لازم بتوضیح ست، استناد به روایات، آیات و داستان ها دلیل بر باور نویسنده نمیباشد، و دیگر اینکه، “عوام” در این مقالات معرف افراد “فاقد تفکر و تعقل” ست و نه الزاما بیسواد و فاقد مدارج علمی، شاهد آن، همکاری مشمئزکننده، تقلید و پیروی کورکورانه برخی متخصصین سرشناس از فقیهانی ست که ریا، فساد و جنایاتشان شهره عام و خاص ست.

از اموری که در طول ۳۸ سال بعنوان ابزاری دردست فقیهان برای فریب و سوءاستفاده از عوام ساده لوح بکار رفته، استفاده از نام خدا، پیامبر, معصوم، عارف، … جهت خود و در نقطه مقابل شیطان و دشمن خدا برای مخالفان ست. سوال اینست که شیطان کیست و مصداق آن چه کسانی هستند؟

در “تورات” دین یهود اثری از “شیطان “Helel نیست، بجز در دو داستان، یکی در فریب آدم (بشکل مار) و دیگری فریب ایوب. واژه “ارواح پلید، شیطان”، بعد از مراجعت یهودیان از تبعید، بابل، به متون تورات “عهد عتیق” اضافه شد که وام گرفته از دوران اسارت بابلی و نشان از امیزش آنان با آیین زرتشتی میباشد. بزبان عبری، سیطان (نه شیطان) بمعنای “حریف و دشمن” معنا شده است.

در مسیحیت، شیطان گروهی از فرشتگانند که علیه خدا قیام کرده اند “فرشته های سقوط کرده، فرشته های طرد شده، رانده شده یا رجیم” (demon)،. در کتب مختلف “انجیل”، اسم ها و لقب های مختلفی برای شیطان در نظر گرفته شده، “وسوسه گر، امتحان گر، تهمت زن، لوسیفر، اژدها، مار پیر، شاهزاده جهان، الهه ی جهان”.

در اکثر زیرشاخه های مسیحیت، “شیطان یا لوسیفر” بعنوان موجودی روحانی یا فرشته در خدمت خداوندگار بوده ‌و به دلیل خودپرستی بیش از حد از “درگاه خداوند/بهشت عدن” اخراج شده است.

لوسیفر بمعنای “آورنده نور، درخشان، ستاره صبح”، نام شیطان قبل از سقوط، و روایت ستکه شیطان، انسان را به مقام خدایی بشارت داده “انسان می‌تواند خدا شود” و باعث معصیت و عصیان اصلی انسان در درگاه خدا شده است،.

انجیل متی (باب 4) و لوقا (باب 4)، در ابتدای وزارت مسیح، صحبت از شکست تلاش شیطان ست در وسوسه مسیح با استفاده و استدلال آیاتی از کتاب اسمانی یهود, باب 4 متی (آیات 1 الا 11).

در یونان قدیم ، کتاب «دیابلوس» شیطان بعنوان روح پلید (Devil) به معنای «تهمت زننده» یا «کسی که به ناحق دیگران را متهم میکند» معنا شده است.

در آئین زردشتی و دین اسلام، عقیده “خدا و شیطان” به صورت دو قطب مخالف یکدیگر مطرح است “یزدان و اهریمن”، ولی با تفاوت فاحش بین اندیشه اهریمن در آیین مزدایی و اندیشه شیطان در آیین اسلام.

