هواپیمای چراغ خاموش یا فرودگاه بدون رادار؟ کدامیک؟

روز یکشنبه 29 بهمن 1396 پرواز تهران یاسوج با کوه‌های دنا برخورد کرد. دو سه روز به دنبال محل سقوط هواپیما سپری شد و حال که محل سقوط پیدا شده، تلاش می‌شود پیکر جان‌باختگان از بلندای کوهستان دنا بازگردانده شود. کاری که بسیار دشوار و زمان‌بر است.

1-گزارشاتی هست که مسافران هواپیما، پس از پرواز، با بستگانشان تماس تلفنی داشته‌اند. وزیر مخابرات، حداقل دو تماس تلفنی مسافران در ساعتهای 8:56 و 9:28 را تایید کرده است. گفته نشده که موضوع مکالمات چه بوده است. تصور برخورد یک هواپیما با کوه کافی است که فورا تصور کنیم مسافران به دلیل ضربه شدید، در دم جان باخته‌اند و هواپیما با مسافرانش متلاشی شده است. وزیر گفته است تماس‌ها قبل از سقوط و در حال پرواز بوده است. آیا ممکن نبوده که پس از برخورد با کوه، کسانی مجروح شده و زنده مانده باشند؟ سرعت برخورد با کوه چقدر بوده است؟ آیا مانند تصادف رانندگی بوده است؟ سرعت برخورد اهمیت دارد. سرعت هواپیما چقدر بوده است؟! تحلیل زیر نشان میدهد سرعت هواپیما هنگام برخورد، حدود 200 کیلومتر برساعت بوده است. چیزی در حد تصادف شدید رانندگی.

بحث ها ادامه دارد. بعضی میگویند فرودگاه یاسوج مجهز نبوده است، بعضی میگویند هواپیما قدیمی بوده است. ماجرا چیست؟

2-گزارشات اولیه حاکی از آن بود که پرواز پس از 50 دقیقه از صفحه رادار محو شده و احتمالا سقوط کرده است. در نخستین گزارش‌ها، صحبت از احتمال سقوط هواپیما در حوالی یاسوج یا فرود هواپیما در بیابان‌های کاشان بود. فاصله کاشان تا یاسوج بسیار زیاد است، چرا هواپیما باید در بیابان‌های کاشان فرود آمده باشد؟ چرا کاشان؟

در ظهر روز سقوط، خبرگزاری مهر نوشت: “با توجه به محل محو شدن هواپیمای ATR-72 شرکت آسمان از صفحه رادار که در نزدیکی کاشان و منطقه ای دشت مانند است، احتمال فرود اضطراری آن در منطقه و زنده ماندن سرنشینان وجود دارد. عکس صفحه رادار مرکز کنترل فضای کشور نشان می دهد هواپیمای ای تی آر ۷۲ ـ ۶۰۰ (مدل ۱۹۹۳) هواپیمایی آسمان در نزدیکی یاسوج اعلام کرده است به دلیل خرابی وضعیت جوی امکان فرود ندارد و در حال بازگشت است؛ بعد از این ارتباط رادیویی، هواپیما در نزدیکی کاشان از صفحه رادار گم شد.”  بعدا به تحلیل این مطالب پرداخته نشد و خبرها به سرعت بر پیدا کردن محل سقوط و حالا بر یافتن پیکر جان‌باختگان متمرکز شده است.

 

