شعری از: خالد بایزیدی (دلیر)
تقدیم به صمد بهرنگی کورد: علی اشرف درویشیان
که به شکوفه های ستارگان پیوست


«نان و غم»

سالها کوشیدم…
جزغم نان حاصلم نبود
دل کویرم را
شخم زدم
خوشه های گندم
پاشیدم
دانه های غم روئید
غم را
به آسیاب بردم
آسیاب!…
آردغم داد
با اشکهایم خمیرش کردم
ودرتنورگداخته ی دلم پختم
برسرسفره ی
غم گذاشتم
من وغم
سرسفره نشستیم
غم خاطرات اش را
ازهمنشینی با
تنهایی ها می گفت
منم!…
هی با اشکهایم
آرد غمم را
خمیرمی کردم ومی خوردم؟!
……………………………………………………
+شعرنان وغم الهامی است ازداستان«بفرینه ی»
زنده نام: علی اشرف درویشیان

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)