حمیدرضا قضاوی

اهریمن در تعلیمات اوستایی موجودیست بنام “انگره مئنیو” یا “خرد خبیث” خالق همه بدیها و شرور و آفات و موجودات زیان آور; بیماریها، درنده ها، گزنده ها، ماره و عقربها و همچنین زمینهای بیحاصل ، خشکسالی و امثال آنها، و رقیبی دارد بنام “سپنت مئنیو” یا “خرد مقدس”. در نقطه مقابل، “آهورامزدا” خدای بزرگ است. در اوستا ۲ روایت متفاوت در خلقت اهریمن وجود دارد، اول اینکه اهریمن خود یک جوهر قدیم ازلی است مانند آهورامزدا، یعنی آفریده آهورامزدا نیست، بلکه آهورامزدا او را کشف کرده است. عقیده دیگر خصوصا در بخشی از معتبرترین اجزای اوستا “گاتاها” عنوان میکند که آهورامزدا دو موجود آفرید: “سپنت مئنیو” و “انگره مئنیو”، و موجودات و مخلوقات جهان به دو دسته خیر و شر تقسیم شدند. “خیرات” آنهاییکه بایست باشند و وجودشان برای نظام عالم لازم است، اما “شرور” آنهاییکه نبایست باشند، وجود آنها سبب نقص عالم شده است و مخلوق آهورامزدا نیستند بلکه مخلوق اهریمن اند، خواه خود اهریمن مخلوق آهورامزدا باشد و خواه نباشد. در حقیقت اهریمن خود را ازلی و شریک اهورا مزدا میداند و خالق شیاطین.

قرآن در 63 آیه نام شیطان و در11 آیه نام ابلیس اشاره کرده است. در جهان بینی اسلامی، جهان و موجودات جهان، همه مخلوق خداست و قلمروی شیطان “تشریع” ست و در فعالیتهای تکلیفی بشر نه “تکوین”، و فقط در وجود بشر می تواند نفوذ کند ولاغیر، و فقط در اندیشه او, نه تن و بدن، و منحصراست به حد وسوسه و جلوه دادن و خیال یک امر باطل در نظر او, و نه واقعیت (تعابیر “تزیین، تسویل، وسوسه”). به بیان دیگر، شیطان قدرت قاهره و تسلط تکوینی بر بشر ندارد و قادر نیست او را بر کار بد اجبار و الزام نماید، یعنی ارتباط صرفا در حد “دعوت” و “اجابت” ست و چراغ سبز انسان در واقعیت بخشیدن به وسوسه های خیالی لازم ست. هنر شیطان فریب ست و تزیین اعمال، چنانچه قتل عام کودکان بیگناه سوری را بگونه ای زیبا چلوه میدهد که عوام نادان خوشحال از ثواب آخرتند.

قران، “استمداد از خالق که همان استفاده از “علم و عقل و تفکرست را تنها راه حفاظت از شر شیطان و خرافات میداند.

چنانچه بیان شد، شیطان در ادیان مختلف و حتی در زیرشاخه های یک دین، بشکلهای متفاوت تعریف شده است. از جمع روایات، احادیث و آیات کتابهای معروف به “آسمانی” چنان برمیاید که شیطان موجودی بوده خداپرست، موحد، عابد و در اوج ستایش و پرستش خدا، (بروایتی با سابقه بیش از هفتاد هزار سال عبادت که هر روز آن هزار سال زمینی ست)، با شاگردان بسیار و سرپرست تعداد زیادی از “فرشتگان عوام” که وظیفه ای نداشته اند جز عبادت، لذا شیطان در انتظار توجه خاص خالق ست، خود را مقرب درگاه میداند، ولی ملاک خالق برای برتری، متفاوت ست، تفکرست و علم و راستی و نیکی و پرهیزکاری.

در جلسه معرفی یک “تولید جدید” (۱) (مخلوق یا انسان جدید) توسط خالق به بزرگان، سران و ساکنان مُلک خود، شیطان با غرور ناشی از سابقه عبادات و سختیهای ریاضت، سرکشی و بیحرمتی نموده است.

در حقیقت، شیطان با دخالت بدون دانش، از درگاه خالق طرد میشود، خشم خالق را برمی انگیزد، چرا که در امری سخن گفته و اصرار بر نافرمانی میکند که فاقد علم و تجربه آنست، نه آگاه از هدف و نه واقف به چگونگی خلقت انسان.

پادشاه عالم “خلّاق” ست، چه نیاز به دستبوسی و چاپلوسی و عبادات تکراری موجودی نادان، ضعیف، ناتوان، فاقد علم، ولی شیاد و پرمدعا.