فردای سقوط هواپیما، محمدرضا رضایی کوچکی رئیس کمیسیون عمران مجلس به خبرگزاری تسنیم گفت “احتمالاتی وجود دارد که شاید افرادی در این حادثه را زنده پیدا کنند. یک فرضیه وجود دارد و آن این است که معمولا هواپیماها طبق قوانین سازمان هواپیمایی کشوری هنگام عبور از قله دنا می‌بایست 15 هزار پا ارتفاع بگیرند زیرا ارتفاع قله دنا 14 هزار پا است و شرایط این هواپیما هم طوری بوده که می‌بایست با رعایت این مقررات در فرودگاه یاسوج فرود می‌آمد. دو مسیر غالبا بر سر راه هواپیماهایی که بر فراز دنا عبور می‌کنند وجود دارد و در مسیری که تراکم ابری وجود داشته از سوی دستگاه‌های نظارتی به خلبان سختگیری شده تا از این مسیر تردد نکند. رضایی کوچی با اشاره به سابقه و تجربه خلبان این پرواز تهران – یاسوج گفت: به هر حال برخی اوقات تجربه هم می‌تواند در لحظه تصمیم‌گیری حادثه‌آفرین باشد.  وی نوع هواپیماهای «ای‌تی‌آر» را خوب ارزیابی کرد و اظهار داشت: ما باید بدانیم از اینگونه هواپیماها چگونه استفاده کنیم و در این مسیر نیز اجازه انتخاب به خلبان برای مسیر دیگری داده می‌شود. رئیس کمیسیون عمران مجلس تاکید کرد: فرودگاه یاسوج شرایط خاصی دارد و باید مقررات بیشتر رعایت شود. وی در پایان خاطرنشان کرد: هواپیمایی که در مسیر تهران – یاسوج سقوط کرده در حالت عادی نقص فنی نداشته اما مسیر سخت برای عبور هواپیما انتخاب شده است و قطعا هواپیمای نو از هر لحاظ با هواپیماهای کهنه متفاوت است”.  جملات آقای رضایی کوچکی قابل فهم است اما ابهام هم دارد. نمیگوید چرا احتمال دارد افرادی زنده مانده باشند. از سرعت هواپیما حرفی نمیزند. به تصمیم خلبان اشاره کرده اما نگفته منظورش دقیقا چیست؟ مگر جان مسافران به تصمیم لحظه‌ای خلبان مربوط است؟!

 

3-برای بررسی اطلاعات پرواز هواپیمای تهران یاسوج به سایت flightradar24.com مراجعه می‌کنم. علاوه بر آنکه پرواز مورد نظر را می‌توان در آرشیو این سایت تماشا کرد، گزارش تفصیلی نقطه به نقطه آن، در بلاگ سایت منتشر شده است. این گزارش به حدی معتبر است که وزیر مخابرات هم در اینستاگرامش به آن اشاره کرد و آدرس فایل آن را معرفی کرد. مطلب زیر بر مبنای تحلیل این فایل است:

 

بازسازی نقطه به نقطه‌ی پرواز

هواپیمای ATR-72 شرکت آسمان به مقصد یاسوج، در ساعت 8:07 صبح از انتهای باند فرودگاه مهرآباد تهران بلند می‌شود. مقصد این هواپیما در سایت ثبت نشده است اما می‌دانیم که به یاسوج می‌رود. هواپیما به سمت جنوب می‌پیچد، از مسیر دریاچه نمک عبور می‌کند و پس از 33 دقیقه، مکان آن برای آخرین بار ثبت شده است: 20 کیلومتری شمال غربی کاشان، در ارتفاع 21هزارپایی. ساعت 8:40 صبح بوده است. جالب است که هواپیمای دیگری که یک ایرباس 320 متعلق به شرکت هواپیمایی معراج بوده است، 11 دقیقه بعد از هواپیمای ATR-72، از فرودگاه مهرآباد بلند شده بود تا در همان مسیر به سمت یاسوج برود. مقصد نهایی آن هواپیما نیز در سایت ثبت نشده است. لحظه‌ای که هواپیمای ATR-72 تهران یاسوج با 60 مسافر با سرعت 274 کیلومتر بر ساعت، از 20 کیلومتری شمال غرب کاشان می‌گذشته است، ایرباس شرکت معراج درست به بالای سرش رسیده، اما 12هزار پا بالاتر، و با سرعت 435 کیلومتر بر ساعت از او سبقت گرفته است. موقعیت مکانی هواپیمای ATR-72 از این لحظه به بعد ثبت نشده و مشخص نیست هواپیما به کدام سمت جغرافیایی رفته است (البته حالا می‌دانیم که به یاسوج رفته است). با این حال، ارتفاع آن در فواصل زمانی هر 2 تا 4 ثانیه ثبت شده است. هواپیمای تهران یاسوج تا 9:22 در ارتفاع 21هزارپایی قرار داشته است، سپس ارتفاعش طی سه دقیقه کاهش یافته و در ساعت 9:25 آخرین ارتفاعش ثبت شده است: 16975 پا (5173 متر). گزارش به پایان رسیده است. حال می‌دانیم که خلبان، هواپیما را از آخرین موقعیت مکانی ثبت شده در شمال غرب کاشان، طی 42 دقیقه به نزدیکی فرودگاه یاسوج رسانده و از آن پس شروع به کم کردن ارتفاع کرده است. در ساعت 9:25 هواپیما در ارتفاع 5173 متری بوده است که گزارش پایان یافته است، اما این لحظه‌ی برخورد به قله‌ی 4100 متری نیست. آذری جهرمی وزیر مخابرات، دو تماس تلفنی را تایید کرده است: “تماس اول در ساعت 8:56 دقیقه در شمال پلیس راه نجف‌آباد به‌مدت 31 ثانیه و مکالمه دوم در ساعت 9:28 دقیقه که در منطقه روستای کهنگان بوده است”. الان می‌دانیم که هواپیما به نقطه‌ای از کوهستان مشرف به همین روستا برخورد کرده است که 3000 متر با آنتن موبایل روستا فاصله دارد، اما نمی‌دانیم دقیقا در چه لحظه‌ای هواپیما به کوه برخورد کرده است. تماس دوم را 72 ثانیه اعلام کرده‌اند. بنابراین هواپیما تا حدود 9:30 دقیقه هنوز در آسمان روستای کهنگان بوده است. از این لحظه به بعد مبهم است و سوالاتی در ذهن پدید می‌آید:

