مصاحبه ساریسا زنگی بند با کورش لاهوتی سخن گوی کلیسای ایران  ، در خصوص بازداشت کشیش بهنام ایرانی

جمعه 4 اسفند 1391

1 – یک بیوگرافی کلی در مورد کشیش بهنام ایرانی و شرایط ایشان در حال حاضر را شرح دهید.
کشیش بهنام ایرانی در سال 1347متولد شدند و از دوره نوجوانی با مطالعه انجیل به مسیحیت گرویدند ایشان در طول سالهای بعد از ایمان به مسیح در کلیسای ایران بعنوان یکی از خادمین این کلیسا در جهت رشد کلیسا مشغول فعالیت بودن و بعنوان کشیش کلیسای ایران در کرج مسولیت و نظارت این کلیسا را برعهده داشتند در طول این سالها همانند سایر اعضا و خادمین کلیسای ایران زیر فشار و سختگیریهای ماموران امنیتی فعالیت خود را ادامه میدادند و در سال 85 پس از شروع اولین موج دستگیریها ی گسترده از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایشان دستگیر شدند و پس از آن به جرم اقدام علیه امنیت ملی پنج سال حبس تعلیقی محکوم شدند و مجددا پس از دستگیری در ابتدای سال 89 و گذراندن نزدیک به سه ماه حبس به قید وثیقه ازاد شدند و اینبار به جرم توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام به 8 ماه حبس تعزیری محکوم شدند و در تاریخ 10/3/1390 برای گذراندن محکومیت های خود جمعا به مدت 5سال و هشت ماه به زندان رجایی شهر منتقل شدند جدا از اینکه در زمان دستگیریها ایشان مورد ضرب و جرح و هتک حرمت قرار گرفتند در حال حاضر نیز که قریب به دوسال از دوران زندانی شدن ایشان میگذرد از وضعیت نابسامان و سختی که در زندان دارند و محرومیت ایشان از ساده ترین حقوق اولیه و قانونی یک زندانی رنج میبرند ضمن اینکه ایشان بعلت فشارهای زیادی که متحمل شده اند دچار بیماری داخلی و روده ای شده اند که این بیماری ایشان را تا حد بیهوشی و بستری در بهداری زندان کشانده ولی حق مراجعه به پزشک متخصص و درمان را نداشته اند و دستگاه قضایی با در خواست مرخصی جهت درمان ایشان حتی برای چند روز هم موافقت نکرده است و جالب اینجاست که دلیل همه این موارد هم سفارش دستگاه امنیتی و دخالت در پرونده ایشان به جهت هرچه بیشتر تحت فشار قرار گرفتن وی میباشد که این خود دلیلی بر بی عدالتی دستگاه قضایی و امنیتی نسبت به ایشان است و مشتی است نمونه خروار از انچه بر سر اقلیت های مذهبی خصوصا مسیحیان در کشور اسلامی ایران می اید خود کشیش بهنام ایرانی در بخشی از نامه ای که به همسر خود نوشته از وضعیت خود در زندان اینچنین میگوید ” من در زندان مرکزی کرج، اندرزگاه 1، سالن 7 هستم که سالن جرائمخاص است و مجرمانی که به جرم قتل، آدمربایی، سرقت مسلحانه، سرقت مقرون به آزار، قاچاقچیان اسلحه، درگیری مسلحانه و متجاوزین به عنف و زور گیری ،دستگـــــــــیر شده ا ند در این سالن هستند. البته زندانیان سیاسی و عقیدتی نیز جزو جرائم خاص محسوب میشوند و درکل آمار 666 نفری سالن 7، فقط من