شیطان رانده شد ولی محدود نشد، آزاد تا روز معین، و شاگردان و طلبه هایش آزاد برای انتخاب راه،… همه در شک و برزخ؟ چگونه ممکن ست که عابد و فقیه بزرگی چون ابلیس طرد شود؟ شاید اشتباه خالق ست؟ طلبه ها عاشق اخلاص و عبادات و مناجات استادند! لذا ابلیس را بخدا ترجیح و او را همراه شدند.

شیطان وظیفه ای جز عبادت نداشت، نه دانشی و نه فن و حرفه ای. استاد تنوع در پرستش و عبادت، به عادت نه تفکر.سجده ها و عبادتش زبانزد است و کسی را یارای رقابت نیست. حافظ و مفسر کتب آسمانی ست، معروف ست تلاش او در فریب مسیح با آیات تورات!

پس از اخراج، به وظیفه قبلی ادامه داد، مهد ادیان، سالها در خدمت خالق بوده، لذا مدعی علم خدایی ست، “استاد بلامنازع دین و عرفان، خداشناسی، فقیه و مرجع تقلید ست، و تربیت کننده شاگردان و رهنمای خواص بمقام فقاهت“شاگردان و فرشتگان عوام” محو حالات روحانی و مناجات او! چهره اش دارای نور و تقدسی خاص است و محل عبادتش مقدس، چه آفریده خدا!

“سوگند ابلیس به تفرقه، فتنه، جنگ و گمراهی انسان در آخرین مجادله با خالق باید عملی شود، چه باید کرد؟

“انسان جدید” دارای “قدرت تفکر” ست و تشخیص خیر و شر”، “خالقش را میشناسد و از دشمنی شیطان باخبر”،

ابلیس میدانست که در منظر حق “عبادت بجز خدمت خلق نیست ولی …

بهترین پیشنهاد از جمع بزرگان و فقیهان فرمانروایی شیطان…

“برای هر قوم و دسته ای دین و آیینی و قبله گاهی مجزا، رهبرانی معصوم، عبادتگاهی مقدس، پرستشی متفاوت و طعامی خاص”، و دین هرکدام را برترین جلوه داد، …. اسلام، دین رحمانی ست … مسیحیت، یعنی محبت و … بودا، صلح و آرامش …

کافی نبود، هر دینی را نیز به فرقه های دیگری تقسیم نمود، با مقدسات و آیین و عبادت خاص …

کافی نبود، و انسانها را به مقدس مآبی و تقدس سازی ترغیب، همه با نام دین و خدا، قبر فقیهان و رهبران ادیان را پرستشگاه … بزاق عارفان و فقیهان، و خاک قبورشان شفای روح و جان …

کافی نبود، بخشش گناهان را بازای اخذ وجهی به فقیهان واگذار نمود …

کافی نبود، تجاوز به مال و جان غیر همکیش را حلال نمود …

کافی نبود، …

تا کجا؟ تا جاییکه نادانی انسان اجازه دهد …

انسانیکه،

برای حاجت، آویزان قبور و ضریح سایر مخلوقات ست!

برای شفا، مدتها خود را به اهنی میبندد و لقمه جویده مخلوق دیگری را …

برای ثواب و بهشت، با تکه پارچه ای به پیشانی، باسم دفاع از مقدسات، خون بیگناهان را میریزد، کودکان معصوم… و همه در اوهام خود، سیر در بهشت و حوری و …

انسانیکه، اطمینان دارد بیعدالتی، قتل و تجاوز، دزدی و اختلاس و فساد همه به فتوای موجوداتی فاسد، شیاد و ریاکارست ولی باز …

