بخشی از تحلیلگران بر این تاکید کرده اند که فیس بوک در طی این چند سال مرتبا کاربران خود را بویژه از میان جوانان از دست داده است. واقعیت اما آن است که گرایش های کاربران توسط این شرکت رصد شده و در سال ۲۰۱۲ اینستاگرام را به قیمت یک میلیارد دلار و در سال ۲۰۱۴ واتزآپ را به قیمت ۱۹ میلیارد دلار خریداری کرده است و این توانمندی را داشته که کاربران فیس بوکی ناراضی خود را به این شبکه ها هدایت کند. می توان تصور کرد که در آن شبکه ها هم قاعدتا همین فاجعه ادامه دارد.در چند هفتهٔ گذشته اخباری منتشر شد که جداً تکاندهنده بود. این خبر ها پرده از روی بخشی از فاجعهٔ دخالت در انتخابات اخیر آمریکا پرده برداشت که به پیروزی راست های افراطی به رهبری دونالد ترامپ منجر شد. نقش فیس بوک در این ماجرا چنان برجسته بود که مارک زاکر برگ مالک شبکهٔ فیس بوک، یعنی یکی از بزرگ ترین فضاهای عمومی مجازی در جهان، لب به برخی اعترافات بگشاید. بی بی سی در این زمینه می گوید[۱]:

 

«مارک زاکربرگ، رئیس و بنیانگذار فیسبوک، اذعان کرده است که این شرکت اشتباهاتی مرتکب شده که براساس آن، شرکت کمبریج آنالیتیکا از اطلاعات شخصی میلیونها کاربر فیسبوک بهره‌برداری کرده است.»

«کمبریج آنالیتیکا یک شرکت مشاوره سیاسی است که به جزئیات حساب شخصی پنجاه میلیون کاربر فیس بوک بدون اجازه دست یافته و از این اطلاعات برای تاثیرگذاشتن بر مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۱۶ به نفع دونالد ترامپ استفاده کرده و این اطلاعات را پاک نکرده است.»

«آقای زاکربرگ گفته است دیوار اعتماد بین فیسبوک و کاربران که اطلاعات خود را با آن به اشتراک گذاشته‌اند، شکسته است.»

اظهارات آقای زاکربرگ یک روز پس از آن منتشر شده است که یک کمیته پارلمان بریتانیا از او خواست تا در برابر این کمیته حاضر شود و درباره استفاده شرکت کمبریج آنالیتیکا از اطلاعات شخصی کاربران فیسبوک توضیح دهد.»

در همان خبر بی بی سی، همچنین اذعان شده که کمیسر اطلاعاتی بریتانیا، گفته که از «دادگاه درخواست مجوز تقتیش دفتر و کامپیوترهای کمبریج آنالیتیکا را داده است.»

اقدام قضایی علیه شرکت کمبریج آنالیتیکا به انگلیس خلاصه نشد. رادیو صدای آلمان نیز ضمن خبر کنارگیری نیکس مدیر عامل این شرکت، می گوید که وزیر دادگستری آلمان شرکت فیس‌بوک را فرا خوانده تا شروط استفاده از فیس‌بوک را شفاف‌تر کند.

اینکه شرکت کمبریج آنالیتیکا چه شرکتی ست و در واقع چه کرده و چه می کند، موضوع ناروشنی نبوده، اگر چه هنوز هم برخی رسانه ها سعی در لاپوشانی عملکردهای آن دارند. بیش از یک سال قبل، دو خبرنگار سوئیسی از «داس مگزین» به نام های هانس گراسگر و مایکل کروگروس طی گزارش مفصلی ماجرا را شرح داده و با تکیه به اسناد قطعی و روشن، دست به افشاگری زدند. آن ها در گزارش تکاندهندهٔ خود به نام «اطلاعاتی که جهان را زیر و رو کرد» آنچه رخ داده را مفصلا شرح داده اند. (این مقاله خوشبختانه به فارسی هم ترجمه شده و در اخبار روز موجود است.[۲]) آن ها نشان می دهند چگونه تحقیقات روانشناختی در دانشگاه کمبریج با کمک شبکه هایی نظیر فیس بوک پایه های روش های نوینی را ایجاد می کند که بعدا به سرقت رفته و توسط شرکت کمبریج آنالیتیکا در زمینهٔ بازاریابی سیاسی بکار گرفته می شود.

