعطیل شد)درموضوعات مختلف توسط اینجانب بانام مستعارعلی میثمی به چاپ می رسید.این قسمت هرگز چاپ نشد.چون آنزمان در زندان ولایت فقیه(توحید،کمیته مشترک خرابکاری سابق و موزه عبرت فعلی)بودم.
امام خمینی : از بیانات جنابعالی اینطور ظاهر می‌شود که شما حکومت را که به معنای مطلقه‌ای که از جانب خدا به نبی اکرم (ص) واگذارده شده و اهّم احکام الهی است و بر جمیع احکام فرعیۀ الهیه تقدم دارد صحیح نمی‌دانید… بایدعرض کنم حکومت که شعبه‌ای از ولایت مُطلقه رسول الله (ص) است یکی از احکام اولیه اسلام و مقدم برتمام احکام فرعیه حتی نماز،روزه و حج است.(صحیفه نور ج 20 ص 170، 16/10/1366)
آیهالله مرتضی مطهری: ولایت فقیه به این معنی نیست که فقیه خود در رأس دولت قراربگیرد وعملاحکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی یعنی کشوری که در آن مردم، اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته و به آن ملتزم و متعهد هستند، نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم … ولایت فقیه، یک ولایت ایدئولوژی است واساساً فقیه را خود مردم انتخاب می‌کنند و این امرعین دمکراسی است. اگر انتخاب فقیه انتصابی بود وهر فقیهی، فقیه بعد ازخود را تعیین می‌کرد، جاداشت که بگوئیم این امر، خلاف دمکراسی است.(ازکتاب پیرامون انقلاب اسلامی ص 85 – سال 1358 )
آیهالله یزدی:به تعبیرمخالفین ولایت فقیه یک حکومت دیکتاتوری است. مخالفین می‌گویند: زشت‌ترین حکومتها، حکومت یک فرد است برجامعه و درعین حال آنها می‌گویند: درمسأله ولایت فقیه هم همین حرف است؛ که مثلا اگر یک فرد حکم و فرمانی را صادر کرد هیچکس نمی‌تواند با او مخالفت کند و برهمه واجب است که ازاو اطاعت کنند،مخالفین می‌گویند این همان دیکتاتوری است…( روزنامه رسالت 3/2/1365)
حجهالاسلام علی اکبر محتشمی پور: اگر حکومتی بخواهد که هرج ومرج و در هم ریختگی سیاسی و اقتصادی نباشد، باید یک فرد به عنوان فصل الخطاب باشد و حرف آخر رابزند؛ و این به معنی استبداد نیست. مملکت قانون دارد و آنجایی هم که رهبرحرف آخر را می‌زند بازهم براساس قانون اساسی است. این طورنیست که درهرموردی رهبری بتواندهرحرفی رابزند.(روزنامه سلام–5/12/1370)
سید احمد خمینی: ولایت فقیه روی موضوعاتی است که مردم عادی و متخصصین قطع و یقین نداشته باشند. اگر کسی در مسائل اقتصادی و اجتماعی خُبره باشدفقیه نمی‌تواندشخص دیگری راانتخاب کند ولو اینکه صالح باشد.(روزنامه کیهان 23/7/1358 )
آیهالله حائری شیرازی امام جمعه شیراز:درجامعه ما به جای ولایت احزاب، ولایت فقیه است. اگر احزاب بخواهند درکشورما بیایند بایددرچارچوب تفکرما باشند. یعنی حزب یک خط وفقیه هم یک خط دیگر نباشد. چون درآن صورت دو قطب بوجود می‌آید و حالت دایره به بیضی تبدیل می‌شود و ثبات را از بین می‌برد.(نشریه اروند 8/11/1375)
محمدی ری شهری(وزیر اسبق اطلاعات):درحکومت اسلامی خواست مردم تا آنجا محترم است که با نیازهای واقعی آنها درتضاد نباشد. ولی درجایی که شرعاً دلیل روشن و صریح که حاکی از این تضاد باشد، نداشته باشیم، این جا خواست مردم معتبر است و ولی فقیه نمی‌تواند براساس هوا و دلخواه خودش کاری را انجام دهد برخلاف آنچه مردم می‌خواهند.( هفته نامه جام اصفهان 12/10/1375)
مهندس باهنر نماینده مجلس: مشروعیت حکومت اسلامی به اذن ولی فقیه و مقبولیت آن با رأی مردم است. ولی فقیه از خود افراد به آنها نزدیک تر وبه عبارتی مالک‌تر است.( روزنامه کیهان 11/9/1375 )
آیهالله مصباح یزدی: خدای متعال فقیه جامع الشرایط رانصب کرده است و بیعت مردم هیچ نقشی درمشروعیت ولایت فقیه ندارد. فقط زمینۀ اعمال ولایت رافراهم می‌کند.(مجله حکومت اسلامی– شماره اول)
مهندس مرتضی نبوی نماینده مجلس: باید اهل تشخیص نظردهند که چه کسی تابع ولایت است.( روزنامه رسالت 26/8/1375)
مهندس بهزاد نبوی:عده‌ای داعیه ذوب درولایت دارند.ما این مفاهیم را متوجه نمی‌شویم. وازآقایان می‌خواهیم این مضامین را برای ما روشن کنند.(روزنامه کاروگارگر 17/11/1375)
امام خمینی: ولایتی‌های دیروز که درسکوت و تحجّرخود آبروی اسلام و مسلمین راریخته‌اند درعمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنان ولایت برایشان جز تکسّب و تعیّش نبوده است، امروزخودرابانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند!( صحیفه نور ج 21 ص 93 )
آیات وروایاتی وارد شده است که مخصوص به معصومین (ع) است و فقها و علمای بزرگ اسلام هم درآنها شرکت ندارند، چه رسد به مثل اینجانب. هرچند فقهای جامع الشرایط از طرف معصومین نیابت درتمامی امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و توّلی اموردرغیبت کبری موکول به آنان است،ولی این امرغیرولایت کبری است که مخصوص به معصوم است.(صحیفه نور ج 19 ص 137 1/8/1364)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)