زندانی عقیدتی هستم و یک نفر هم زندانی سیاسی. بله همسرعزیزم، من در میان چنین افرادی روزها و شبهای خود را میگذرانم. این سالن 21 اتاق دارد و به طور متوسط در هر اتاق حدود پانزده متر مربع مساحت دارد. 33 تا 60 نفر زندگی میکنند. این را مطمئن باش که من هرگز با هدف اصلاح، کسی را به زندان نخواهم فرستاد.میدانی چرا؟ چون استعدادهای مجرمان در زندان به طرز شگفت آوری پرورش پیدا میکند و خلاقیتهای تازه ای را در انجام جرائم پیدا میکنند. موادمخدر به فراوانی موجود است. با این تفاوت که اگر به عنوان مثال ماده مخدر شیشه بیرون از زندان هشت هزار تومان باشد در زندان به طور متوسط بین یکصد تا یکصدوپنجاههزار تومان میباشد. و بسیاری از زندانیان مبالغ هفتگی یا ماهانه ای که خانواده هایشان با زحمت فراوان برای آنها میفرستند را قبل از اینکه دریافت کنند، به خاطر مصرف موادمخدر بدهکار شدهاند و چه بسا که اگر بدهکار شوند و نتوانند بدهی خود را پرداخت کنند باید به شکل ناشایستی جبران خسارت کنند! یا باید اصطلاحاً تبدیل به انباری شوند، یعنی اینکه وقتی گارد زندان برای بازرسی می آید، موادمخدر فروشندگان را قورت بدهند تا بعداً از طریق دفع بازیابی کنند که بسیار پیش آمده بستهبندیها در شکم آنها باز میشود و باعث مرگ آنها میگردد و یا اینکه خودفروشی کنند. این زندانیان اگر تکه ای آهن پیدا کنند در کمتر از دوساعت آن را تبدیل به یک چاقو یا شمشیر میکنند. زندانیان مبتلا به ایدز و هپاتیت در میان سالن پراکنده هستند و هیچ تلاشی برای جداسازی آنها از سایر زندانیان توسط مدیریت زندان صورت نمیگیرد و خودشان هم به خاطر ترس از طرد شدن، بیماری خود را اعلام نمیکنند. به طوری که ممکن است دو زندانی باهم چندین ماه همسفره باشند غافل از اینکه یکی از آنها مبتلا به یکی از این دو بیماری است. سل هم بسیار رایج است و از آنجا که ازدحام زندانیان نیز بسیار زیاد است راه انتقال این بیماری باز است و به طرز بیرحمانه و خاموشی تکثیر میشوند. کیفیت غذاها بسیار بد است. هیچ خبری از گوشت، مرغ، سبزیجات و میوه جات و مواد دیگر پروتئینی نیست. مگر اینکه پول داشته باشی و بتوانی به شکل محدود از فروشگاه زندان خرید کنی. آنهایی هم که ندارند که معمولاً 16 % زندانیان را شامل میشوند تنها باید تماشاچی باشند.

هر روز صبح زود، یکی از صحنه های رقت ا نگیزی که در حیاط زندان مشاهده میشود. زندانیانی هستند که لباسهای خود را کنده و درحال بازرسی
لباسهایشان هستند تا شپشگیری کنند. چراکه ضدعفونی کردن زندان آن هم با این جمعیت غیراستانداردکه حداقل ماهی یکبار باید انجام شود، سالی دوبار هم به زور انجام میگردد. ضمناً برای 666 نفر زندانی 7 دوش حمام وجود دارد.
همسر مهربانم، بیش از این خاطر عزیزت را مکدر نمیسازم، چراکه روح لطیف و شخصیت پر از محبت تو با زشتیهایی که حقیقت این زندان هستند
هیچ تناسبی ندارد. فقط خواستم تصویری هرچند ضعیف از شرایط اینجا داشته باشی .”