گزارش از آنچه این شرکت در انتخابات آمریکا انجام داده و چگونه دونالد ترامپ را برنده انتخابات کرده، بسیار روشن و کاملا مستند است. مطابق این گزارش، خود شرکت کمبریج آنالیتیکا نیز نقشش را کتمان نکرده است:

«در همان روز، یک شرکت انگلیسی تقریبا ناشناخته ی تاسیس شده در لندن خبری را از قول آلکساندر جیمز اشبورنر نیکس در روزنامه پخش کرد: ما هیجان زده ایم، زیرا رویکرد انقلابی ما به ارتباطات مبتنی بر داده های دیجیتال، نقش بسیار مهمی در پیروزی غیرمترقبه ی ترامپ داشته است.”

آلکساندر نیکس کیست؟ مدیرعامل شرکت کمبریج آنالیتیکا که با وساطتت و کمک های مالی یکی از سرمایه داران بزرگ داده پردازی آمریکایی به نام رابرت مرسر پایش به انتخابات آمریکا باز شد.

اخیرا شبکهٔ چهار تلویزیون بی بی سی ویدیویی را پخش کرد که خبرنگار آن در ملاقات با آقای نیکس بعنوان یک مشتری جدید  بطور مخفیانه ضبط کرده بود. این ویدو که به صورت وسیعی پخش شد و به مطرح شدن دوبارهٔ دخالت های غیرقانونی در انتخابات توسط برخی شرکت ها دامن زد، نشان از آن داشت که شرکت های مشاورهٔ انتخاباتی نظیر کمبریج آنالیتیکا نه تنها با دِروی اطلاعات از شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک به ساختن فایل های شخصی در مورد تک تک افراد پرداخته و آن ها را حفظ کرده و برای انجام تبلیغات هدفمند شبکه ای مورد استفاده قرار می دهند، بلکه به تمام شیوه های کثیف از هک کردن اطلاعات شخصی برای تخریب رقبا و سازمان دادن اخبار دروغ برای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی بهره می گیرند و این روش ها را همچون قابلیت های مشروع خود به مشتریان معرفی می کنند.

دخالت ها به انگلیس و آمریکا خلاصه نمی شود. هم اکنون بحث دخالت در انتخابات در حداقل دو کشور دیگر مورد اعتراض قرار گرفته و به رسانه ها کشیده شده است: این دو کشور کنیا در آفریقا و آرژانتین در آمریکای لاتین اند. رادیو بی بی سی بین المللی در بخش آفریقای امروز خود خبر اعتراض اپوزیسیون به دخالت کمبریج آنالیتیکا در انتخابات کنیا را گزارش کرده[۳] و  روزنامهٔ گاردین خبر از انجام اقداماتی مشابه در نیجریه حتی پیش از انتخابات آمریکا داده است:

«همان شخصیت ها، بخشی از همان تاکتیک ها، و در مرکز همهٔ این ها، شرکت کمبریج آنالیتیکا و نیز شرکت اس سی ال یعنی شرکت مادر کمبریج آنالیتیکا بوسیلهٔ یکی از ثروتمندان پشتیبان رئیس جمهور حاکم  نیجریه – گودلاک جاناتان – به کار گرفته شده اند.»[۴]

کمبریج آنالیتیکا شرکت مادری دارد به نام مجتمع اس سی ال که ایجاد کنندهٔ کمبریج آنالیتیکاست. این شرکت که نام قبلی آن «آزمایشگاه های ارتباطات استراتژیک[۵]» بوده، یک شرکت خصوصی خدمات نظامی ست. در سایت رسمی شرکت که در بالای صفحه هواپیماهای و هلیکوپترهای نظامی مشغول عملیات بر فراز سر مردمانی فقیرند و نقشه جهان روی کامپیوتر نقاط روشنی دارد که گردانندگان با انگشت به آن اشاره می کنند، خدمات شرکت چنین تعریف شده:

«مجتمع اس سی ال ارائه دهندهٔ داده ها، تحلیل ها، و استراتژی به دولت ها و نهادهای نظامی در سراسر جهان است. در طول ۲۵ سال، ما برنامهٔ تغییر رفتارهای متعددی را در ۶۰ کشور جهان هدایت کرده ایم…»[۶]

در گزارش هانس گراسگر و مایکل کروگروس – اطلاعاتی که جهان را زیر و رو کرد[۷]  – در مورد اس سی ال گروپ اطلاعات بیشتری هم داده شده است:

«اس سی ال مادر یک گروه از شرکت ها است. به لطف ساختار بهم پیچیده شرکتی، از نوعی که در ادارهٔ ثبت شرکت های بریتانیا، پاناما پیپرز و شرکت ثبت دلاویر اجرا می شود، مشخص نبود چه کسی صاحب شرکت و شاخه های آن می باشد. برخی از شعبات اس سی ال در انتخابات از اوکراین تا نیجریه شرکت داشته اند و به پادشاهی نپال کمک کرده بودند علیه انقلابیون عمل کند، و همینطور روش هایی را ایجاد کردند تا بر انتخابات اروپای شرقی و شهروندان افغانی برای ناتو تاثیر بگذارند.»

