این روزها خط فشار و تبلیغ مذاکره بر سر محدودیت توانایی و برد موشکهای ایران پی گیری می شود که البته باید این انتظار را داشت که مردم هم با توجه به پوچ در آمدن وعده های برجام برای ایران، تبلیغات دروغ و وعده های دار و دسته ی رفسنجانی و نومحافظه کاران آمریکا را باور نکنند.

کوسه و داستان ژاپن و آلمان

البته قبلاً پدرخوانده ی اصلاح طلبان اسلامگرا، اتحاد عمل اصلاح طلبان اسلامگرا و نومحافظه کاران آمریکا را در این زمینه اعلام کرده بود و قبل از مرگش در راستای زمینه سازی برای چنین مذاکراتی در باره ی نیروی نظامی ایران تلاشهایی کرده بود، و وعده ی خلع سلاح نظامی ایران را در دولت دوم روحانی داده بود: با داستانگویی «ژاپن و آلمان نیروی نظامی شان تعطیل شد تا پیشرفت کردند»(1) مطمئن بود که دولت دوم روحانی ما را هم به آنجا می رساند.

اول چند سطری پشت سر این مرده. این جنایتکار سیاسی، بی شعور سیاسی بود، خیال می کرد آمریکا با خلع سلاح ایران، ایشان را اکبرشاه می کرد و ایران را قورت نمی داد. قدرت دیکتاتوری برایش آن قدر وسوسه انگیز بود که از وطن فروشی و خلع سلاح ایران در مقابل لاشخوران بین المللی ابایی نداشت. این اصلاح طلبان اسلامگرای حکومتی مانند این پدرخوانده شان، در وطن فروشی دست کمی از تجزیه طلبان قومگرای افراطی ندارند؛ وطن فروشان ایرانی یا سر در آخور نومحافظه کاران آمریکا دارند یا با این جنایتکاران سیاسی نومحافظه کار همراهی می کنند.

مقایسه ی ایران امروز با ژاپن و آلمان جنگ جهانی دوم گویی ایران امروز هم در اشغال آمریکاست. در حال حاضر حجم بودجه های نظامی ژاپن و آلمان جزو ده کشور اول است. از همه ی اینها گذشته، آمریکا به ایران به چشم آلمان و ژاپن جنگ جهانی دوم و بعد از آن، نگاه نمی کند، به چشم عراق و لیبی و سوریه، و تکه پاره کردنش برای اجرای طرح خاورمیانه ی جدید برای برتری یابی زورکی اسرائیل در منطقه، نگاه می کند؛ برتری خواهی توهمی که به هیچ وجه در توان دولت فاشیستی مذهبی اسرائیل نیست. زهی این همه حماقت و جنایت.

مطلب روشن است و با داستانهای آلمان و ژاپن و مالزی و کره های جنوبی و شمالی، قابل ساده سازی و توجیه نیست. تفاوت زمان و موقعیت منطقه ای ایران هم باید لحاظ شود. دعوای هژمونی قدرت منطقه ای در سیاست خارجی، اسرائیل و آمریکا را دشمن جانی ایران کرده است و فقط به جمهوری اسلامی مربوط نیست. طرح خاورمیانه ی جدید هم ساخته ی جمهوری اسلامی نیست، و اهداف جنایتهای فجیع اجرا کنندگان این طرح جنایتکارانه، مانند انداختن داعش به جان مردم خاورمیانه روشن است.

سیاست داخلی و سیاست خارجی

توجه به تفاوت سیاست داخلی و سیاست خارجی برای تحلیل درست مطلب لازم است. در سیاست خارجی در این جنگل بین المللی، قدرت عریان حرف اول و آخر را می زند و داشتن اقتدار دفاعی و توان موشکی و مقاومت در مقابل داعش سازان از طریق حمایت از نیروهای منطقه ای و افزایش قدرت منطقه ای ایران، همه در این قدرت که مانع دست درازی بیگانگان به ایران است، عرضه می شود.

تفاوت کلی منطق سیاست خارجی و سیاست داخلی را نفهمیم، اسیر فریبکاریها و مورد سؤاستفاده ی دشمنان ایران برای بهره گیری از توان مخالفتمان با دیکتاتوری داخلی به ضرر کشورمان می شویم. این چنین است که یاوه های توجیه عدم ضرورت استقلال در دهکده ی جهانی و یا دروغ وابستگی دیکتاتوری فعلی به روسیه! برای توجیه واقعیت وابستگی دیکتاتوری قبلی به آمریکا و زمینه سازی برای برقراری دیکتاتوری وابسته ی بعدی در رسانه ها همچون بهمن بر سر مردم فرود می آید.