انسانیکه در برابر فقر، تجاوز، شکنجه و قتل هموطنانش سکوت میکند …

… و دین شد قویترین مجوز برای قتل و جنایت، فساد و دزدی، دروغ و نفاق، وهرانچه خالق انسان را از آن منع کرده بود …. دزدی و اختلاس؟ متعلق به آقا امام زملن ست!… فساد؟ صیغه از الطاف دین رحمانیست!… لواط؟ توطئه دشمن ست برای بدنام کردن چهره مبلغین دین! … دروغ، تمهت و ریختن آبروی انسان؟ برای حفظ نظام و زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا لازم ست … قتل و جنایت؟ برای حفظ دین و مقدسات باید خون ریخت! …

آری، انسان همیشه بدنبال راحتترین مسیرست …

تعلیمات شیطان برای “جلای ظاهر بود، “ساده و سهل الوصول برای عوام

ولی

“توصیه خالق برای “صفای باطن، نیاز به “تفکر و صبر و تلاش و سعه صدر

… و ابلیس و سایر فقیهان جن و انس، شاد از پیروزی، … و عوام خوشحال از عبادت و کسب رضای خدا…

خالق نظاره میکند، … موجودی که میتواند مایه مباهات باشد، از عوام نادانیست که،

  • کودکش را به کلیسایی میبرد تا همان فقیه مسیحی متجاوز برایش دعا کند! …
  • طفلش را برای آموزش دین و قران به حوزه و مسجدی میفرستد که به ده ها کودک و نوجوان تجاوز شده است!…
  • پشت سر فقیه و مداحی میایستد که دزدی و فسادشان زبانزد ست! …

خالق با چه زبانی به انسان بفهماند که مقدس تر از او وجود ندارد “از روح خود به تو دمیدم”، جامع فضایل انسانی”.

کم نیستند عوام بدون تفکر، جوانانی واقف به فساد و جنایت و دزدی شیادان دین فروش، ولی مجذوب ظاهر و مدحوش اسم “حزب الله، بسیجی، سپاهی، مدافع حرم و فداییان ولایت …” و دل خوش از تکه پارچه هایی بدور پیشانی و گردن، … سیر در اوهام ست و پاداش آن سراب، نمیفهمند معنای سخن علی چیست! “اول معیارهای حق را بشناس و بعد مصداق یابی کن.”

شاید حقایق تلخ جامعه را نمیبینند؟ این خصلت انسان ست که میبیند و خود را به نفهمی میزند، “کر و کور و لالند و تفکر نمیکنند” و فراموش میکند که خالق نظاره گرست.

ولی باز واقعیت تلخ وا با شعار امنیت میپوشاند! کدام امنیت؟

امنیت مالی، که سرمایه های ۸۰ میلیون بازیچه دست ۸۰ نفرست با اختلاس و دزدیدن از حسابهای بانکی! و اکثریت جامعه زیر خط فقر … شاید حیف و میلهای نجومی و تربیت سالانه بیش از ۱۵ هزار فقط طلبه خارجی معنای امنیت مالی ست؟

امنیت سیاسی و اجتماعی، با دستگیری، شکنجه و قتل معترضین به “ظلم و بیعدالتی و فقر”، با قتل عامدانه کودکان در اعتراضات خیابانی برای ایجاد وحشت بیشتر در اجتماع، با سوزاندن صورت و بدن دختران و زنان با اسید، این چه امنیتی ست که مادر بی پناهی پس از ۱۸ سال هنوز ضجه میزند سعید من کو؟”

البته نمیتوان منکر امنیت و رفاه کامل برای معدود خواص اختلاسگر و فاسد ولایت شد!

انسان میداند که حمایت و حتی سکوت در برابر ظلم و فساد معصیتی ست نابخشودنی. پاداش خالق به عمل نیکوست و دفاع از مظلوم، و مشمول انگشت شمار انسانهای وارسته، کم نبودند سردارانی که در راه حق سر بدار دادند.

