تینا کی‌فِر، استاد رفتارهای سازمانی در دانشگاه وارویک انگلستان به طور کاملاً تصادفی در حالیکه یک کارگاه آموزشی پر از مدیران ارشد_که زبان انگلیسی‌شان قوی نبود_را هدایت می‌کرد، به یک تمرین جالب رسید. تمرینی که از آن زمان تاکنون توسط روان‌شناسان زیادی در سرتاسر جهان اجرا شده است.

در این تمرین از شرکت کنندگان درخواست می‌شود تا یک رهبر تاثیرگذار و کاری را طراحی کنند. تقریبا همیشه افراد (چه زن، چه مرد) شخص “رهبر” را با جنسیت مرد نقاشی می‌کنند.

برطبق گفته دکتر کی‌فِر حتی در نقاشی‌های بی‌جنسیت و خنثی، بخش اعظم گروه شرکت کننده، به شخصیت طراحی شده با ضمایر و القاب مردانه اشاره می‌کنند و وقتی از آنها علت این امر سوال می‌شود، اغلب پافشاری می‌کنند که منظور آنها برای استفاده از ضمیر مردانه “he” اشاره به هردو جنس زن و مرد بوده!!!

چندین محقق در روانشناسی سازمانی که تجربه مشابهی با این تمرین داشتند، تصمیم گرفتند که بیشتر در این زمینه تحقیق کنند که چگونه ممکن است فرضیات ناخودآگاه درباره جنسیت، بر توانایی افراد برای شناخت قدرت رهبری افراد دارای پتانسیل، تاثیر بگذارد؟

یک تحقیق منتشر شده توسط مجله آکادمی مدیریت، ظاهرا چیزی را که مدت‌ها زنان به وجود آن شک داشتند را تائید کرد. نتایج این مطالعه نشان داد که مورد توجه قرار گرفتن به عنوان یک رهبر در محیط کار برای زنان بسیار دشوارتر از مردان است حتی وقتی که زنان و مردان از روی یک متن سخنرانی مشابه، صحبت می‌کنند. تنها پتانسیل رهبری مرد است که تشخیص داده می‌شود.

در آزمایشی دیگر محققان از 36 تیم شرکت کننده در رقابت‌های تیمی دانشگاه آکادمی نظامی ایالات متحده در غرب پوینتر درخواست کردند تا پرسش‌نامه‌هایی را قبل، در طول و بعد از رقابت خود تکمیل کنند.

البته نویسندگان این تحقیق اذعان داشتند که به دلیل محیط غالب مردانه در این رقابت‌ها، محدودیت‌هایی در تحقیق وجود دارد اما ماهیت رقابت به آنها اجازه می‌داد تا توانایی‌های ورزشی، توانایی‌های شناختی و عوامل دیگر را در شرکت کنندگان کنترل کنند.

پس از رقابت، زمانی که شرکت کنندگان اقدام به رتبه بندی هم‌تیمی‌های خود کردند؛ که می‌خواهند چه کسی رهبر تیم باشد. تنها مردانی که ایده‌های خود برای پیشبرد تیم را مطرح کرده بودند در رتبه‌بندی به مکان بالاتری در جدول رفته بودند. درواقع اصلا مهم نبود که زنان هرگز، گاهی یا به‌ندرت صحبت کرده باشند یا همیشه در حال بیان ایده‌های خود بوده باشند. زنانی که ایده‌های خود برای پیشبرد تیم را مطرح کرده بودند در رتبه‌بندی به مکان بالاتری در جدول نرفته بودند و درنتیجه بسیار کمتر به عنوان فردی با قابلیت رهبری در نظر گرفته شده بودند.

درعین حال در تحقیقات دیگری که در رابطه با رهبری و جنسیت، انجام شده محققان در رابطه با رفتار با اعتماد به نفس و نیرومند زنان با backlash effect یا “اثر واکنش” مواجه شده بودند که در این تحقیق چنین اتفاقی نیفتاده بود.

دکتر الیزابت مک ‌کلین یکی از نویسنگان این تحقیق توضیح می‌دهد که انتظار بروز “اثر واکنش” را داشته است اما در کمال تعجب این بازخورد منفی رخ نداد!

اما اثر واکنش چیست؟ از آنجایی که در کلیشه‌های جنسیتی زنان کمتر از مردان رقابتی و بلندپرواز در نظر گرفته می‌شوند آنها ممکن است برای موقعیت‌های رهبری نادیده گرفته شوند مگر اینکه خودشان را بعنوان زنانی غیر معمول معرفی کنند. با این حال، ماهیت تجربی کلیشه‌های جنسیتی می‌تواند منجر به واکنش منفی نسبت به رفتار مقتدرانه زنان شود و ویژگی‌هایی که در مردان مورد تحسین قرار می‌گیرد در زنان با نکوهش و واکنش منفی اطرافیان روبه‌رو شود مثلا به مرد مقتدر می‌گویند یک رئیس خوب اما به زن مقتدر می‌گویند مادرفولادزره!

دکتر مک ‌کلین در توضیح چرایی رخ ندادن اثر واکنش در این تحقیق با توجه به تمرین نقاشی یک رهبر موثر که در ابتدا به آن پرداختیم، توضیح می‌دهد که مردم این الگوی اولیه از آنچه که یک رهبر چگونه باید بنظر بیاید را در ذهن خود دارند. وقتی فردی را می‌بینیم، از خود می‌پرسیم: آیا آنها در تصور من از یک رهبر جای می‌گیرند؟ اگر آنها در این تصویر ذهنی جای نگیرند حتی اگر مانند یک رهبر عمل کنند، بسیار سخت‌تر است که آنها را به عنوان یک رهبر شناسایی کنیم.

در این تحقیق برای انتخاب قدرت رهبری افراد، نیاز به این نبود که فرض شود “زنان صلاحیت کمتری نسبت به مردان دارند (به عنوان مثال از نظر هوش، علاقه به رقابت، سازمان یافته و سطح بالا بودن)”، ویژگی‌هایی که مردم اغلب تمایل دارند آنها را به مردان نسبت دهند! به همین دلیل زنان در این تحقیق با نزول رتبه مواجه نشدند اما مانند مردان نیز رتبه رهبریشان حالت صعودی به خود نگرفت.

برگرفته از: https://goo.gl/HLs4ZL

#مرکز_مشاوره_رنگین_کمانی را در دیگر شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

پیامک در تلگرام

کانال تلگرام

اینستاگرام

فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)