حق انتخاب پوشش حق مسلم زنان است. تحقیر٬ شلاق و زندان زنان ناباور به پوشش اسلامی محکوم به شکست است و نافرمانی مدنی و مسالمت آمیز زنان علیه حجاب اجباری بیش از پیش ضرورت تجدید نظر در قانون مجازات پوشش اجباری را نشان می دهد.

من٬ فاطمه حقیقت جو٬ اعلام می کنم در حمایت از حق انتخاب زنان و در محکومیت هر گونه خشونت و زندان علیه زنانی که مخالف حجاب اجباری هستند که با نا فرمانی مدنی و تحمل هزینه های سنگین درصدد رساندن صدای خود به مردم و مسوولان کشور هستند٬ روسری از سر خود بر می دارم. من مسلمانم و از سال ۱۳۸۴ که به آمریکا مهاجرت کرده ام به انتخاب شخصی خودم با روسری در محل کارم، میهمانی ها و گردهمایی ها حاضر شده ام٬ اما همواره مخالف اجبار حجاب می باشم. حق انتخاب پوشش٬ حق مسلم زنان است- خواه حجاب ضروری دین باشد٬ خواه نباشد. حتی اگر فرد مسلمان به این جمع بندی برسد که حجاب ضروری دین است٬ حق تحمیل باور خود را بر کسانی که با او هم نظر نیستند٬ ندارد.

بعضی از محققان (ترکاشوند٬ ۱۳۹۰) با ادله تاریخی اثبات کرده اند حجابی که امروز جامعه اسلامی می شناسد٬ حجاب عصر پیامبر نبوده است و بعضی از فقها مانند مرحوم آیه ا… قابل حجاب را ضروری دین نمی دانند. روحانیون حکومتی با برداشتهای قیم مابانه از اسلام به تحمیل باورها و برداشتهای غلط خود بر جامعه اصرار دارند و گوش شنوایی هم برای درک مسایل اجتماعی امروز ایران و بویژه تقاضای نسل جوان ندارند. اینان مروج خشونت علیه زنانی هستند که اعتقادی به حجاب و پوشش اسلامی ندارند. گویی آقایان موظفند به زور زنان را به بهشت هدایت نمایند ولو با برخورد های غیر اسلامی٬ غیر اخلاقی و بعضا قرون وسطایی ٬ که جلوه تندروانه اش را جامعه بین الملل در لباس داعش و طالبان شاهد است.

بعضی حجاب را مساوی عفاف تلقی می کنند و بی حجابی را بی عفتی می دانند. در حالیکه حفظ عفاف لزوما مستلزم رعایت حجاب شرعی نیست. یک زن می تواند محجبه اما غیر عفیف باشد و یک زن بی حجاب اما با عفت باشد. همچنین عفاف مختص زنان نیست. تمامی اعضای یک جامعه سالم زن و مرد باید دارای عفاف باشند.

حجاب در ایران بشدت سیاسی و جامعه را بیش از پیش دو قطبی نموده است. از یکسو کسانی با حکم حکومتی٬ چماق٬ تحقیر و توهین حجاب از سر زنان برکشیدند. بعد از گذشت ۸ دهه٬ عده ای هنوز به حکم حکومتی رضا شاه افتخار می کنند و حجاب را سمبل عقب افتادگی٬ و نه سنت تلقی می کنند و گرچه دم از آزادی و دموکراسی می زنند٬ تحمل حق انتخاب یک زن محجبه را ندارند و برخورد تحقیر آمیز و توهین آمیز با زنان محجبه می کنند. از سوی دیگر٬ جمهوری اسلامی با فرمان حکومتی دیگری٬ حجاب اجباری را تبدیل به قانون نمود و مجازات متخلفین از این قانون۷۴ ضربه شلاق یا حبس از ده روز تا دو ماه می باشد. در ۴۰ سال گذشته٬ زنانی که علاقه ای به داشتن حجاب نداشته اند بطور مکرر با تحقیر٬ توهین٬ تنبیه و در بعضی موارد٬ با آزار و اذیت جنسی و نقص عضو (اسید پاشی) مواجه شده اند. ای بیخبران راه نه ان است و نه این! (خیام)

پر واضح است هر دو سر این دو قطب می خواهند برای زنان تکلیف تعیین کنند و هیچکدام٬ حق حاکمیت زن بر بدن و سرنوشت خویش را بر نمی تابند یکی بنام مدرنیته و دیگری بنام سنت. در حالیکه هم زنان محجبه که در بعضی جوامع در اقلیت بوده اند با هوش و استعداد هستند و حجاب را انتخاب کرده و بخشی از هویت خود دانسته و مستحق احترام و رعایت حقوق اشان هستند و هم زنانی که مخالف و معترض حجاب اجباری هستند.

