آن چه که این روزها در ایران می گذرد، در مقایسه با دوره های گذشته از هر لحاظ چهره متفاوتی را از این جامعه نشان می دهد. همه دریافته اند که برای جمهوری اسلامی دیگر در بر پاشنه سابق نمی چرخد.

در زمینه مبارزات مردم، تغییر در سطح و دامنه اعتراضات، در مطالبات و شعارها، در ترکیب طبقاتی معترضین، در تاکتیکهای مبارزاتی، و غیره، همگی خبر از دگرگونی عظیمی می دهند که در راه است. به هرکدام از ویژگیهای این دوره می توان پرداخت، اما یکی از تفاوتهائی که این دوره را از دوره های قبل متمایز می کند، آشفتگی آشکار در صفوف دشمن است. به عنوان مثال دو جناحی که برای بقای رژیم، دو استراتژی متفاوت را تعقیب می کردند و برای سالهای طولانی مردم را به نتیجه کشمکش های درونی بر سر به کرسی نشاندن یکی از این دو استراتژی در انتظار نگاه داشته بودند، و از این انتظار نیز ابزاری برای بقا استقاده می کردند، امروز همه آنچه را که در این زمینه اندوخته بودند، به باد رفته است. آنها در مقابل فشار مبارزه مردم ناچار شده اند، اختلافات استراتژیک خود را کنار بگذارند و ظاهرا یکپارچه عمل کنند. اما در پشت این ظاهر یکپارچه، آنها در مقابل مردم، آشفته وسر درگم عمل می کنند و افق روشنی پیش رو ندارند. این وضعیت از ضربه دیماه به این سو که رژیم هنوز از شدت آن کمر راست نکرده است، قابل مشاهده است. بگذارید چند نمونه از این سردر گمی که در کمتر از یک هفته مشاهده شده اند، مرور کنیم: 

سرلشکر “رحیم صفوی” فرمانده پیشین سپاه پاسداران و دستیار خامنه ای در امور نظامی،که گفته بود: “گاهی به نظر می‌رسد اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره می‌شود”،سخنی که البته بوی کودتای نظامی از آن به مشام می رسید،فردایش حرف خود را پس می گیرد و برای مدتی خود را از انظار پنهان می کند. 

روحانی در مورد بحران ارز می گوید: “گران شدن ارز خارجی جنگ روانی است”. اما یک روز بعد همه این اظهارات نفی می شوند و از جانب وزارت تجارت دولت روحانی لیست بلند بالایی از شرکت های اسم و رسم داری منتشر می شود که دلارهای ۴۲۰۰ تومانی را برای خرید کالا از خزانه دولت گرفته اند و بدون وارد کردن کالا، به دو برابر قیمت در بازار آن را آب کرده اند. عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران میگوید اخلال گران بازار را که گویا خود از کلان بازرگانان هستند، دستگیر کرده اند و آنها را به اعدام هم تهدید می کند، اما وقتی اسامی دستگیر شدگان آشکار می شود، جز جوانان جان بر لب رسیده و شماری از دکانداران خرده پا کسی در میان آنان دیده نمی شود. یک روز از زبان نمایندگان مجلس بطور علنی صحبت از استیضاح و برکناری روحانی می شود و روز بعد پنهانی آنرا پس می گیرند و به ترمیم کابینه رضایت می دهند. یک روز تظاهرات مردم خوزستان را به دخالتهای بیگانه نسبت می دهند و روز دیگر می گویند حرکت اصلاً امنیتی نیست و مردم تنها آب می خواهند. روزی یکی از فرماندهان سپاه می گوید کم آبی تقصیر اسرائیل است که از راه دور ابرهایی را که عازم ایران هستند غیربارور می کند اما همان روز رئیس اداره هواشناسی این ادعا را رد می کند و می گوید چنین سخنانی ما را از چاره اندیشی درست برای حل مشکل منحرف می کند. طی ده روز اخیرنمونه های بسیار دیگری از این دست را در رسانه های داخل کشور می توان یافت.

این دستپاچگی و آشفتگی و این اظهارات متناقض ناشی از چیست؟ چرا جناح ها بر خلاف گذشته به تعریف و تمجید و تائید هم روی آورده اند؟ آیا این وضعیت درونی رژیم ناشی از باطل شدن برجام و فشارهای آمریکا است؟ بدون شک این مسئله کمترین نقش را در بوجود آوردن چنین فضائی ایفا کرده است.دلیل آن روشن است. زیرا اگر مشکل تنهااین بود، رژیم راه فرار از آنرا آموخته است. جمهوری اسلامی مدت چهل سال گذشته را با این فشارها سر کرده اس تو تا حدود زیادی فوت و فن دور زدن و سازش کردن و عقب نشینی کردن “قهرمانانه”را نیزآموخته است.

واقعیت این است آنچه که سران رژیم را این چنین به هذیان گوئی واداشته است، چیزی جز آتشی نیست که هر روز در نقطه ای سر از خاکستر بر می آورد و زبانه می کشد. وحشت از خیزش مردم کار را به جائی رسانده است که آنچنانکه ویژگی این گونه دوره هاست بعضی نمایندگان نان به نرخ روز خور مجلس اسلامی از هم اکنون بفکر آینده خود افتاده اند و برای مردم بی نان و آب اشک تمساح می ریزند. از حقانیت مردم می گویند و به سرزنش دولت می پردازند.

این دوره هم به اعتبار آثار ضعفی که بر پیکر رژیم اسلامی ظاهر شده است و هم اعتبار مبارزات اجتماعی گسترده جاری، می تواند به یک دوره اعتلای انقلابی ارتقاء یابد.

این دوره در عین حال فرصتی است برای جمع و جور کردن صف انقلاب فردا، در میان کارگران و تهی دستان و ستمدیدگان این جامعه. فرصتی است برای پر کردن هر خلائی که تا کنون وجود داشته است.

هر کارگر استثمار شده و حق طلبی، هر زن آزاده ای، هر انسان ستم کشیده از تبعیض و نابرابری، هر جوان بیکاری که دنبال افق روشنی برای آینده خویش است، همه آنهائی که به دزدی و فساد و به نقض اولیه حقوق بشر در این کشور معترض هستند، نیروهای بالقوه ای هستند که باید جایگاه شایسته خود را در این مبارزه رهائی بخش پیدا کنند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)