اساس دموکراسی بر برابری حقوقی شهروندان کشور است و در سیاست خارجی، دموکراسی وجود ندارد، آمریکا مردم خاورمیانه را با مردم ژاپن و آلمان برابر نمی شمارد چه رسد با مردم خودش. و تا به حال به خاطر منافع نامشروعش در منطقه، بدتر از حیوان وحشی با آنها رفتار کرده است. نمونه اش هم که تازه است و تدارک داعشی که وحشیگریهایش از وحشیگریهای سپاهیان چنگیز و سپاهیان عمر سبقت می گرفت.

دموکراسی در سیاست داخلی برقرار می شود و مشکل مردم ایران در این زمینه به خود مردم ایران مربوط است و حلش هم فقط در توان ملت ایران است و با برقرار ساختن نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک جمهوری ایران، حقوق شهروندی برابر برای همه ی مردم ایران برقرار می شود. بدون حصار مستحکم سیاسی و نظامی ایران، دموکراسی دوام نمی آورد. کسی با اتکا به توان دیگران پیشرفت نکرده که ما بکنیم.

از آنجا که ایران قدرت جهانی نیست، در این جهان چندقطبی که به دروغ از سوی آمریکا تک قطبی تبلیغ می شود، راه تعامل سیاسی همان پایبندی به استقلال سیاسی کشور و توان بازدارندگی دفاعی داخلی و موازنه ی منفی مصدق است: اختیار ایران همیشه باید به دست ایرانیان باشد و منافع ملی ایران در سطح بین المللی با حفظ تعادل و مانور بین قدرتهای جهانی، پیگیری شود. امروز این راه تعامل با برقراری دموکراسی در ایران از همیشه آسانتر است. آمریکا هر چه بگیرد سیر نمی شود و البته توان اینکه برای همه تعیین تکلیف کند، ندارد چه خود این را بداند و چه نداند و نباید اسیر تبلیغات دروغش شد.

کسی از چین یا روسیه یا قزاقستان یا آفریقا یا … انتظار کمک برای برقراری دموکراسی در ایران ندارد، از آمریکا و اروپا هم نباید چنین توهمی را انتظار داشت که تمامی زیاده خواهی ها و تحریمهای آمریکا و اروپا به ضرر مردم ایران یعنی نیروی اصلی برقراری دموکراسی در ایران است و به نفع دیکتاتوری حاکم. دموکراسی یعنی اداره ی ایران طبق اراده ی ملت ایران، نه طبق میل آمریکا. دموکراسی به اتکای توان داخلی و قدرت مردم ایران برقرار می شود و هیچ کمکی از آمریکا و دیگران ساخته نیست که اصلاً سیاست آمریکا شر رساندن است و سؤاستفاده از توان مخالفت مردم ایران برای پیشبرد اهداف منطقه ای شومش، چون که خودش توانایی پیروزی منطقه ای در مقابل ایران را ندارد.

تاریخ معاصر ایران باید به درد مبارزه ی امروز ما هم بخورد و دشمنیهای آمریکا با برقراری دموکراسی در ایران تا به حال ادامه داشته است، به هر حال سیاستهای آمریکا دست ما نیست، اما دوست شمردن کسی که دموکراسی خواهان ایران را دشمن می شمارد و استقلال و موجودیت کشورمان را تهدید می کند، نشان حسن نیت نیست، نشانه ی ساده لوحی است.

بدون استقلال سیاسی و توان بازدارندگی دفاعی مستحکم داخلی یا باید وابسته و نوکر بیگانه شد مثل عربستان، تازه با آن همه بودجه ی نظامی اش که البته بودجه به تنهایی توان نظامی به همراه ندارد و بودجه ی نظامی بدون استقلال سیاسی به درد کشور و ملت نمی خورد و برای پر کردن جیب ارباب و حفظ منافعش در منطقه است، یا هم طعمه ی لاشخوران بین المللی شد. در این جنگل بین المللی که چشم طمع لاشخوران بین المللی به خاورمیانه است، بهای استقلال و آزادی و انسانیت چنین سنگین شده است.

ایران – 12 فروردین 1397

(1) www.aparat.com/v/7NRVG

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)