پنجم ژوئن، برابر با ۱۵ خرداد، روز جهانی محیط زیست است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۲ این روز را به عنوان «روز جهانی محیط زیست» نامگذاری کرد. هدف از تعیین این روز، افزایش آگاهی مردم برای حفظ محیط زیست و ترغیب دولت ها به اتخاذ تدابیری برای مقابله با تخریب محیط زیست و گونه های زیستی جانوری اعلام شد.

تا کنون چند اجلاس بین المللی در سطح سران کشورهای سرمایه داری جهان برای جلوگیری از تداوم تخریب محیط زیست برگزار شده است. در آخرین اجلاس جهانی از این دست در پاریس که در ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۵ برگزار شد، یک توافقنامه جهانی نیز به امضاء رسید. این توافقنامه هر چند تعهداتی را پیش پای امضاء کنندگان آن قرار می داد، اما در عمل نتوانسته است سیر فاجعه بار تخریب سیستماتیک محیط زیست را متوقف و یا حتی کند کند. دولت آمریکا به عنوان بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانه ای در دوره حکومت ترامپ رسما از این قرارداد خارج شد. در این میان ایران تنها با دو دهم درصد از سهم اقتصاد جهانی جایگاه دهمین تخریب کننده محیط زیست را در جهان دارد. جمهوری اسلامی، نه تنها نقشی در حفاظت از محیط زیست ندارد، بلکه با سیاست های ضد محیط زیستی و سودپرستانه اش، این کشور را به سوی فجایع زیست محیطی جبران ناپذیری سوق می دهد.

نگاهی گذرا به کارنامه جمهوری اسلامی در چند نمونه مشخص، ابعاد فاجعه بار تخریب محیط زیست را توسط این رژیم برملا می سازد.

خشک شدن دریاچه اورمیه:

روند سریع خشک شدن دریاچه ارومیه فاجعه بار ترین رویداد زیست محیطی است که جمهوری اسلامی مسبب آن است. خشک شدن دریاچه ارومیه خطری است که هم اکنون زندگی مردم را در تمام این منطقه و به ویژه در استان های آذربایجان شرقی و غربی تهدید می کند و عوارض آن در درازمدت استان های مجاور را نیز در بر خواهد گرفت.شوره زارهای حاشیه دریاچه، روز به روز وسیع تر و آب های زیر زمینی نیز شورتر می شوند. با خشک شدن این دریاچه، کویر پهناور دیگری در این منطقه از ایران به وجود خواهد آمد و با توجه به شوره زار بودن آن چهره زندگی مردم در این منطقه دگرگون خواهد شد. کارشناسان می گویند: کشیدن حاده ای از وسط دریاچه که با اهداف نظامی صورت گرفت، تعادل اکولوژیک دریاچه را به هم زده است و روند خشک شدن دریاچه را سریع تر کرده است.ساخت بی رویه سدهای بزرگ مخزنی در حالی که نمی توانند از آب ذخیره شده در پشت آنها با بازدهی دستکم ۵۰ درصدی بهره برداری کنند، از جمله پروژه هایی بوده اند که در دستگاه اداری عقب مانده و فاسد جمهوری اسلامی طراحی و به مورد اجرا گذاشته شده و در سرعت بخشیدن به روند خشک شدن دریاچه اورمیه دخیل بوده اند.

تخریب جنگلها:

در ایران سالانه ۱۰۰ هزار هکتار از جنگل ها تخریب می شوند یا کیفیت خود را از دست می دهند.در حین اینکه پیشگیری از آتش سوزی جنگل ها و اطفای حریق آنها، جدی گرفته نمی شود، در همان حال بازار سوداگری تبدیل جنگل به زمین قابل فروش رونق گرفته است. قطع درختان برای ساخت و ساز، ویلاسازی و شهرک سازی و جاده سازی نظامی و پادگان سازی در چند سال گذشته سیر صعودی داشته است.طی دوران حکومت جمهوری اسلامی، بجای گسترش فضاهای جنگلی، نزدیک به یک سوم جنگل های این کشور از بین رفته اند.کارشناسان می گویند اگر روند تخریب جنگل های حوزه زاگرس و جنگل های استان گلستان چه در نتیجه آتش سوزی ها و چه در نتیجه قطع درختان جنگلی با اهداف سودجویانه، با همین آهنگ فعلی ادامه یابد، تا ۱۰ سال آینده اثری از جنگل در غرب ایران و در استان گلستان باقی نخواهد ماند.

