مردانگی شکننده یا fragile masculinity در اصطلاح یعنی مردی که در رابطه با مردانگی‌اش حس ناامنی دارد. مردانگی شکننده این ایده است که مردان باید به طور مداوم هویت خود را با ویژگی‌های “مردانه” شناسایی و نمایش دهند تا مردانگی خود را به هر قیمتی تضمین کنند.
این تضمین مردانگی، اصرار بر ممانعت مردان برای نمایش آنچه که ویژگی‌های “زنانه” در نظر گرفته می‌شود، دارد زیرا این ویژگی‌های “زنانه” را پست و فروتر از ویژگی‌های “مردانه” می‌داند.
مثال‌های زیادی برای مردانگی شکننده وجود دارد برای مثال تمسخر مردانی که از لاک ناخن استفاده می‌کنند و یا وقتی که زنی رهبری گروهی را بدست می‌آورد و مردی به دلیل اینکه نتوانسته خودش رهبر شود به او می‌گوید: تنها دلیل انتخاب تو برای رهبری، زن بودنت بوده! (القا این مسئله که زن همکار او هیچ ویژگی برای رهبری ندارد و تنها با استفاده از آنچه دُگم‌اندیشان طنازی زنانه می‌دانند به این مقام رسیده است.)
مردانگی شکننده، بخشی از مردانگی سمی است که فرهنگ ضد زن، تجاوز و برتری بی‌چون وچرای مردان بر زنان را ترویج می‌کند.
مردانگی شکننده می‌تواند طیف‌های مختلفی داشته باشد. مردی که برای اثبات مردانگی خود به مردانی که از نظر او به اندازه کافی ویژگی‌های مردانه ندارند (برای مثال همجنسگرا یا درگ کوئین هستند) حمله می‌کند همان‌قدر دارای مشکل مردانگی شکننده است که پدری که به پسر خود آموزش می‌دهد نباید احساسات خود را نشان دهد یا مردان واقعی گریه نمی‌کنند! زیرا گریه متعلق به زنان است که فروتر از مردان هستند!

نمونه دیگری از مردانگی شکننده، زنانه و مردانه کردن اجناسی است که هیچ ربطی به جنس و جنسیت مصرف کننده ندارند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)