شیوه رفتاری ساختار مدیریت سیاسی ایران از چهل سال پیش تا کنون همواره بر محو صورت مسئله ها به جای حل آنها پی ریزی شده است، همیشه هم مهم ترین دلیل در پس آن “برهه حساس کنونی” ذکر شده که هرگونه رفتار غیر انسانی و یا احمقانه ای را توسط مسئولین نظام سیاسی ایران توجیه کرده.
برخورد با گروه های سیاسی در ابتدای انقلاب و تبدیل آنها به معاند و مخالف، برخورد با دانشجویان و روشنفکران در وقایعی نظیر کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای در دهه هفتاد، ماجرای انتخابات ۸۸ و جنبش سبز و هزینه هایی که مردم برایش پرداخت کردند تا فردی مثل احمدی نژاد که اینروز ها استخوانی در گلوی نظام شده به هر قیمتی بر عرصه قدرت باقی بماند و این اواخر هم اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف، دستگیری و خودکشی دادن فعالین اجتماعی ، کارگری ، معلمان و حامیان محیط زیست فقط و فقط موارد معدودی از بی تدبیری ها و بحران سازی های مدیران نظام سیاسی ایران است.
و اما دست گل آخر در کازرون به آب داده شد، اعتراضات پراکنده مردمی نسبت به تجزیه بخش هایی از این شهرستان با بی تدبیری ، زیاده خواهی و منفعت طلبی برخی نمایندگان مجلس و مسئولین استانی فارس تبدیل به اعتراضاتی سراسری در این شهر شد بی آنکه راه حلی برای آن اندیشیده شود، کار به جایی رسید که مردم ایدئولوژیک ترین تریبون نظام یعنی نماز جمعه را هم برای رساندن پیام اعتراض خود به گوش مسئولین بی نصیب نگذاشتند اما در کمال تعجب باز هم جواب اعتراض آنها تنها سکوت بود و یا سرکوب تا اینکه شب گذشته در پی دستگیری تعدادی از معترضین و تجمع مردم برای رهایی آنها از بازداشت درگیری شدیدی میان مردم و پلیس پیش آمده و تعدادی از شهروندان کشته و تعداد دیگری زخمی می شوند. تو گویی که مدیران نابخرد تصمیم گرفته اند “کازرون را هم از صحنه روزگار محو کنند” تا دیگر اعتراضی هم وجود نداشته باشد.
این شیوه، تا به کی قرار است در اداره بحران های کشور موثر باشد سوالی است که به نظر می رسد زمان زیادی برای دیدن جواب آن نباید منتظر ماند.
#کازرون_درخون

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)