شهید محمد راجی، نه اولین سردار و جانبازیست که بدست حکومت قربانی میشود و نه آخرین آنها. سرداران و فرماندهان ارشدی که بخاطر اعتراض به فساد و دزدی مسولین و فقیهان، در سال آخر جنگ توسط تک تیراندازان از پشت هدف قرار گرفته و بشهادت رسیدند. و بسیاری پس از پایان جنگ، بدنبال اعتراض کلامی یا مکتوب، مورد غضب ملوکانه بیت واقع شده و بجرم محاربه با خدا و رسول اعدام و یا در حوادثی سربه نیست گردیدند. از آن جمله است، سرداران و درجه داران سپاه و معاون بنیاد جانبازان کشور در سانحه سقوط هواپیما مشهد ۱۳۶۸ (جهت شرکت در سمینار)، سقوط هواپیمای فرماندهان سپاه در فرودگاه مهرآباد ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶،  شهادت سردار سید احمد کاظمی و جمعی از افسران و فرماندهان در سانحه هوایی ۱۳۸۴، و علنی ترین آنان که توسط اولین رییس دولت اصلاح طلب و یارانش پنهان و داستانی متفاوت بمردم ارائه شد، اعدام سردار شهید محمد مهدی دوزدوزانی (سید مهدی کاظمی برادر سید احمد) معاون مالی نیروی زمینی سپاه و بیش از ۲۰۰ فرمانده ارشد و افسر عالیرتبه دوران جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۸۲ میباشد، که صراحتا اعلام کردند وظیفه سپاه دفاع از فساد و دزدی خواص و فرزندانشان نیست. (۲)

کوتاه کلامی در باب اعتراضات مردمی:

از آغاز رژیم اسلامی، افراد، گروههای سیاسی و فرقه های مذهبی بارها هزینه های سنگین “همکاری با حکومت اسلامی و خیانت به مردم بی پناه” را پرداخت کرده، ولی ظاهرا عبرتی حاصل نشده است. از هفته اول اعتراضات سراسری (۳)، سربازان فضای مجازی حکومت با حسابهای کاربری منقش به تصویر رهبران قدیمی گروههای سیاسی، سعی در القای ائتلاف جدیدی باسم “اصلاح طلب – امید واعتدالگرا – ملی مذهبی و لیبرال” ظاهرا برضد اصولگرا، همراه با شعار “رفراندم”، در صدد منحرف کردن اعتراضات و ایجاد تفرقه بین مخالفین نموده اند. تغییر نام خیابان و مراکز نشانیست از وقوع این حیله شوم همچون ائتلاف فریب “اصلاح طلب  امید”.

مردم بخوبی واقفند که “رفراندم قبل از سرنگونی رژیم اسلامی فاقد وجاهت عقلانی ست.

نه استناد به داستانها و خرافات ۱۴۰۰ سال پیش براساس عقل ست، و نه برگشت به روشهای مدیریتی و عقاید رهبران سیاسی قدیممطمئنا درصورت حضور آنان، خود راه گذشته را برای حال انتخاب نمیکردند.

ایران امروز نیاز به راهکارها و سیاستهای جدید بدور از تاثیر مذهب، ایدئولوژی جنبشها و گروههای سیاسی و مذهبی، و قوانین و افکار و عملکرد سیاستمداران قدیمی دارداستفاده از برخی سخنان شخصیتهای سیاسی نشان از تایید کامل عملکرد آنان نیست. لذا نیاز امروزست که بدور از هرگونه خط و نشان برای رقیب و نشان دادن افتخارات رهبران قدیمی حزب و دسته خود، همه گروهها بنام ایران و برای ازادی ملت ایران متحد شوند، با یک صدا / تریبون مشترک واقعی جهت هدایت مردم.