بله این شرایطی است که در زندان برای کشیش بهنام ایرانی وجود دارد که قطعا کمی در توضیح ان رعایت حال خانواده را کرده است متاسفانه باید بگویم که این شرایط نه تنها برای کشیش بهنام ایرانی که برای همه زندانیهای عقیدتی خصوصا مسحیان با شدت و ضعف های مختلف وجود دارد ما افراد دیگری نیز در زندانهای ایران داریم که در شرایطی مشابه قرار دارند ولی سخت گیریها برای کشیش بهنام ایرانی بسیار عجیب و غیر معقول بوده مثلا شخص دیگری از اعضای کلیسای ایران بنام اقای علیرضا سیدیان که ایشان هم در زندان اوین دوران محکومیت شش ساله خود را سپری میکنند و متاسفانه اطلاعات کمی در مورد وضعیت ایشان داریم ولی میدانیم که ایشان هم در شرایط بسیار سختی قرار دارند و از همه حقوق یک زندانی محروم هستند ایشان و کشیش بهنام ایرانی از اعضای کلیسای ایران هستند که دارای دوره محکومیت بالا یی بوده و کلیسای ایران نگران وضعیت این عضو کلیسا نیز میباشد چون وضعیت موجود و دوره طولانی محکومیت این افراد میتواند خطرات زیادی را برایشان بوجود اورد بهرحال این افراد در مدت طولانی محکومیتشان میتوانند بهر طریقی از سوی حکومت مورد آزار قرار بگیرند.
2 – در مورد باز داشت شدگان اعضای کلیسای ایران در شیراز و سرنوشت پرونده آنها توضیح بدهید
در تاریخ 21/7/1391 در یک اقدام عجیب و دور از انتظار دقیقا وقتی که همه انتظار داشتند که با ازاد شدن کشیش یوسف ندرخانی عملکرد دولت جمهوری اسلامی نسبت به کلیسای ایران تغییر کرده باشد و از فشارها و سختگیریهای نظام علیه مسیحیان کاسته شود اداره اطلاعات شیراز با یورش به جلسه هفتگی کلیسای ایران چند تن از اعضای این کلیسا را دستگیر کردند که 5 نفر از این افراد همچنان بعد از گذشت نزدیک به 5 ماه همچنان بلاتکلیف و در بازداشت بسر میبرند اسامی این افراد عبارتست از آقایان 1 – محمد(وحید) روغنگیر 2 – سروش سرایی 3 – اسکندر رضایی 4 – مسعود رضایی 5 – شاهین لاهوتی که این افراد همچنان بدون اینکه برایشان وقت دادگاه تعیین شود یا قرار صادر شود در حبس بسر میبرند که این اقدام نیز در نوع خود عجیب و بی سابقه بوده که اعضای یک کلیسا تا این حد در بازداشت باشند و هیچ اقدامی برای ازادی موقتشان هم نشود که این خود نشانگر اوج فشار بر روی مسیحیان است زیرا دولت جمهوری اسلامی سعی دارد به هر طریقی با ایجاد رعب و وحشت از تجمعات و گرایش افراد به مسیحیت جلوگیری کند بدیهی است که خانواده این افراد در فشار و سختی هستند بنا بر گزارشاتی که داشتیم بند جدیدی در زندان عادل آباد شیراز دایر شده بنام بند عبرت که مخصوص اقلیت های مذهبی است و افراد دربند عبرت از کمترین حقوق یک زندانی هم محروم هستند و در شرایط بسیار بد و سختی بسر میبرند و همانطور که از نام آن پیداست قصد حکومت عبرت و تادیب این افراد به سخت ترین شکل ممکن است و این موجبات نگرانی کلیسای ایران را فراهم کرده زیرا حکومت ایران برای حذف و انزوای افراد و خفه کردن هر تفکری به هر عملی دست میزند و هیچ قانون و بیانیه و مصوبه حقوق بشری و بین المللی جلودارشان نیست آنها حتی از قانون اساسی خود نیز در این زمینه صرف نظر میکنند تا شاید بتوانند ریشه رشد مسیحیت در ایران را خشک کنند
3 – چه تعداد مسیحی در ایران وجود داردو نحوه برخورد دولت ایران بامسیحیان و وضعیت آنان به عنوان شهروند در ایران چگونه است ؟
