مدرسه فمینیستی: تبعیض… لغتی که امروزه بسیار شنیده می شود و علاوه بر آن، محور بسیاری از تلاش های مدنی از جمله مبارزات فعالان حقوق زنان است. تبعیض های موجود بین زنان و مردان در جامعه، غالبا توسط سیاست های نادرست دولتمردان تشدید می شود. در هر قشر از افراد جامعه، این تبعیض ها منشأ منحصر به خود را دارند و گاه با دلایلی مذهبی و گاه با تفاوت های فزیولوژیکی، روانی و احساسی توجیه می شوند. نمونه ای از این تبعیض ها که با تفاسیری از متون دینی توجیه می شود، نابرابری ارث و دیه زن و مرد است که اصلاح آن باید در قوانین مدنی و جزایی انجام گیرد. توجیه دیگر برای اعمال تبعیض میان زنان و مردان، تکیه بر تفاوت های فیزیولوژیک میان دو جنس است، اما متاسفانه یکی از عوامل عدم پیشرفت در مقابله با آن، بخشی از خود زنانی هستند که از این تبعیض ها استقبال می کنند و یا بهتر بگویم بر آنها صحه می گذارند.

در این میان یکی از سیاست هایی که برای بهبود شرایط و سرعت بخشیدن به روند برقراری تعادل در برخی از کشورها اعمال می شود، تبعیض مثبت است که البته چنین سیاست هایی به صورت موقت اعمال می شود. به این صورت که با دادن امتیازاتی ویژه به گروهی از افراد، پیشرفت آنان سریع تر انجام می شود. در ایران نیز از برخی تفاوت ها که برابری خواهان منتقد آن هستند با همین عنوان یاد می شود. از این دست تبعیض های به اصطلاح مثبت می توان به کوتاه بودن طول ساعت کاری زنان نسبت به مردان، دادن مرخصی طولانی زایمان به زنان و ساخت بوستان هایی منحصر به زنان اشاره کرد.
در بررسی تبعیض مثبت در ایران باید ابتدا به این سوال پاسخ داد که هدف از این سیاست ها، پیشتازی زنان در چه زمینه هایی است؟

برخی از مدافعان این سیاست ها، رسیدگی بیشتر زنان به زندگی خانوادگی و به تبع آن باز ماندن از اشتغال و زندگی اجتماعی را هدف این سیاست ها می دانند و این بدین معناست که حضور زنان در خانواده مهمتر و مرجح است به حضور در جامعه. برخی نیز به همین شکل این سیاست ها را نوعی تشویق برای بچه دار شدن زنان می دانند. آنان شرایط فرهنگی را به عنوان دلیل اعمال این سیاست ها بیان می کنند که می توان تفکر جداسازی زنان از جامعه را در چنین استدلال هایی دید. در واقع در این سیاست ها به جای اصلاح فرهنگ و همسو ساختن زنان و مردان، به پاک کردن صورن مسئله و جدایی آنان پرداخته شده است.

اما چنین سیاست هایی پرسش های بسیاری را برمی انگیزد از جمله آن که آیا به بهانه اعطای امتیاز به زنان، به گونه ای با محدود کردن محیط و تماس و فعالیت های زنان، عقب ماندن و پسرفت حاصل نمی شود؟
و پرسش دیگر این است که آیا از مثال های یاد شده، می توان به عنوان امتیاز یاد کرد؟ و آیا به راستی نتایج حاصل شده، پاسخگوی محرومیت ها در دیگر حیطه ها خواهد بود؟ و بالاخره آن که آیا کم رنگ کردن نقش زنان، تنها نتیجه حاصل شده از این گونه سیاست ها مانند دیگر تبعیض ها به بهانه های متعدد نیست؟

طرفداران این نوع از تبعیض ها، نه تنها آنرا انکار نمی کنند بلکه از آن به عنوان وسیله ای برای رفاه زنان و عین برابری یاد می کنند. به علاوه آنان بر لزوم تبعیض مثبت و دارا بودن منفعت اش برای زنان تاکید دارند و از سوی دیگر با نادیده گرفتن خواست جامعه زنان یعنی برابری تمام و کمال زنان و مردان اعمال آنچه خود درست می پندارند به طولانی ترشدن مسیر برابری دامن می زنند.

“خانم ها مقدم هستند” نمونه ای از بارزترین این تبعیض هاست که اغلب به بهانه احترام، در میان عموم رواج دارد. حال آنکه خواسته ما زنان تقدم و آمدن مردی از پشت سرمان مانند سایه نیست، بلکه ما می خواهیم دوش به دوش مردان حرکت کرده و با وجود تفاوت ها، از حقوق یکسان برخوردار باشیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)