مبارزه با همجنسگراستیزی و ترنس‌ستیزی؛ وظیفه‌ای هر روزه

در جامعۀ سرمایه‌داری ایران، با بافت تاریخاً سنتی‌اش و یک حاکمیت بنیادگرای مذهبی، شاید کم‌تر افرادی به قدر دگرباشان جنسی مورد ستم باشند. خشونت سیستماتیک علیه دگرباشان جنسی اغلب از همان سال‌های کودکی و نوجوانی آغاز می‌شود. زورگویی و تمسخر و آزار فیزیکی و جنسی در دوران مدرسه چه بسا با انزوا و طرد کامل از خانواده در دورۀ نوجوانی و میل به خودکشی همراه شود.

پس از گذران دوران وحشت نوجوانی، تازه نوبت به دوران بلوغ می‌رسد و انبوهی از خطرات جدید که در ایران سایۀ بلند چوبۀ دار فقط یکی از آن‌هاست. حتی اینکه گفته شود «مرگ» بدترین حالت ممکن برای دگرباشان جنسی است به قدر کافی گویای شدت ستم بر آنان نیست. فقط شنیدن روایت‌های شخصی و نشستن پای درد دل جامعۀ دگرباشان جنسی، تصویر درستی از جنایات هرروزه‌ای که علیه آنان می‌شود به ما می‌دهد.

کارفرمایان از استخدام اغلب دگرباشان جنسی طفره می‌روند، بنابراین بیکاری و فقر مضاعف، همراه همیشگی اغلب کارگران دگرباش است و چه بسا بعضی را وادار به تن‌فروشی کند. از طرفی فشار اجتماعی و قضایی، اکثر همجنسگرایان و تراجنسیتی‌ها را مجبور می‌کند تا برای «به رسمیت شناخته‌شدن» در قوانین جمهوری اسلامی، ناخواسته زیر تیغ جراحی تغییر جنسیت بروند؛ حال بماند که این جراحی‌ها چه هزینه‌ها و مخاطرات و عوارض جبران‌ناپذیری را به آنان تحمیل می‌کند.

برای خیلی از تراجنسیتی‌هایی هم که خواهان چنین‌ جراحی‌ای هستند، نبود پزشک متخصص در ایران و خدمات بهداشتی مناسب، آنان را به همان میزان دچار انواع عوارض، نقص عضو، عفونت‌ها و حتی مرگ می‌کند.

امروز در قرن ۲۱، حتی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری دنیا هم حتی اگر هم همجنسگرایی یا تراجنسیتی‌بودن جرم محسوب نشود، اما نه تنها مسیر درازی تا احقاق حقوق ابتدایی آن‌ها باقی‌مانده، بلکه همچنان سایۀ خشونت و آزار فیزیکی بر سر دگرباشان جنسی سنگینی می‌کند. ستم بر دگرباشان جنسی جزو جداناپذیری از نظام سرمایه‌داری است. نظامی مبتنی بر ستم که برای بقا نیازمند بنیان سنتی خانواده است. بنابراین همان‌طور که احقاق کامل حقوق زنان و کودکان وابسته به مبارزه با کلیت نظام سرمایه‌داری است؛ مبارزه برای حقوق دگرباشان جنسی نیز بدون مبارزه با نظامی که بقایش در بهره‌کشی و ستم است ممکن نیست.

وظیفۀ دفاع از حقوق دموکراتیک تمام اقلیت‌ها بخشی از مبارزه‌ای است که رادیکال‌ترین بخش جامعه، یعنی طبقۀ کارگر ایران باید آن را به عهده گیرد. متأسفانه رسوخ سنن و مذهب و تبلیغات ایدئولوژیک حکومتی در میان اغلب کارگران، مانعی در این مسیر است. به دلیل اهمیت این موضوع، «کمیته عمل سازمانده کارگری» تلاش کرد به سهم خود در روز مبارزه با همجنسگراستیزی، گامی در این مسیر دشوار بردارد.

۲۷ اردیبهشت ۹۷ – کمیته عمل سازمانده کارگری

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)