یکی از زیبایی‌های اعتراضات سراسری اخیر در اکثر شهرهای ایران، پیشقدم شدن و نقش رهبری زنان در شکل دادن به هسته‌های اولیه اعتراضات و تداوم آنها بوده است. زنان پتانسیل و ظرفیت‌های وصف‌ناپذیری به بدنه نحیف و رنجور جنبش اعتراضی تزریق کرده و آن را از فاز سرخوردگی و یأس خارج و در کالبد آن روحی تازه دمیدند. زنان به عنوان بخشی از جامعه که همواره مورد ظلم و تبعیض مضاعف بوده‌اند و به شدت سرکوب و از بسیاری از حقوق خود محروم شده‌اند، با قتل مهسا [ژینا] امینی به یکباره و همانند ققنوس از خاکستر خود برخواسته و جامعه درمانده و مایوس ایران را که جز تیرگی، ناامیدی و یاس در افق‌های پیش‌روی خود چیزی متصور نبود؛ زنده، پویا و امیدوار کردند.

قتل مهسا امینی با پیشاهنگی زنان، بزرگترین و گسترده‌ترین حرکت اعتراضی چهار دهه اخیر ایران را شکل داد که با گذشت ۲۰ روز از آغاز آن و با وجود تمام سرکوب‌های اعمال شده، کماکان با قدرت در مسیر خود پیش می‌رود. زنان موتور محرکه این اعتراضات هستند و گستردگی و قدرت این حرکت شالوده‌شکن به حدی رسیده است که تقریباً احتمال هرگونه بازایستادن و سرکوب آن را برای هر نیروی سرکوبگری غیرممکن کرده است.

اعتراضات سراسری اخیر به نسبت سایر اعتراضاتی که تا الان شاهد آن بوده‌ایم متفاوت است و بارزترین آن نقش و پیشاهنگی زنان و میدان‌داری آنها است.

یکی از جنبه‌های جالب توجه اعتراضات سراسری اخیر در شهرهای ایران، تقسیم کار میان معترضان است. به عبارت دیگر، می‌توان گفت زنان نه تنها در کلید زدن اعتراضات پیشقدم شدند، بلکه در عین حال کماکان نقش حمایتگری و پشتیبانی را نیز به بهترین وجه ممکن ایفا می‌کنند.

این تجربه و مشاهدات میدانی است که شخص خودم و یکی از دوستانم در یکی از شهرهای استان کردستان در روز شنبه اول اکتبر (نهم مهرماه) مشاهده کرده‌ایم. در این روز تقریباً کنترل شهر تا ساعاتی در دست معترضان بود و تنها با گسیل نیروهای سرکوبگر از همدان بود که مقامات امنیتی شهر موفق شدند دوباره کنترل شهر را در دست بگیرند.

به تدریج و با تشکیل حلقه‌های اولیه اعتراضات در خیابان‌های شهر، نیروی‌های سرکوبگر نیز با تمام تجهیزات آماده مقابله و سرکوب معترضان می‌شوند. در یکی از خیابانهای اصلی شهر، گروهی از معترضان که تعداد قابل توجهی از آنها را زنان ۱۵ تا ۳۰ ساله تشکیل می‌دهند، با ایجاد راهبندان، حرکت ماشین‌های سرکوب را کند و با پرتاب سنگ و سر دادن شعار علیه رژیم جمهوری اسلامی، با آنها مقابله می‌کنند.

با شدت گرفتن اعتراضات و تشدید سرکوب‌ها، گروهی از زنان در خانه‌های واقع در اطراف خیابان اصلی که کانون اعتراضات است، با برش زدن و پخش کردن تکه‌های پارچه میان معترضان از آنها می‌خواهند که برای جلوگیری از شناسایی شدن، سر و صورت خود را کامل بپوشانند.

در همین حال چند دختر نوجوان دیگر که در یکی از کوچه‌های منتهی به خیابان اصلی پناه گرفته‌اند، با توزیع ماسک میان معترضان از آنها حمایت می‌کنند. از سوی دیگر، برخی از زنان با در دست داشتن پارچ‌های آب به میان معترضان می‌روند و از کسانی که خسته و تشنه شده‌اند با دادن آب پذیرایی می‌کنند. بسیار از مردم به عمد در خانه‌های خود را نیمه باز گذاشته‌اند تا اگر معترضی توسط پلیس تعقیب شد یا جانش در خطر بود بتواند به راحتی وارد یکی از خانه‌ها شود و در آن پناه بگیرد.

یکی دیگر از صحنه‌‌های جالب توجه در همین خیابان، ایفای نقش برخی از افراد به عنوان ناظر و مراقب حرکت‌های اعتراضی است. بدین صورت که برخی از افراد در بالای پشت‌بام‌ها و کنار خیابان و کمی دورتر از معترضان، حرکت و تعداد نیروهای سرکوبگر را زیر نظر دارد، افراد دیگری حواس‌شان به معترضان است که کسی از آنها فیلمبرداری نکند و برخی هم به شدت افراد نفوذی و لباس شخصی را رصد می‌کنند که احتمال می‌دهند در صف معترضان نفوذ و در صدد شناسایی آنها باشد.

برای مثال، به کمک همین مراقبین چهار نفر از نیروهای لباس شخصی که به صورت مخفیانه در حال فیلم گرفتن از معترضان بودند شناسایی و به شدت از آنها با مشت و لگد پذیرایی شد، موبایل‌هایشان از آنها گرفته و نابود شد.

وقتی این توصیفات و صحنه‌ها را پیش چشمم دوباره بازسازی و به تصویر می‌کشم، هماهنگی تحسین‌برانگیزی را میان مردمی می‌بینم که در عین سادگی، چقدر مدبرانه و حرفه‌ای میان خود تقسیم کار می‌کنند، از هم حمایت می‌کنند و برای رسیدن به هدف بزرگی که در سر دارند، در پایین‌ترین سطوح و به بهترین وجه ممکن خود را سازماندهی می‌کنند و به حرکت اعتراضی و انقلابی خود معنا می‌بخشند.

آنچه که در مورد اعتراضات سراسری اخیر واقعاً تحسین‌برانگیز و قابل ستایش است، نقش محوری زنان است. آن هم در جوامع سنتی و کوچکی که من در اینجا برخی از مشاهدات خودم را درباره آن نوشتم. زنانی که نه تنها نقش رهبری را به خوبی ایفا می‌کنند، بلکه کماکان در سازماندهی، حمایت و پشتیبانی از این حرکت نقش محوری دارند. دم مسیحایی زنان، جانی تازه در کالبد نیمه جان جامعه امروز ایران و کوردستان دمیده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)