روزنامهٔ گاردین مقالهٔ دیگری نیز انتشار داده که نشان می دهد اعتراض ها بالا گرفته و نمایندگان پارلمان در انگلیس خواستار آن شده اند که مجتمع اس سی ال و دسترسی اش به مراکز اطلاعات محرمانه در سطح کشور، مورد بازرسی قرار بگیرد، چرا که مشخص شده ماجرا به فیس بوک و خرید و هک کردن اطلاعات خلاصه نشده و در سال ۲۰۱۳ با حمایت  وزارت دفاع به برخی اطلاعات محرمانه  نیز دسترسی پیدا کرده است.

نمایندهٔ حزب کارگر ایوت کوپر گفته:«با نگرانی های فزاینده ای که در مورد شرکت کمبریج آنالیتیکا و نقض استانداردهای لازم بویژه در زمینهٔ داده ها و حفاظت از آن وجود داشته، ما باید بدانیم قرار دادهای حکومت با کمبریج آنالیتیکا و یا گروه اس سی ال چه بوده و به چه اطلاعاتی دسترسی پیدا کرده اند.»

از قرار معلوم اس سی ال رابطهٔ نزدیکی با وزارت دفاع انگلیس داشته و ۲۰۰۰۰۰ پوند برای دو پروژه مستقل دریافت کرده  و «در سال ۲۰۱۴ کارکنان وزارت دفاع در پروژه ای به نام داکو با اس سی ال همکاری کرده اند که هدفش تجزیه و تحلیل چگونگی برخورد مردم با برخی پیام رسانی های خاص دولتی بوده است….در این پروژه برخی از روانشناسان و تحلیلگران از تیم دولتی با اس سی ال برای ارزیابی تجزیه و تحلیل مخاطبانِ هدف قرار گرفته، همکاری داشته و ۱۵۰۰۰۰ پوند در این زمینه پرداخت شده است.[۸]»

مجتمع اس سی ال مجموعهٔ پیچیده ای از شرکت های مختلف را در مالکیت دارد که هنوز پایشان به رسانه ها کشیده نشده، اما حد اقل یک شرکت دیگر زیر مجموعه آن به نامه بیهیویرال داینامیکز[۹] سال ها پیش در انتخابات اندونزی دخالت داشته است. روزنامهٔ ایندپندنت در سال ۲۰۰۰ گزارشی در این زمینه نوشته و نقش نایجل اوک از مسئولان این شرکت و مشاور مشهور عبدالرحمن وحید رئیس جمهور و رهبر بزرگ ترین ملت مسلمان را در دستکاری افکار عمومی با روش های بازاریابی سیاسی توضیح داده است.[۱۰]

سئوالی که مطرح می شود آن است که مالکان شرکت اس سی ال گروپ چه کسانی هستند؟ تا آنجا که روشن شده، بخشی از نجبای انگلیسیِ محترم پشتیبان حزب محافظه کار همچون لرد مارلند و سِر جئوفری پاتی که وزیر دفاع و صنایع در دولت های قبلی محافظه کار و یکی از مسئولان کلیدی شرکت در سال های اولیه بوده است. یکی دیگر از سرمایه گذاران اس سی ال که گفته می شود نقش کنترلی مهمی بر آن دارد، راجر گب است که از بزرگ ترین کمک مالی کنندگان به حزب محافظه کار نیز هست. او در طی دههٔ گذشته ۷۰۰۰۰۰ پوند به این حزب کمک مالی کرده و از جمله، یکی از تشویق کنندگان خروج از اتحادیه اروپا در بخش راست کمپین برکزیت بوده است[۱۱].

افشاگری های دیگری نیز مطرح می شود. سندی پاتریک یکی از مدیران عملیاتی فیس بوک که مسئول کنترل داده های مورد استفادهٔ پیمانکاران شخص ثالث در سال های ۲۰۱۱-۲۰۱۲ بوده، می گوید به مسئولان ارشد فیس بوک هشدارهای لازم را داده که روش گل و گشاد فروش اطلاعات، حفاظت از اطلاعات را با خطر جدی مواجه می کند و رخنه های بزرگی را باعث خواهد شد. او می گوید:

«نگرانی من از آن بود که داده ها و اطلاعاتی که از سرورهای فیس بوک به بیرون می رود، تحت نظارت فیس بوک نیست و هیچ تصوری از کاری نداریم که با آن انجام می شود.»[۱۲]

