فضای حاکم بر جامعه، چه در صف مردم و چه در صف دشمنان مردم تردیدی باقی نمی گذارد که خیزش توده ای در دی ماه نقطه ی عطفی در توازن قوای موجود بین انقلاب و ضد انقلاب را رقم زد. اگرچه آن خیزش به شدید ترین شکلی سرکوب شد و جز از این هم از رژیمی که از همان ابتدای به قدرت رسیدنش به سرکوب هرنوع اعتراضی پرداخته بود، دور از انتظار نبود. با آن وجود این بستر اعتراضی متنوع که خیزش دیماه در بطن آن شکل گرفت نه تنها از نفس نیفتاده است بلکه خود در طی ماههای گذشته چاشنی اعتراضات عمومی دیگری گردید. اعتصاب قهرمانانه کارگران فولاد اهواز تا ازادی کارگران دستگیر شده و دست یابی به برخی از مطالباتشان، برکندن حجاب توسط زنان انقلاب ، اعتراضات گسترده در شهرهای خوزستان، اعتصاب در تعدادی از شهرهای کردستان در اعتراض به قتل کولبران و بستن مغازه ها، اعتصاب بازاریان در تهران، اصفهان، شیراز و برخی دیگر از شهرها و بالاخره در روزهای اخیر اعتراض گسترده مردم در خرمشهر و رویارویی جوانان با نیروهای سرکوبگر رژیم و گسترش اعتراضات به شهرهای دیگر خوزستان تنها نمونه هایی هستند که آشکارترین بیان تغییر توازن قوا در جامعه و پیشروی آگاهانه مردم در ایجاد خاکریزهای جدید جهت تدارک نبرد نهایی با رژیم است. همین وضعیت است که اصلی ترین مولفه ی استیصال رژیم را جهت یافتن راه حلی برای برون رفت از این وضعیت بحرانی را به نمایش می گذارد. 

اگرچه مقامات رژیم آدرسهای عوضی داده و از جنگ روانی دشمنان اسلام صحبت می کنند که گویا دست نامرئی آنان هم در اعتصابات بازار، هم در اعتراض به بی آبی در شهرهای خوزستان و عموما همه جا به چشم می خورد ولی مردمی که در گرمای ۴۵ درجه آب آشامیدنی ندارند ، مردمی که شاهد کاهش پنجاه درصدی ارزش ریال در شش ماه گذشته هستند و باید برای هر کیلو گوشت ۱۲۰۰۰۰ تومان بپردازند و همزمان می شنوند که ۲۲۰ میلیون دلار ارز دولتی با قیمت ۴۲۰۰ تومان تنها در اختیار تعدادی از شرکتهای وارد کننده تلفن همراه که برحسب تصادف بستگی هایی هم با مقامات بالای رژیم دارند، می دانند که عامل اصلی همه این معضلات اجتماعی کل حاکمیت رژیم اسلامی است. اگرچه جناحهای مختلف سعی می کنند که رقیب را عامل اصلی این وضعیت نابسامان نشان دهند. ولی مردم در چهل سال گذشته حاکمیت همه ی جناحهای رژیم و طیفهای درون این جناح بندی ها را دیده است. مردم به عینه دیده اند که هیچ کدام آنها راه حلی برای غلبه بر بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه را ندارند. اگرچه جناحهای حاکم اینجا و آنجا تا حد به حصر کشیدن رقیبان اقدام می کنند ولی به محض اینکه با جنبشهای اعتراضی روبرو می شوند، لحظه ای از اینکه متحدانه به سرکوب اعتراضات بپردازند، تعللی به خود راه نمی دهند و این همان چیزی است که از زبان نمایندگان رسمی و غیر رسمی باندهای حکومتی و حتی اپوزیسیون قانونی تحت الفاظ نظیر فروپاشی رژیم از آن نامبرده می شود. 

اگر زمانی این هشدار را نهضت آزادی می دهد که ” اعتراضات مال باختگان موسسات مالی و اعتباری و یا کارگران بی کار شده و افرادی که ماهها حقوق و دستمزد دریافت نکرده اند، درگیری بی سابقه با دراویش گنابادی، ضد و خورد و کشمکش بر سر نحوه ی توزیع منابع آب در شهرهای اصفهان که از برآمدن طوفانهای ترسناک در عرصه ی مناسبات کلان جامعه خبر می دهند” و از آنها یی که در راس قدرت قرار گرفته اند می خواهد که ” به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی” اقدام کنند تا ” از ایجاد و گسترش بحران فراگیر امنیتی و خشونت سازمان یافته در کشور پیشگیری کند ” و اگر تعدادی از پرتاب شدگان به اپوزیسیون قانونی که خود بخشا از معماران و استراتژیستهای امنیتی نظام بوده اند ، در نوستالژی نهمین سالگرد باصطلاح جنبش سبز ” بیانیه ی نجات ایران” را انتشار داده و همه ی جناحهای رژیم را به ” احیا وحدت” و بازگشت حکومت به سوی مردم ” برای ” نجات کامل ایران از خطراتی که همه از آن آگاه هستیم” فرامی خواند و بالاخره حسین موسویان که به مدت هشت سال معاون حسن روحانی در زمانی که او دبیر شورای امنیت ملی بود در ارتباط با به بهم ریختن وضعیت اقتصادی و بی اثر بودن تصمیمات متفاوت و پی در پی برای مهار قیمت ارز، خطر را حتی در کوتاه مدت ارزیابی کرده و می نویسد “بزرگان نظام باید قبل از هرچیز در این مورد چاره اندیشی کنند، حتی به قیمت یک خانه تکانی اساسی در دولت و یا استعفای دولت فعلی و برگزاری انتخابات زود رس، زیرا استمرار وضع فعلی تا دوسال دیگر ممکن است موجب لطمات غیرقابل جبران شود”، بدون تردید این هشدارها و ارزیابی ها نمونه هایی از وضعیت استیصال رژیم است که آشکارا بیان می شود.

با وجود این نباید دچار خوشبینی گشته و به توان رژیم برای سرکوب جنبش ها ی اعتراضی کم بها داد. لذا برای این جنبشها بسیا ر مهم است که با توجه به توزان قوای موجود مبارزات اعتراضی خود را سازمان دهند.

هر اندازه که جنبش عمومی مردم برای نان و آزادی بتواند در جریان اعتراضات روزمره خود به سوی سازماندهی و ارتباط سرتاسری حرکت کند، به همان اندازه قدرت مقابله اش با تعرضات رژیم افزایش خواهد یافت . هراندازه مبارزات کارگری به ویژه در صنایع بزرگ و کلیدی شکل گرفته و گسترش یابد و هر اندازه که جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش انقلابی کردستان، جنبش جوانان و فعالین رادیکال و سوسیالیست این جنبشها بتوانند درجه ی سازمان دهی خود را افزایش داده و به یاری جنبشهای اعتراضی عمومی بپردازند به همان درجه هم سنگرهای جدیدی در پیکار مردم جهت سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ساخته خواهد شد.

اینها بخشی از وظایف مهم برای گذار از این دوره و ورود به دوره ی اعتلای انقلابی در جامعه است. فرصتها را نباید از دست بدهید. 

 


 

عکس از تبریز، چهارراه شریعتی است. یک جوان در گوشه‌ای از پیاده‌رو ضمن فهرست بخشی از مطالبات و مشکلات فعلی کشور با شعار «آزادی، صلح، عدالت» تحصن کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)