نابود کردن منطقه کشاورزی حوزه رود کارون:

کوههای نمکی مشرف بر سد گتوند، بزرگترین سد خاکی ایران موجب شده است که میلیاردها متر مکعب آب شور در پشت این سد جمع شود و با شور کردن آب رودخانه کارون تمام منطقه کشاورزی که در مسیر این رودخانه از آب این سد استفاده می کنند را نابود کرده است. این سد عظیم توسط پیمانکاران وابسته به سپاه ساخته شد. آنها اکنون به خاطر فاجعه ای که بر این منطقه تحمیل کرده اند، به کسی پاسخگو نیستند.

خشک شدن تالابها:

بیشتر تالابهای ایران در حال خشک شدن هستند.کم شدن آب رودخانه کارون در نتیجه اقدامات فسادآلود و غیر مسئولانه رژیم به خشک شدن تالاب هورالعظیم منجر شده که در نتیجه آن دمای هوای منطقه به طور چشمگیری افزایش یافته است. خشک شدن تالاب هامون در سیستان و بلوچستان به یک بحران جدی زیست محیطی در این استان تبدیل شده است. تالاب گاوخونی و دریاچه بختگان در استان فارس در آستانه خشک شدن قرار دارند.

آلودگی هوا:

آلودگی هوای شهرهای بزرگ و در راس آنها شهر تهران در نتیجه انتشار گازهای سمی ناشی از سوخت ناقص اتومبیل های فرسوده، و از کارخانجات صنعتی،که استانداردهای زیست محیطی در آنها رعایت نمی شود، هوای این شهرها به شدت آلوده کرده است. این آلودگیدر کنار انتشار گسترده ریزگردها در فضای ایران سالیانه هزاران نفر را به مرگی خاموش محکوم می کند. سودجویی سرمایه داران خصوصی و دولتی و فساد اداری، از عوامل تشدید این وضعیت است. سپاه پاسداران تمام محیط زیست ایران را چون پادگانی می بیند و تنها با معیارهای نظامی و سوداندوزانه و به عنوان پادگانی بوسعت ایران به آن می نگرد. رژیم جمهوری اسلامی که موجودیت خود را در قدرت و توان سپاه می بیند، راه را برای عملکرد جنایتکارانه این نیرو باز کرده است. بعلاوههم اکنون دهها نفر از فعالین محیط زیست با پرونده سازیهایی امنیتی در زندان به سر می برند.

آیا راه چاره ای وجود دارد؟

پاسخ بدون شک مثبت است. کافی است میلیاردها دلار از ثروت این کشور را که رژیم اسلامی صرف پروژه های اتمی و دخالت نظامی در کانونهای بحرانی منطقه، می کند، تا از آن ابزاری برای بقای خود بسازد و در همان حال به خاطر آن، مردم هم در خطر محاصره و فشار اقتصادی بیشتر قرار بگیرند، به طرح نجات محیط زیست ایران، اختصاص دهد تا از ویرانی منطقه وسیعی از این کشور جلوگیری کند. اما از رژیمی که جز به بقای خود به چیز دیگری نمی اندیشد و هر هزینه ای را که در غیر این راه صرف شود از دست رفته می داند، چنین انتظاری نمی توان داشت. این رژیم نه تنها فضای سیاسی ایران را خفقان آور ساخته بلکه نفس کشیدن برای مردم این کشور در فضای طبیعی شهرهای بزرگ را نیز دشوار کرده است. بلایی که سیاست های این رژیم بر سر محیط زیست آورده، چندان کمتر از بلایی نیست که بر سر کل مردم ایران در همه زمینه های دیگر سیاسی و اجتماعی آورده است.

 

 

 

 

درخت انجیر معابدِ ۲۰۰۰ساله‌ی روستای رمین در چابهاربر اثربی‌توجهی خشک شد.
مازیارمشتاق گوهری مستندساز این عکس رامنتشر کرده ونوشته پای درخت سیمان ریخته و دورش فنس کشیده بودند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)