من از زمانی که نماینده مجلس بودم گرچه باورمند به حجاب بودم٬ از حق زنان برای انتخاب پوشش دفاع نمودم و در مصاحبه های مکرر بر این حق تاکید کردم. الان نیز به عنوان یک زن ایرانی مسلمان و مومن از حق انتخاب پوشش زنان دفاع می کنم. ظلم٬ جور و آپارتاید دینی امروز به جایی رسیده است که دیگر سکوت قابل تحمل نیست. این حکومت را چه می شود؟ امیر مومنان علی علیه الاسلام وقتی داستان ربودن خلخال از پای زن یهودی را شنید فرمود؛ « اگر مرد مسلمانی پس از این رسوایی از اندوه بمیرد نه تنها نباید ملامتش کرد٬ بلکه مرگ را سزاوارتر است. امیری که در سیره حکومتداری در نامه انتصاب زمامداری مالک اشتر بر مصر فرمود: «مهربانی و خوش رفتاری و نیکویی با رعیت را در دل خود جای ده و مبادا نسبت به ایشان جانور درنده بوده و خوردنشان را غنیمت دانی که دو دسته اند یا برادر دینی اند یا در آفرینش مانند تو هستند. »

این تفسیر از اسلام٬ رحمانی است و مخالف درنده خویی است. درنده خویی و قانونی شدن خشونت مغایر با اسلام رحمانی است. از خواهران و برادران نماینده مجلس درخواست می کنم که شجاعت و تدبیر نشان داده و در پاسخ به تقاضاهای قشر وسیعی از جامعه٬ قانون مجازات اسلامی در خصوص بی حجابی را اصلاح نمایند. از رییس جمهور٬ رهبری و عالمان و کارشناسان مسایل اسلامی می خواهم با رفتار بالغانه مقدمات برچیدن اجباری بودن حجاب را با تشخیص مصلحت جامعه فراهم نماید. زیرا که تحقیقات بعضی علمای دینی بیانگر اینست که حجاب ضروری دین نیست و حتی اگر عده ای از علما حجاب را ضروری دین بر می شمارند اجباری بودن حجاب در سیره پیامبر و امیر المومنین وجود ندارد. اگر خداوند می فرماید لا اکراه فی الدین چگونه اجبار به یک قاعده اسلامی قابل توجیه است؟ چگونه درندگی و خشونت قابل قبول است؟ درندگی و خشونت علیه زن مسلمان و غیر مسلمان٬ مردود و غیر قابل قبول است. روحانیون و حکومت نمی توانند به زور مردم را به بهشت برین بفرستند٬ زیرا اعتقاد و باور باید درونی باشد٬ نه با زور باتوم و شلاق.

انتخاب هویت٬ حجاب و بی حجابی حق زنان است و با فرمان حکومتی نمی توان به زور حجاب از سر زنان برکشید یا با زور زنان را محجبه کرد٬ زیرا هر دو همچنانکه تاریخ نشان داد محکوم به شکست هستند و ظلم و بی عدالتی با خوی آزادیخواهی انسان همخوانی ندارد. من یک زن مدافع حق انتخاب زنان هستم. این انتخاب هر چه باشد ٬حجاب یا بی حجابی حق زن است و جامعه و حکومت نباید آن را تحمیل نماید. هر زن و مرد آزاده ای باید برخورد بالغانه و احترام آمیز با این حق انتخاب نماید. فریاد آزادی خواهی ایرانیان بویژه حق انتخاب زنان ایرانی ایجاب می کند که تصمیم امروز من در کنار گذاشتن پوشش سرم٬ طنین انداز فریاد ظلم ستیزی آنان باشد.

دکتر فاطمه حقیقت جو

دوشنبه بیستم فروردین 1397

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)