هرساله در 8 مارس به مناسبت تلاش‌هایی که جنبش زنان برای احقاق حقوق و مبارزه با تبعیض، ستم و نابرابری جنسیتی انجام داده‌اند دستاوردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی‌شان مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

یکی از جنبش‌هایی که همواره در کنار جنبش زنان پابه‌پای آن‌ها مبارزه کرده و مورد سرکوب قرارگرفته جنبش حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی است. بااین‌وجود اغلب حتی در میان طرفداران حقوق زنان این سؤال طرح می‌شود که چرا حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی برای برابری جنسیتی اهمیت دارد؟ و چرا مهم است که جنبش زنان، حقوق اقلیت‌های جنسی را به رسمیت بشناسد؟

جنبش حقوق زنان و جنبش حقوق اقلیت‌های جنسی همواره به طرز جدایی ناپذیری درهم‌آمیخته‌اند. اگرچه در طول تاریخ همیشه رهبرانی در جنبش زنان حضور داشتند که در حمایت از اقلیت‌های جنسی مردد بودند و حتی زنان ترنسجندر را به‌عنوان زنان واقعی نمی‌پذیرفتند و آن‌ها را طرد می‌‌کردند؛ اما امروزه با گذر از راهی طولانی؛ در عرصه‌ی جهانی جنبش زنان، این واقعیت پذیرفته‌شده است که شما نمی‌توانید همجنس‌گراستیز و ترنسجندرستیز باشید و خود را طرفدار برابری حقوق زنان بدانید.

همجنس‌گراستیز و ترنسجندرستیز بودن تنها به معنی مشکل داشتن یا قبول نداشتن گرایش جنسی و هویت جنسیتی افراد نیست بلکه درباره جنسیت زدگی (سکسیسم) هم هست دقیقاً چیزی که فعالان جنبش زنان با آن مبارزه می‌کنند.

وقتی پسری نوجوان با الفاظ زشتی مانند همجنس‌باز یا کونی دوستش را مورد خطاب قرار می‌دهد بیشتر از اینکه بخواهد به طرز توهین‌آمیزی مدعی شود که دوستش همجنس‌گرا ست، قصد دارد مردانگی او را زیر سؤال ببرد. وقتی دختری به دلیل موهای کوتاه و طرز لباس‌ پوشیدنش توسط دوستانش مورد تمسخر قرار می‌گیرد که لزبین است، این تنها گرایش جنسی فرضی او نیست که مورد تمسخر قرار می‌گیرد بلکه آن‌ها او را مسخره می‌کنند زیرا این دختر به‌اندازه کافی در هنجارهای مردسالارانه “زنانه” نیست.

همجنس‌گراستیزی فقط درباره تبعیض در حوزه گرایش جنسی نیست؛ بلکه در مورد عادی‌سازی کلیشه‌های جنسیتی و طرد هرکس که مطابق آن‌ها عمل نمی‌کند هم است.

مبارزه برای برابری جنسیتی بدین معنی است که معتقدیم افراد نباید به نقش‌های سنتی جنسیتی محدود شوند و نمی‌خواهیم فرزندانمان را با تعصبات و پیش‌داوری‌هایی محدود کنیم که اجازه نمی‌دهد خود واقعی‌شان باشند. به همین دلیل است که جنبش حقوق اقلیت‌های جنسی یکی از متحدان اصلی جنبش زنان محسوب می‌شود زیرا از اهداف اصلی هردو این جنبش‌ها مبارزه با مردسالاری، کلیشه‌های جنسی و جنسیتی رایج و مبارزه با تبعیض و ستم علیه گروه‌های به حاشیه رانده شده است و هردو این جنبش‌ها مخالف این هستند که اندام تولیدمثلی افراد، تعیین‌کننده اصلی سرنوشت فردی و اجتماعی آن‌ها باشد.

#مرکز_مشاوره_رنگین_کمانی را در دیگر شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

پیامک در تلگرام

کانال تلگرام

اینستاگرام

فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)