 

الف-سازمان هواپیمایی، لحظه سقوط را 9:34 دقیقه اعلام کرده است. اگر 9:34 را بپذیریم به آن معناست که هواپیما حدود 9:30 (پایان تماس تلفتی دوم) از فضای روستای کهنگان عبور کرده و دوباره به آنجا بازگشته و 4 دقیقه بعد به کوه مشرف به روستا برخورد کرده است. زیرا دشوار است بپذیریم هواپیمایی با سرعت 230 کیلومتر، 6 دقیقه طول کشیده تا فضای ارتباطی با آنتن روستا را طی کرده باشد. از این رو یا هواپیما دور زده و به آنجا بازگشته است، یا حدود ساعت 9:30 (بعد از پایان تماس دوم) به کوه برخورد کرده است. اطلاعات فایل، نشان نمیدهد که هواپیما دور زده باشد. اگر به ادعای سقوط در ساعت 9:34 اعتماد نکنیم، میتوان شک کرد که تماس بعد از سقوط هواپیما و برای درخواست کمک صورت گرفته است. باید پرسید که موضوع مکالمه چه بوده است؟ آیا برای اعلام سقوط بوده است؟ یا اعلام رسیدم به نزدیکی یاسوج؟

 

ب-مسیری که هواپیمای ATR-72-72 از تهران تا یاسوج طی کرده است، با مسیر ایرباس شرکت معراج تا یاسوج یکسان است و هر دو هواپیما همزمان در 8:40 صبح در غرب کاشان بوده‌اند و مشخصات آنها ثبت شده است. ثبت مکانی هواپیمای ATR-72 شرکت آسمان از آنجا به بعد، قطع شده است، ولی جابجایی مکانی هواپیمای ایرباس شرکت معراج، تا یاسوج و درست تا بالای کوهستان دنا ثبت شده است؛ با این تفاوت که سرعت و ارتفاع ایرباس بیشتر از ATR-72 بوده است. ایرباس با پرواز در ارتفاع 30هزارپایی، در ساعت 9:05صبح با سرعت 430 کیلومتر، از غرب همانجایی عبور کرده است که هواپیمای مسافربری تهران یاسوج حدود 25 دقیقه بعد به آنجا رسیده و به کوه برخورد کرده است. اطلاعات نشان می‌دهند که سرعت هواپیمای تهران یاسوج در کل مسیر پروازی، بین 200 تا 270 کیلومتر در ساعت بوده است و پرواز تهران به یاسوج حدود «یک و نیم ساعت» طول می‌کشیده است.

 

ج-سوال اینجاست که چرا ابزارهای ناوبری هواپیمای ATR-72 شرکت آسمان، موقعیت مکانی آن را از کاشان به بعد ثبت نکرده‌اند؟ این اتفاق قطعا به دلیل ابزارهای زمینی نبوده است زیرا اگر چنین بود، اطلاعات مکانی پرواز ایرباس شرکت معراج نیز نباید ثبت می‌شد.

