اغلب دیده می‌شود که عبارت “پذیرش” و تحمل” در رابطه با حقوق LGBTQ+ به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند. مثلاً در کشور الف اعضای اقلیت جنسی تحمل می‌شوند. آن‌ها به دلیل گرایش جنسی یا هویت جنسیتی خود مجرم شناخته نمی‌شوند و کسی به آن‌ها آزار نمی‌رساند!
اما در کشور ب، اقلیت‌های جنسی مورد پذیرش واقع شده‌اند، آن‌ها از برنامه‌های آموزشی و حمایتی مخصوص به خود بهره‌مند هستند. در زندگی اجتماعی همانند یک فرد دگرجنس‌گرا با آن‌ها برخورد می‌شود و گرایش جنسی و هویت جنسیتی آن‌ها به‌عنوان بخشی از هویت آن‌ها پذیرفته شده است.
آیا به نظر شما در مثال بالا اقلیت‌های جنسی کشور الف زندگی اجتماعی سالم‌تری دارند یا کشور ب؟
تحمل اقلیت‌های جنسی و جنسیتی یعنی جامعه اکثریت، هویت اعضای LGBTQ+ را قبول ندارد اما چون همجنس‌گرا یا ترنسجندر بودن شخص دیگر به آن‌ها آسیب نمی‌زند، درنتیجه قبول می‌کنند که چشمان خود را روی آن موضوع ببندند و آن را نادیده بگیرند.
اما پذیرش یعنی جامعه اکثریت قبول می‌کند که هویت LGBTQ+ وجود دارد و آن را به رسمیت می‌شناسند و همان‌طور با همسایه دگرجنسگرای خود روابط اجتماعی برقرار می‌کنند که با همسایه همجنس‌گرا یا ترنسجندر خود.
درواقع وقتی اکثریت جامعه چیزی را تحمل می‌کنند مثل این است که به دلیل پیروی از قانون نمی‌توانند الفاظ زشت نثار همجنس‌گرایان کنند؛ اما این آزادی را دارند که آن‌ها را از زندگی شخصی و اجتماعی اکثریت جامعه طرد کنند و آن‌ها را منزوی کنند.
به همین دلیل است که ما باید بدانیم “تحمل کردن” با “مورد پذیرش واقع شدن” یکی نیست و آنچه که اقلیت‌های جنسی و جنسیتی به دنبال آن هستند در واقع “مورد پذیرش واقع شدن” است.
والدینی که همجنس‌گرایی دخترشان را تحمل می‌کنند هرگز در مورد زندگی عاشقانه او پرس‌وجو نمی‌کنند و شریک زندگی دخترشان را به دورهمی‌های خانوادگی دعوت نمی‌کنند و اگر دعوت کنند، رابطه عاشقانه آن‌ها را کاملاً ندیده می‌گیرند و طوری رفتار می‌کنند که این دو انگار دوست صمیمی هستند! اما والدینی که همجنس‌گرایی دختر خود را بپذیرند همان‌قدر به زندگی عاشقانه او توجه می‌کنند که به زندگی عاشقانه دختر دگرجنسگرایشان و رابطه دختر لزبینشان با شریک زندگی‌اش را مانند رابطه دختر دگرجنسگرایشان با شوهرش به رسمیت می‌شناسند.

راههای ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)