قریب به دو هفته از بازداشت محمد حبیبی (عضو هیأت مدیرۀ کانون صنفی معلمان) می‌گذرد. حبیبی به معنی دقیق‌تر کلمه از بین تجمع اعتراضی معلمین «ربوده» شد تا نهایتاً با صورت کبود و دست لمس تحویل زندانبان داده شود. حاکمیت خیلی خوب جنسِ حبیبی و افکارش، عیار اعتراض و نقش سازمانده‌اش را شناخته‌است. حبیبی از جنس «سلبریتی»هایی نیست که رژیم از مطرح‌شدن و کمپین‌ راه افتادن‌های مجازی برایشان نه تنها واهمه‌ای نداشته باشد، بلکه سر بزنگاه‌های خاص از اعتبار ساختگی آن‌ها برای پیشبرد خط خود و منحرف کردن مسیر جنبش استفاده کند. این بار رژیم می‌بینید با معلم «سازش‌ناپذیری» طرف است که نه تنها بلندگوی اعتراضی معلمان شده که از این وظیفه علیرغم همۀ تهدیدها و ارعاب‌ها و بازجویی‌ها پا پس نمی‌کشد. از همین رو به خوبی هم می‌دانست که برای خواباندن «غائلۀ» اعتراضات فراگیر و هر دم رادیکال‌ترِ معلمان باید یکی از وزنه‌های اصلی‌اش را بزند.

هدف حکومت شکستن و تحقیر حبیبی به هر شکل ممکن است. وگرنه چرا ۲۵ اردیبهشت‌ماه برایش وثیقۀ صد میلیونی صادر شود، اما روز بعدش بازپرس از قبول همان وثیقه سر باز زد؟ اکنون حبیبی در جهنمی به نام «زندان تهران بزرگ»، در ناکجاآباد کویر حسن‌آباد قم زندانی است؛ قرنطینۀ دو که اکنون محلّ نگه‌داری اوست، معروف است به فینال زندان‌های ایران! جایی که به قول همکار دیگر او، بداقی، برای آب هم جیره‌بندی روزانه وجود دارد؛ شپش و ساس بیداد می‌کند؛ مبتلایان به ایدز و هپاتیت تفکیک نشده‌اند؛ مصرف سیگار و مواد مخدر ۲۴ ساعته برپاست و تو گویی کل سالن در مه فرورفته است. همراه با صدای فحش خواهر و مادرِ رئیس زندان از پشت بلندگو…

همۀ این‌ها یعنی جان حبیبی در خطر است و این هشدار شوخی نیست. جنبش‌ معلمان راهی طولانی پیموده تا رهبران واقعی و عملی خود را بسازد و پیدا کند. ضربه به هر یک از این رهبران، ضربه‌ای به کل بدنۀ این جنبش است که التیامش سال‌ها زمان خواهد بود. کارزار «خیابان: تریبون زندانی»علاوه بر انجام چندین گرافیتی و شعارنویسی در حمایت از محمد حبیبی طی روزهای گذشته، در نظر دارد از الآن تا لحظه‌ای که حبیبی-این صدای واقعی اعتراض معلمان- از زندان آزاد شود، به سهم خود حمایت سیستماتیک از او را در دستور کار قرار دهد.

۳ خرداد ۱۳۹۷ – کارزار «خیابان: تریبون زندانی سیاسی»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)