بخشی از تحلیلگران بر این تاکید کرده اند که فیس بوک در طی این چند سال مرتبا کاربران خود را بویژه از میان جوانان از دست داده است. واقعیت اما آن است که گرایش های کاربران توسط این شرکت رصد شده و در سال ۲۰۱۲ اینستاگرام را به قیمت یک میلیارد دلار و در سال ۲۰۱۴ واتزآپ را به قیمت ۱۹ میلیارد دلار خریداری کرده است و این توانمندی را داشته که کاربران فیس بوکی ناراضی خود را به این شبکه ها هدایت کند. می توان تصور کرد که در آن شبکه ها هم قاعدتا همین فاجعه ادامه دارد.

این ها تنها نوک کوه یخی ست که با آن روبروئیم. استفاده از آخرین علوم و ترکیب آن ها با یکدیگر (علوم دیجیتال+ روانشناسی+ بازاریابی) و بکارگیری آن در علوم رسانه ای و بازاریابی سیاسی و مهندسی انتخابات برای سلب حقوق واقعی مردم و حاکم نگه داشتن در صد کوچکی از سرمایه داران بزرگ صاحب شرکت ها و نهادها و سیاستمداران وابسته به آن ها بر سرنوشت کشورها، واقعیت دردناک عیانی است که با آن روبرو بوده و هستیم.

اما می توان از خود پرسید اگر اینگونه شرکت ها تا این ابعاد در انتخابات کشورهای دیگر و مهندسی افکار اجتماعی در آن ها مداخله داشته و دارند، چه دلیلی می تواند داشته باشد که در کشورهای منطقهٔ خاورمیانه که میهن ما را هم شامل می شود، پایشان باز نشده باشد. آیا این دخالت ها به دلیل خاص حساسیت ها در این منطقه باید مخفی نگه داشته شده و بعد از ده ها سال رو شود؟ مگر نه اینکه اخیرا دو فیلم کوتاه حضور بلافاصلهٔ آیت الله کاشانی در منزل تسخیر شدهٔ زنده یاد مصدق بوسیله کودتاچیان در ۲۸ مرداد و فیلم انتخاب موقت آیت الله خامنه به ولایت فقیهی پس از مرگ خمینی را که هر دو بسیار پر معنی و افشاگرانه بود، پس از ده ها سال مشاهده کردیم!؟

این موضوع نیز ارزش تفکر دارد که آیا وقتی از ضرورت توجه به دمکراسی در کنار ارزش های سوسیالیستی نام می بریم، متوجه واقعیت های دردناک پارلمانتاریسم «عملا موجود» هستیم، و اطلاعات لازم را برای ارزیابی چگونگی مقابله با تاثیر قدرتمند بازاریابی سیاسی دیجیتال و شبکه ای در هدایت نتایج این نوع انتخابات ها فراهم آورده ایم.

شاید نیازمندیم آن باشیم که نقدها از درک خود از سوسیالیسم و دمکراسی را باز هم به روزتر کنیم و از راه حل های بینهایت ساده شده مبتنی بر نفی تام و تمام گذشته و دل بستن به پارلمانتاریسم عملا موجود برای تحول های اجتماعی ضرور بپرهیزیم. به نظر می رسد لازم باشد بر تلاش خود برای تعریف دیگری از دمکراسی پارلمانی، در کنار سوسیالیسم قرن بیست و یکمی بیفزاییم.

احمد سپیداری

 

[۱] http://www.bbc.com/persian/world-43493613

[۲] http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=78687

[۳] http://www.bbc.co.uk/programmes/p061s2gy

 

[۴] https://www.theguardian.com/uk-news/2018/mar/21/cambridge-analyticas-ruthless-bid-to-sway-the-vote-in-nigeria

[۵] https://en.wikipedia.org/wiki/SCL_Group

 

[۶] https://sclgroup.cc/home

[۷] http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=78687

 

[۸]

https://www.theguardian.com/uk-news/2018/mar/21/mod-cambridge-analytica-parent-company-scl-group-list-x

[۹] http://powerbase.info/index.php/Behavioural_Dynamics_Institute

[۱۰] https://www.independent.co.uk/news/world/asia/old-etonian-smoothie-fails-to-buff-indonesian-leaders-image-711373.html

 

[۱۱] https://www.theguardian.com/politics/2018/mar/21/tory-donors-among-investors-in-cambridge-analytica-parent-firm-scl-group

 

[۱۲] https://www.theguardian.com/news/2018/mar/20/facebook-data-cambridge-analytica-sandy-parakilas

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)