اراده سیاستمداران خارجی خصوصا اروپایی در حمایت از فریاد آزادی مردم ایران نیست. نفوذ ماموران حکومت ایران در امریکا خصوصا در محدوده پایتخت و پرداخت رشوه های کلان از بیت المال در جذب سیاستمداران، ماموران سیا، اف بی آی و پلیس، اظهر من الشمس ست. ایجاد مراکز فرهنگی و تفریحی “دوستدار فرهنگ ایرانی، شعر و ادب پارسی، رستورانهای زنجیره ای و فروشگاههای باصطلاح حلال، … اگرچه بعضا ظاهرا توسط ایرانیان غیرمذهبی، هموطنان ارمنی و بعضا، عرب، پاکستانی، …اداره و مزین به عکس پادشاهان و شخصیتهای ملی ایران ست ولی درآمدها به جیب فقیهان و سرداران پشت صحنه واریز میشود. زمانی تاجران فرش ایرانی در امریکا برای نجات از ورشکستگی و گذر ساده زندگی، با همکاری برخی شرکتهای بیمه، مبادرت به سرقت ساختگی از فروشگاههای خود کرده و مبالغ سرشاری از شرکتهای بیمه دریافت میکردند، ولی سالهاست رژیم ایران درهای ثروتهای نجومی بادآورده را برویشان گشوده است.

در پایان لازم به تاکیدست، با توجه به افزایش خروج سرمایه های مردم همزمان با شروع اعتراضات مردمی توسط مسولین رده میانی در همراهی با سران، و تاثیر غیر قابل انکار آن در رشد فقر در جامعه و ویرانی کشور، همچنین عملکرد دوگانه سیاستمداران و برخی دولتهای غربی، که همه نشان از “تنهایی ملت ایران است،  بر سران مخالفین ست که از تفرقه پرهیز و با دست ائتلاف و اتحاد راه مردم را برای پیروزی هموار نمایندبدون شک پیروزی نزدیک و حکومت ظلم و فساد محکوم به فناست.

حمیدرضا قضاوی

واشنگتن دی سی

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶

March 06 / 2018


توضیحات:

(۱) خالق در فرهنگ و اقوام مختلف دارای اسامی متفاوت ست، در حقیقت همه اسماء از آن اوست. و هر نام معرف یکی از صفات و افعال و علوم لدنی، از آن جمله است “فالق، خالق و خلاق، (آفریننده و خلق کننده، بسیار خلق کننده) نشان از اراده او در خلقت نامحدود موجودات و کرات، که شاهد آن، بسط و گسترش لحظه ای فضای لامتناهی ست.

جوهره هر موجود با دیگری متفارت، خاک، آتش، آب و باد، ارکان اصلی جهان مادی، برخی در طول موج بینایی انسان و قابل مشاهده و برخی بظاهر پنهان. همه دارای روح و حیات که علمش نزد خالق ست. و همچون نوع انسان، برخی شر و برخی نیک.

ارتباط مخلوقات غیر همگون، خود علمی ست ناشناخته و بشکل محدود امکانپذیر، ولی منع شده از طرف خالق. از آن جمله است ارتباط انسان با جن، در گروه بدطینت جن و انس که نافرمانی از دستور حق ست. به بیان دیگر، ارتباط با جن، فقط با آلوده شدن به رذایل اخلاقی و جنایت امکانپذیرست، و بالطبع استفاده از این موجودات نیز جهت پیشبرد اهداف شیطانی و غیرانسانی ست. انسانهای مرتبط با جن، همه مدعی دین، با ظاهری بسیار موجه و عرفانی، و گروهی ملبس به لباس مذهبند، و عامل گسترش خرافات مذهبی بدستور شیطان، مهمترین مرکز، انگلستان، مهد ادیان، است.

متاسفانه، کم نیستند مسولین و فقیهانی که به این امور الوده شده اند و بشکل مخفی غرق در فساد، بعنوان شرط اصلی ارتباط با جن. از جمله شاخصترین آنها در امریکا، دو شیخ از طرفداران حکومت، یکی پیر فقیهی مهاجر از انگلستان، و دوم شیادی ورشکسته قدیمی بازار، و عامل به تجارت پر سود مسجد و مذهب، لباس شخصی. هر دو امام مسجد، و استاد شیادی و فساد و اغفال زنان و دختران در جلسات خصوصی اسلام شناسی …

شوربختانه، از خصلت عوام ست، همیشه درپی موجوداتی با ظاهر و رفتاری باصطلاح مذهبی و اعمالی غیرطبیعی.