در مورد اینکه دقیقا چند مسیحی در ایران وجود دارد امار دقیقی ندارم چون مسیحیان ایران به دو دسته تقسیم میشوند عده ای که جزو مسیحیان قومی هستند یعنی مسیحی زاده هستند که غالبا این افراد در ایران جزو ارامنه و اشوریان هستند که با توجه به فضای بسته فعالیت اقلیت ها ی مذهبی بیشتر این اقوام از ایران مهاجرت کرده اند عده دیگر مسیحیان فارس زبان و ایرانی هستند که افرادی هستند که از اسلام یا سایر ادیان به مسیحیت گرویده اند که از اکثریت انها از دین اسلام وارد مسیحیت شده اند که این قشر بیشتر مورد تهدید و جفا و خطر قرار دارند زیرا با اتهامی بعنوان ارتداد روبرو هستند این افراد غالبا عضو کلیساهای خانگی هستند و فعالیت انها از نظر دولت غیر قانونی و خطرناک معرفی میشود و در صورت شناسایی شدن از مزایای قانونی کار و تحصیل و سایر حقوق شهروندی که مطابق قانون برای اقلیت های مذهبی تعریف شده محروم میشوند و علاوه بر آن همیشه با خطر زندان و حتی در بعضی موارد اعدام هم روبرو شده اند و این در طول تاریخ حکومت اسلامی ایران به اشکال مختلفی در مورد مسیحیان وجود داشته از قتل های بدون عامل تا اعدام و حبس در زندان از میان این کلیساهای خانگی بزرگترین و وسیع ترین کلیسای خانگی موجود در کشور کلیسای ایران میباشد که بیشترین حمله و سخت گیری در مورد آن از سوی حکومت اعمال شده و اعضای ان عموما شناسایی و حد اقل برای یکبار توسط دستگاهها امنیتی مورد بازجویی قرار گرفته اند و جالب اینجاست که اکثر اتهامات اعضایی که به دادگاه میروند اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت و توهین به مقدسات و ارتداد است اتهاماتی که منشا سیاسی دارد در صورتیکه کلیسای ایران هرگز در مسایل سیاسی دخالت نداشته و اساسا بر پایه وظایف الهی خود عمل میکند ولی جمهوری اسلامی ایران سعی بر این دارد که این کلیسا و اعضا و بزرگان کلیسا را مرتبط با دولتهای خارجی معرفی نماید این از نوع برخورد و احکامی که برای کشیشان و اعضا این کلیسا از جمله کشیش بهنام ایرانی که در ابتدا در موردش صحبت کردم و یا اقای علیرضا سیدیان و اعضای دیگری که احکام تعلیقی دریافت کرده اند و افرادی که در زندان شیراز بسر میبرند کاملا مشهود است کلیسای ایران اعضایی دارد که دارای پرونده های مفتوح در حوزه های قضایی تهران و رشت وکرج و دیگر شهرها هستند و هنوز سرنوشت این پرونده ها مشخص نیست .
ولی با تمام فشارها و محدودیت های موجود کلیسای ایران با پشتوانه الهی هم چنان با قوت بکار و حضور خود ادامه میدهد بطوریکه به جرات میتوانم بگویم از سال 85 تا کنون با اینکه فشارها و تهدیدها بیشتر شده ولی نه تنها این کلیسا و اعضای آن دلسرد نشده اند بلکه دامنه رشد این کلیسا وسیع تر شده و اکثر شهر های ایران را دربر گرفته و اگر در سال 85 تعداد اعضای این کلیسا بسیار اندک بود ولی امروز اعضای این کلیسا فقط در یک شهر بیش از هزار نفر میباشد و این نشان میدهد که حکومت ایران راهی جز پذیرفتن این حقیقت که نمیتواند با تهدید واعمال خشونت جلوی عمل خداوند را بگیرد ندارد . من بدینوسیله به عنوان سخنگوی کلیسای ایران فریاد تظلم کلیسای ایران و همه مسیحیان تحت فشار در ایران را بگوش جامعه بین المللی میرسانم و به جامعه بین المللی میگویم ایران ناقض حقوق بشر و ایرانی که در جامعه اش حق نداری ازادانه خدای خود را بپرستی به مراتب خطر ناکتر از ایران هسته ای است .
از اینکه این فرصت را به من دادید از شما سپاسگزارم در پناه خداوند پاینده باشید .

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)