6

 

چکیده :رهبری مدعی می‌شود که “آزادی فکر، انتخاب و بیان در کشور هست.” گویا فراموش کرده که خود در سال ۷۸ اعلام کرد تعدادی از روزنامه ها پایگاه دشمن هستند و قاضی مرتضوی برای آنکه او خوشش بیایید دستور به توقیف فله‌ای مطبوعات داد. اگر آزادی فکر و اندیشه در کشور است پس چرا او روزنامه‌ها را پایگاه دشمن خواند و یک شبه همه بسته شدند؟ چرا راه دور، همین چند هفته‌ی پیش مگر دستور به فیلترکردن و بستن تلگرام نداد؟ چطور در کشور آزادی است اما یکی از مجراهای اطلاع رسانی و گردش آزاد اخبار بسته…

 

چهار روز از اعتصاب غذای عبدالفتاح سلطانی در اعتراض به سال‌ها حبس ظالمانه و رفتارهای تبعیض آمیز علیه خود میگذرد، اما رهبری ایران مدعی میشود که هیچ کس به خاطر فکر و نظرش در زندان و تحت فشار نیست.

عبدالفتاح سلطانی یک نفر از صدها نفری است که طی سال‌های گذشته به خاطر فعالیت صنفی، سیاسی و مدنی خود به زندان رفته و تحت فشار قرار گرفته‌اند. او نه فعال سیاسی بوده و نه مخالف نظام، فقط وکیل آزاده‌ای است که بر اساس وظیفه شغلی خود وکالت متهمان سیاسی و اعتقادی را برعهده گرفته و همین نیز او را به زندان طولانی مدت انداخت.

آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی خود در مشهد مدعی شد: “آزادی در این کشور تامین شده است. عده‌ای بی انصافی می‌کنند اگر می‌گویند آزادی در ایران نیست.” طی سال‌های گذشته چند معلم و فعال کارگری نه به خاطر اعتراض و مخالفت با نظام که فقط و فقط به دلیل فعالیت های صنفی و کارگری و تلاش برای تغییر وضعیت معیشت هم صنفان خود راهی زندان‌های طولانی مدت شده‌اند.

آیت الله خامنه‌ای روز اول فروردین مدعی می‌شود “هیچ کس به خاطر اینکه فکر و نظرش مخالف نظر و فکر حکومت است مورد فشار نیست.” گویا فراموش کرده است که در سال ۸۸ مردم معترض به نتیجه انتخابات پاسخ سکوت خود را با گلوله گرفتند. مردمی که در خرداد و تابستان ۸۸ به خیابان آمدند نه برانداز بودند و نه خواهان تغییر نظام، در سکوت آمدند و رای خود را مطالبه کردند اما پاسخ آنان گلوله، کهریزک و اوین بود.

طی این سال‌ها مجموعه‌ای از فعالان دانشجویی، روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالان سیاسی مدنی فقط به خاطر نوشتن یک نامه، یک مطلب فیس بوکی، یک سخنرانی انتقادی و …راهی زندان شده‌اند. انفرادی‌های طولانی مدت را پشت سر گذاشته و سال‌های طولانی را در زندان سپری کرده‌اند. آنها فقط منتقد حکومت بودند، هیچ گاه شعار براندازی و مخالفت با نظام سرندادند کما اینکه نرگس محمدی که فقط منتقد حکومت بوده و خواهان اصلاح وضع موجود با ده سال حبس کماکان در زندان است.

نمونه‌ی دیگر عزت الله سحابی است، منتقد دلسوز و دغدغه مندی که جز آبادی و آزادی ایران هیچ نمی خواست اما او نیمی از عمر خود را در زندان سپری کرد. انتقادهای دلسوزانه او هیچ گاه تحمل نشد، تندترین برخوردها با او صورت گرفت، کمااینکه با دیگر یاران او نیز که دلسوز و منتقد بودند همین رفتارها صورت گرفت.

رهبری مدعی می‌شود که “آزادی فکر، انتخاب و بیان در کشور هست.” گویا فراموش کرده که خود در سال ۷۸ اعلام کرد تعدادی از روزنامه ها پایگاه دشمن هستند و قاضی مرتضوی برای آنکه او خوشش بیایید دستور به توقیف فله‌ای مطبوعات داد. اگر آزادی فکر و اندیشه در کشور است پس چرا او روزنامه‌ها را پایگاه دشمن خواند و یک شبه همه بسته شدند؟ چرا راه دور، همین چند هفته‌ی پیش مگر دستور به فیلترکردن و بستن تلگرام نداد؟ چطور در کشور آزادی است اما یکی از مجراهای اطلاع رسانی و گردش آزاد اخبار بسته می‌شود؟

دراویش نه جریان سیاسی هستند و نه منتقد، یک جریان مذهبی که اعتقادات مخصوص به خود را دارند، اما تحمل نشدند، به خانه قطب دراویش حمله شد، خشونت زیادی صورت گرفت. افراد بسیاری دستگیر و کشته شدند.

دی ماه ۹۶ عده‌ای معترض به خیابان آمدند، خسته از سیاست‌های غلط اقتصادی و سیاسی بودند. چون همیشه با برخورد خشن مواجه شدند و زندان ها پر شد از مردم عادی در خیابان. قاضی‌ها نوید از حکم‌های سنگین می‌دهند.

آیت الله خامنه‌ای میگوید “هیچ کس به خاطر اینکه فکر و نظرش مخالف نظر و فکر حکومت است مورد فشار نیست.” پس چرا هدی صابر، ستار بهشتی، زهرا کاظمی و ده‌ها فرد دیگر هیچ گاه از زندان به خانه بازنگشتند و جنازه آنان تحویل خانواده شد؟ مگر نه اینکه ستار بهشتی در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و کشته شد؟ چه شد که سینا قنبری در زندان خودکشی کرد؟

حصر وارد هشتمین سال خود شده است. میر حسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد نه برای مخالفت با جمهوری اسلامی که در انتقاد به رویه صورت گرفته در انتخابات پیش از ۷ سال است که از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم شده‌اند. این سه نفر معترض به نحوه برگزاری انتخابات و تقلب صورت گرفته در آن بودند.

دانشجویان، منتقدین، فعالان سیاسی، گروه‌های مذهبی و دینی، روزنامه نگاران، هنرمندان، مردم عادی معترض و همه و همه طی این سالها با کمترین نقدی توسط نیروهای امنیتی دستگیر و بازداشت شدند و با اتهام‌هایی چون تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و …راهی زندان شدند.

اینها همه مشتی نمونه ی خروار بود. میشود بازهم نوشت، انقدر اسامی بازداشتی ها زیاد است که همه در ذهن جا نشوند و از قلم بیافتند. نیاز نیست گفته شود دروغگو کیست، فقط کافی است تا تاریخ این سالها ورق بخورد، اسامی یک به یک ذکر شود، نمونه‌های مختلف یک به یک کنار هم ردیف شوند تا مشخص شود چه کسی سال جدید را با دروغگویی شروع کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)