پدر و مادر،به بدترین شکل ممکن، به همجنسگرایی پسرشان پی بردند.

روز گذشته (۲۸ ژوئیه)،کاربر gggaythrowaway به رسانه های اجتماعی ردیت وارد شد تا داستان بی نظیر آشکارسازی را منتشر کند.

او در پست طولانی خود می گوید که اخیرا و از ژانویه امسال سعی کرده است جنبه های هویت جنسی خود را بررسی کند.

این پسر که مشغول تحصیل در کالج است، پس از اتمام رابطه اش با دوست دخترش،از چند ماه گذشته و به شکل مخفیانه با یک مرد در رابطه قرار گرفته است.

او می نویسد: “دوست پسر من می گوید من می توانم برای تابستان پیش او بمانم، زیرا اجاره اش در پایان ماه اوت پایان می یابد. من از خوابگاه تابستانی انصراف دادم اکنون مدت دو ماه است که با او زندگی میکنم. این تابستان با رابطه جنسی پر شده است و من فقط خوشحالم که خودم هستم و از آن لذت می برم.

صبح روز بعد او مینویسد: “ما در هوای آفتابی خوش میگذرانیم.”

این کاربر جوان می گوید که او قرار بود که والدینش را در همان شب ببیند، اما والدینش تصمیم گرفتند تا او را شگفت زده کنند و حدود ۱۲ ساعت زودتر به دیدار او بروند.

او ادامه می دهد: “دوست پسرم، من وهم اتاقی ام در حال نوشیدن و گرفتن حمام آفتاب در ایوان پشتی بودیم. صدای موسیقی بلند بود و ما کمی مست بودیم و در حال معاشقه، به همین دلیل متوجه ورود پدر و مادر من نشدیم. آنها با صدای موسیقی ما را پیدا کردند.”

او گفت: “من مشغول رابطه جنسی سه نفره بودم.”

والدین پسر همجنسگرا اساسا از خانه خارج می شوند و هیچ یک از تماس های تلفنی او را پاسخ نمی دهند.

او در ردیت و در واکنش به اظهارات یکی از کاربران،تأیید کرد که والدینش محافظه کار هستند.

او گفت: “من نابود شدم.”

نوشته کامل او در ردیت به این شرح است:

من هنوز از آنچه که اتفاق افتار متحیرم. به نظر می رسد امروز خیلی زود گذشت، اما در عین حال، انگار تمام شدنی نبود.

من در کالج مشغول به تحصیل هستم و در کلاس های تابستانی ثبت نام کرده ام. در آغاز سال من و دوست دخترم از هم جدا شدیم. من می دانم که این یک کلیشه تکراری است، اما علی رغم ظاهر دگرجنسخواه و مردانه ام، دیگر نمی توانم فیلم بازی کنم. من و دوست دخترم در ماه ژانویه به رابطه مان پایان دادیم. من از آن زمان به بعد در مورد هویت جنسیت ام تحقیق می کردم. این شگفت انگیز است، و من به نوعی در آن غرق شدم، اما من هنوز هم ظاهری دگرجنسخواه دارم و آشکارسازی نکرده ام.

از چند ماه پیش به طور مخفیانه رابطه با این مرد را شروع کردم. او می دانست مورد همجنس گرایی ام محتاط هستم و با این حال همه چیز عالی پیش رفت. ما خیلی زود به رابطه فیزیکی رسیدیم و به طور معمول، اواخر شب و یا هر وقت که حس اش را داشتیم، رابطه جنسی برقرار می کردیم.هم اتاقی او نیز گاهی به معاشقه ما می پیوست.

در آغاز کلاس های تابستانی، دوست پسر من گفت که من می توانم برای تابستان با او زندگی کنم چرا که اجاره آنها در پایان ماه اوت پایان می یابد. من از خوابگاه تابستانی انصراف دادم و برای مدت دو ماه با او زندگی کردم. این تابستان با رابطه جنسی پر شده است و من فقط خوشحالم که خودم هستم و از آن لذت می برم.

تا امروز صبح، که حتی نوشتن درموردش حالم را به هم میزند و مانند یک فیلم وحشتناک می ماند. پدر و مادرم هر سال برای دیدن پارک های ملی به مسافرت می روند. امشب آنها قرار بود که به من سر بزندد، ما امیدوار بودیم بتوانیم با هم شام بخوریم، و صبح روز بعد، آنها به سفرشان ادامه دهند. من نمی دانم که آیا آنها از دیدن جایی صرف نظر کردند و یا دو روز گذشته را با سرعت ۱۰۰ مایل در ساعت حرکت کرده اند که توانستند امروز صبح، ۱۲ ساعت زودتر به اینجا برسند.

من به معنای واقعی از نوشتن این ماجرا مضطربم. آنها امروز صبح تلاش کردند که به من تلفن کنند، اما موبایل من در طبقه بالا در حال شارژ شدن بود. دوست پسر من، هم اتاقی اش و من در ایوان پشتی مشغول خوردن صبحانه بودیم. صدای موسیقی بلند بود و ما کمی مست بودیم و در حال معاشقه، به همین دلیل متوجه ورود پدر و مادر من نشدیم. آنها با صدای موسیقی ما را پیدا کردند.

وقتی آنها مرا در حال برقراری رابطه جنسی سه نفره دیدند. من بلافاصله متوجه حضور آنها نشدم، اما دوست پسر من، متوجه حضور آنها شد و فریاد زد: “ای وای!” برگشتم و پدرم و مادر را دیدم که اساسا در حال فرار از خانه بودند. آنها همه چیز را دیدند، و خانه را ترک کردند. آنها تماسهای من را پاسخ نمی دهند، و من ویران شدم. من برای پدرم در تمام عمرش “پسر” بوده ام و او امروز من را در حال برقراری رابطه جنسی با یک مرد دید. من در یک ثانیه از پسری مسئول و خوش رفتار به پسری همجنسگرا در رابطه جنسی با دو نفر تبدیل شدم و من شکستم. من احساس می کنم که موجب نا امیدی آنها شده ام.

من نمی دانم چه باید بکنم من فقط … ای وای!

ویرایش: با تشکر از کسانی که همدردی کردند و مهربان بودند. من با پدر و مادر من صحبت نکرده ام اما امیدوارم بتوانم فردا با آنها صحبت کنم. من احساس خیلی بدی دارم اما در عین حال، احساس آسودگی عجیبی میکنم. بیشتر از هرچیزی حالت تهوه دارم.

برای کسانی که پیام های بدی فرستادند: اگر نیت من از این نوشته، انتشار مطلبی با مضمون جنسی بود،جزییات بیشتری در آن می گنجاندم! 

ما همه جا هستیم، آزاد و برابر:

‏‎فیس بوک ما:

وب سایت ما:‏
‏‎صفحه خبر وب سایت :
اینستاگرام ما:
‏dharma_martia
توییتر ما:
‏@DharmaMartia ‏‎
کانال تلگرام ما:
‏‎همکاران ما:
‏‎‏رسانه همیاری: ‏‎‏
‏‎‏ فضای اختصاصی دارما و مارتیا در تریبون زمانه:
سایت پلنت ترنسجندر:

منبع:

Parents of closeted son find out he’s gay in the worst way

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)