انسان در جایگاه و موقعیت های مختلف یکسان عمل نمیکند. عدم یکسانی رفتار فرد تنها ناشی از یک عامل نیست. به عبارتی دیگرچگونگی واکنش فرد در شرایط مختلف به عوامل گوناگونی مرتبط است. از دید روانشناختی، این عوامل به سه صورت؛ ‌ویژگیهای روانشناختی ، شرایط اجتماعی و سازوکار فیزیولوژیک خود را نشان می دهد. نگارنده به منظور بررسی خصیصه های سید علی خامنه ای یعنی راس خیمه نظام جمهوری اسلامی از عامل نخست بهره می گیرد
بهمنظور بررسی و ارزیابی شخصیت، پرسشنامهها و ابزارهای گوناگونی طراحی شده است این ابزار شناسایی صفات و گرایشهای پایدار افراد را تسهیل می کند، اما در برخی مواقع مانند مطالعه موردی حاضر، انجام مصاحبه امری غیر ممکن و امکان بهکارگیری ابزارهای فوق وجود نخواهد داشت. بنابراین با توجه به محدودیتهای موجود، تنها منبع پژوهشی حاضر، متن سخنرانیها و رفتارهای سیاسی سید علی خامنه ای  در موقعیتهای مختلف می باشد. از این رو در ادامه این پژوهش برخی از ویژگیهای فردی او از منظر روانشناسانی چون اریک فروم، هری استک سالیوان و آلفرد آدلر مورد مطالعه قرار میگیرد.
برخی از صفات و گرایشهای مشهود و برجسته  او را می توان اینگونه برشمرد: دشمن پنداری، نادیده گرفتن بخش ناراضی جامعه، خودشیفتگی، پرخاشگری، عدم پذیرش مسئولیت و حفظ چهرهای آرمانی.
دشمن پنداری بهعنوان یکی از صفات بارز سید علی است، چنانکه که او در سخنرانیها یش از بسیاری از کشورها به عنوان دشمن یاد میکند و در مواقعی که پایه های نظام و در راس آن ولی فقیه مورد انتقاد واعتراض مردم قرار میگیرد، تمامی اعتراضات را نتیجه برنامهریزی منسجم و دقیق دشمن خارجی میداند. دشمن پنداری ولی فقیه با مفهوم بدخواهی نظریه میان فردی سالیوان بسیار منطبق است. سالیوان بدخواهی را بهعنوان صفات گسسته نفرت و شرارت تعریف میکند که با احساس زندگی کردن در بین دشمنان مشخص میگردد. اعمال بدخواهانه اغلب بهصورت کمرویی، موزیگری، قساوت و یا رفتارهای ضداجتماعی نمایان میگردد.
خصیصه دیگر او  نادیده گرفتن قشر ناراضی جامعه و در برخی موارد خوار و حقیر شمردن آنها است. این ویژگی نیز تحت عنوان عملیات امنیتی سالیوان قابل توجیه است، سالیوان معتقد است، هر تجربهی بین فردی که برخلاف حرمت نفس فرد باشد، امنیت فرد را تهدید میکند، از این رو شخص با استفاده از عملیات امنیتی تجزیه و بی توجهی گزینشی سعی بر کاهش احساس ناامنی و اضطراب خود خواهد داشت. بهعبارت دیگر سید علی به منظور دفاع از حرمت نفسش، منتقدان خود را با عناوین گوناگونی چون، حقیر، نادان و فریب خورده مورد خطاب قرار میدهد و در اکثر مواقع، تنها طرفداران و هواداران خود را مردم خطاب میکند و سعی بر آن دارد تا مخالفاانش را کوچک جلوه دهد.
علی خامنه ای دارای خصایص دیگری نیز می باشد اریک فروم از آنها به عنوان نشانگان تباهی یاد می کند یکی از صفات این مجموعه ، خودشیفتگی است. او تنها به خود و باورهایش علاقمند است و از خود برتربینی کاذبی برخوردار است، وی به هیچ فرد و ایدئولوژی اهمیت نمیدهد مگر اینکه آن فرد و آن باور در خدمت او باشد. این خودشیفتگی موجب آن شده است تا او چنین تصور کند که قدرتش در حدی استثنایی است که نیازی به اثبات ارزشهایش وجود ندارد و همین خودشیفتگی در هنگام وجود انتقاد مخالفان منجر به بروز خشم ایشان میشود. وی بهطور معمول به منتقدانش با لحنی تند حمله میکند و در اکثر موارد برای نابودی آنها حاضر به پرداخت هر هزینهای خواهد بود و در شرایطی که توان مقابله با آنها را نداشته باشد، خشم خود را به درون منحرف مینماید و این منجر به بروز افسردگی در او میگردد، اریک فروم این افسردگی را ناشی از خودشیفتگی ناهشیار میداند.
یکی دیگر از ویژگیهای نشانگان تباهی در خامنه ای مردهگرایی است که با بروز رفتارهای جنگ طلبانه و قلدرمابانه رخ می نماید. وی در شرایط سیاسی اجتماعی مختلف برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم دست بههر کاری میزند و از کشتن و شکنجه ابایی ندارد. نکته قابل توجه ، تاکید بیش از اندازه او و رژیم بر مراسم عزاداری است. چنانکه مراسم عزاداری نسبت به مناسبتهای شاد نزد حاکمیت از اهمیت و احترام ویژهای برخوردار است.