(۲) سردار محمد مهدی دوزدوزانی بهمراه بیش از ۲۰۰ نفر از سرداران و فرماندهان عالیرتبه جنگ (جنبش متحد ایثارگران)، با ارسال نامه ای به خامنه ای با عنوان “ما رزمنده ایم” و اعتراض به سیاستهای رهبری، سپاه و مسولین اصلی کشور، اشاره به فساد، دزدی، صدور دختران و زنان به کشورهای عربی و اروپایی و معاملات مواد مخدر، همه تحت پوشش صدها شرکت اقتصادی سپاه، و انزجار از وضعیت کشور با ذکر “لبریز شدن کاسه صبرمان از اینهمه تبعیض و تناقض در گفتار و کردار” با تحصن در ستاد مشترک سپاه و درخواست حضور خامنه ای، شجاعانه فریاد زدند “اگر سپاه فقط برای خون دادن و برای بقای اقایان و اقازاده هایشان ست ما این لباس را میبوسیم و کنار میگذاریم.

تحصن، با حمله الله کرم و گروه اوباش حزب الله، ضرب و شتم و دستگیری سرداران و افسران واقعی جنگ پایان یافت. بنا به فتوای چند فقیه از جمله موحدی کرمانی مبنی بر “محاربه با خدا”، بیش از ۱۱۰ نفر از فرماندهان و رزمندگان جنگ، فورا در زندان حشمتیه اعدام و سایرین به حبسهای طولانی محکوم شده و هر از چندگاهی خبر مرگ مشکوک آنان در زندان به خانواده هایشان داده میشود. در سانسور شدید، خبر بعنوان “توطئه تعدادی افراد خودسر مخالف رییس جمهور اصلاح طلب وقت و برهم زننده اقتصاد و امنیت کشور” نام برده شد. بیگناه سردارانیکه پس از سالها رشادت و ازخودگذشتگی در جبهه ها، بسوی خانواده هایشان بازگشته بودند. و سرنوشت بازماندگان، همچون خانواده های قتل عام دهه ۶۰، قتلهای زنجیره ای … مخالف یعنی محارب با خدا و مفسد قی الارض.

اگر اتحاد مردم نباشد، سرنوشت بیگناهان همیشه با مرگ اجین ست.

نقلی ست از یکی از دوستان جانباز ۷۵٪، در باب سرکوب و اعدام سرداران جنگ و ساختن سرداران جدید پس از جنگ، که “اکثر کسانیکه به لباس سرداری ملبس شده اند، حتی بوی جبهه هم به مشامشان نرسیده است.”

(۳) در هفته های گذشته شایعاتی از طرف رژیم ایجاد و توسط سایتهای وابسته حکومتی داخلی و خارجی، بی بی سی، رادیو فردا، دویچه وله، صدای امریکا و بالاخص بلندگوهای اصلاح طلبان بشکل وسیع پوشش داده شد. از آن جمله است، فوت خامنه ای با انتشار تصویر جسد در کفن (همچون شایعه ۲۵ ساله سرطان بدخیم پروستات) توسط برخی سایتها دقیقا در شب ۲۲ بهمن در ارزیابی واکنش گروه ها از فوت، خصوصا مدعیان رهبری، و جهت تحریک روحی روانی و برانگیختن حس دلسوزی اکثریت عوامی که از شرکت در راهپیمایی منصرف و درصدد پیوستن به فراخوان اعتراضات مردمی بودند، و همچنین مهار اعتراضات خیابانی با ایجاد ترس، شک و تفرقه در مردم و همزمان تغییر برنامه ریزی شده زمان و مکان اعتراضات توسط برخی حسابهای کاربری فضای مجازی. پروژه با موفقیت ۱۰۰٪ انجام شد. مطمئنا مردم به اعلام خبر مضحک “هک شدن سایتهای خبری وابسته به وزارت اظلاعات و سپاه” پی برده اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)