در خصوص سبک زندگی خامنه ای میتوان گفت او بیشتر در دنیای خصوصی خود زندگی میکند این روش زندگی با دیدگاه آلفردآدلر همخوانی دارد. ولی فقیه طبق قانون اساسی از جایگاه ویژهای برخوردار است که بسیاری از آن بهعنوان قدرت مطلقه یاد میکنند، اما خامنه ای پارا فراتر از آن می گذارد و مدام جایگاه خود را بالاتر از آن تصور میکند و با اهدافی بلندپروازانه و خودخواهانه، بسیاری از قوانین  را نادیده می گیرد. آدلر برای فردی مانند سید علی شکست پیشبینی میکند. از نظر وی فردی چون علی خامنه ای که بیش از اندازه به خود مشغول است و به دیگران اهمیت کمی میدهد، دچار ناسازگاریهای بسیاری خواهد شد. از نظر آدلر چنین رفتاری ناشی از احساس بی کفایتی و نا امنی او می باشد که ریشهای عمیق دارد و این منجر به آن خواهد شد که او دیدگاه خود را محدود کند و بی اختیار برای اهداف شخصی نامعقول خود تلاش کند، تلاشی که در نهایت موجب دور شدن از دیگران میشود. او در طی سالهای اخیر با نقشهها و برنامههای طولانی مدت همقطاران خود را از میدان بهدر کرده است تا به اهداف نامشروع خود برسد.
در این راستا آدلر مفهوم گرایشهای محافظ را مطرح میکند که بهصورت کلی برای حفاظت از عزت نفس و خودانگاره کاذب او وارد عمل می شوند. گرایشهای محافظ به صورت بهانه تراشی، پرخاشگری و کنارهگیری نمایان میگردد. رهبر رژیم نیز منطبق با شرایط و موقعیتهای متفاوت از شکلهای گوناگون گرایشهای محافظ استفاده میکند، اما گرایش غالب پرخاشگری است که برخی اوقات در قالب تحقیر، تمسخر و محدود بودن مخالفان ظاهر میگردد. بهطور کلی پرخاشگری در سه شکل تحقیر، اتهام دیگران و متهم کردن خود نمایان میگردد. کما اینکه او در صورت وجود شرایطی خاص، با استفاده از کوچک شمردن و مقصر خواندن خود سعی در محافظت از خود آرمانیش دارد.
یکی دیگر از روشهای گرایش محافظ، کنارهگیری است که رهبر رژیم در بسیاری از مسائل مهم به خصوص درباره مذاکرات هسته ای از آن بهره می برد. کنارهگیری در قالب واپس روی، بی تحرکی، تردید و مانع تراشی نمود پیدا میکند او از دو روش بیتحرکی و تردید به کرات بهمنظور محافظت از هدف خیالی برتری جویی استفاده کرده است. چنا نکه با استفاده از قالب بیتحرکی از پذیرش تمامی مسئولیتها اجتناب می کند تا چهرهای شکست ناپذیر از خود نشان دهد. شایان ذکر است او برای حفاظت از عزت نفس کاذب به قالب تردید متوصل می شود  و با طرح دودلی در موضوع خاص از قبول مسئولیت شانه خالی می کند.
این پژوهش پس از طرح ویژگیهای روانشناختی سید علی به دور از هر هیاهوی سیاسی زنده باد و مرده باد بیان نکات زیر را ضروری می داند؛ برخلاف تحلیل برخی از پژوهشگران در خصوص دیکتاتورها، با وجود نا هنجاریهای فراوانی که در گفتار و رفتار علی خامنه ای مشهود است، نمیتوان وجود اختلال های روانی جدی را به ایشان نسبت داد، چرا که اکثر تصمیمات و اقدامات سیاسی- اجتماعی او به دنبال حفظ منافع فردی/گروهی و در مسیر دستیابی به اهداف برنامهریزی شده اخذ میگردد، بنابراین برچسب زدن مشکلات روانی بر شخص علی خامنه ای تنها موجب شکلگیری شرایطی خواهد شد که برخی به این تصمیم برسند که اگر فرد دیگری دارای این قدرت باشد دست به اعمال شنیع و ضد بشری  نخواهد زد، در حالی که این نگرش بسیار سطحی و خطرناک خواهد بود، چرا که تحقیقات روانشناسی نشان می دهد که قدرت منجر به تغییر فرد میگردد و این تغییر در هر دو سطح  فیزیولوژی و روانشناختی صورت خواهد گرفت. روانشناسان بر این باورندکه مدیریت امری اضطرابزا است و منجر به افزایش ترشح هورمون کورتیزول میشود، اما قدرت اثری عکس دارد و گویی منجر به افزایش تعادل در وضعیت فرد میگردد، به عبارت دیگر قدرت با کاهش میزان ترشح کورتیزول و کاهش میزان استرس  منجر به پدید آمدن تعادلی در فعالیت فیزیولوژی بدن میگردد تا به واسطه آن شخص بتواند در تصمیم گیریها و مسئولیت هایش به شکلی صحیح و معقول رفتار کند.
بنابراین قدرت در راستای مدیریت صحیح و معقول امری لازم و ضروری است اما اگر این قدرت بدون هیچ حد و مرزی در اختیار فرد قرار بگیرد، به واسطهی کاهش بیش از اندازه کورتیزول تغییرات بسیار مهمی در قشر پیش پیشانی مغز به وجود خواهد آمد، از جمله این تغییرات کارکردی میتوان به درنظر نگرفتن خطرات، نادیده گرفتن احساسات دیگران و وسیله نگاشتن افراد اشاره نمود. با توجه به گزارش برخی از اطرافیان و آشنایان سید علی تغییرات مذکور در شخص خامنه ای قابل انکار نیست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)