 

د- در نظر بگیرید که در خبرهای روز اول، گفته شد که «هواپیما بعد از 50 دقیقه پرواز از رادار محو شده است». همچنین درنظر بگیرید که برخی احتمال می‌دادند هواپیما «در بیابان‌های کاشان فرود اضطراری کرده باشد» و امیدوارانه، خاطره فرود اضطراری هواپیمای دیگری در بیابانهای کاشان را یادآوری می‌کردند. نتیجه‌ قطعی بحث بالا این است که هواپیما از کاشان به بعد ارتباط رادیویی با زمین نداشته است و خلبان به صورت بصری و تجربی و با نگاه به زمین، هواپیما را هدایت کرده و به نزدیکی یاسوج رسانده است! سوال اینجاست که چرا در کاشان فرود نیامده است؟! آیا لازم نبوده که هواپیما در نزدیکترین فرودگاه به زمین بنشیند تا تعمیرات صورت گیرد؟ آیا خلبان موظف نبوده است در کاشان، اصفهان، قم یا حتی بیابان‌های کاشان فرود بیاید؟ چگونه می‌توان مطمئن بود این رویه عادی شرکت هواپیمایی نبوده است؟ اگر این اتفاقی غیر منتظره بوده است، دو خلبان هواپیما، حتماً در نزدیکترین فرودگاه به زمین می‌نشستند.

 

هـ- دو روز بعد از حادثه، مسئولان شرکت هواپیمایی گفتند که هواپیما نقص فنی نداشته است. آیا قطع ارتباط هواپیما با زمین، در شرکت هواپیمایی آسمان نقص فنی به شمار نمی‌رود؟ اگر بگویند برای اولین بار این نقص پیش آمده، نمی‌پذیریم؛ زیرا خلبانان، هواپیما را فرود نیاورده‌اند و مسیر را تا یاسوج ادامه داده‌اند؛ گویا که هیچ فرودگاهی در مسیرشان نبوده است!

 

و- حالا می‌توانیم از خود سوال کنیم که آیا پرواز بدون ارتباط زمینی از کاشان تا یاسوج «تعریف شده» بوده است؟ آیا رویه معمول است که ناوبری هواپیما متکی بر خلبان و تصمیمات لحظه‌ای او باشد؟ آیا هدایت هواپیما به صورت بصری انجام میشود و جزء مقررات است؟ مقررات سازمان‌های هپیمایی به هنگام قطع ارتباط با زمین چگونه است؟ هواپیما 50 دقیقه بعد از پرواز ارتباطش با زمین قطع شد و از رادار محو گردید، حدود ساعت 9 صبح، چرا خبرش ظهر اعلام شد؟ آیا واقعا هواپیما به فرودگاه یاسوج رسید و اعلام کرد که شرایط فرود آماده نیست و برگشت، و بعدا به کوه خورد؟ یا قبل از رسیدن به یاسوج و بدون هیچ پیام اضطراری به کوه خورد؟ 4 دقیقه اختلاف ساعت سقوط را چطور حل کنیم؟ آیا انتظار می‌رفت خلبان برگردد و در یک فرودگاه دیگر بنشیند؟ و ظهر مطمئن شدند که دیگر نمی‌تواند در هوا باشد پس سقوط کرده است؟

 

4- در سایت‌هایی که پروازهای جهان را نشان می‌دهند اگر پرواز هواپیماهای داخلی ایران را نگاه کنیم، می‌بینیم که پروازهای بسیاری مکرراً در نیمه پرواز از رادار محو می‌شوند. نکند سیستم ناوبری همه آنها اشکال فنی داشته باشد؟ چرا خلبانان به محض قطع ارتباط راداری فرود نیامدند؟ چرا تا یاسوج رفتند؟ آیا به تبعات اداری و توبیخ فکر نکردند؟ نکند همه آن پروازهایی که از رادار محو می‌شوند شبیه پرواز تهران یاسوج باشند؟ نکند خود من هم وقتی به کیش و اهواز می‌روم یهو از رادار محو می‌شوم و خلبان با اتکا به حافظه‌اش به مقصد می‌رسد؟

 

پرواز تهران یاسوج با 60 مسافر ، «به صورت چراغ خاموش و بدون ارتباط زمینی، از کاشان تا یاسوج» و برخوردش با سرعت 230 کیلومتر به کوه، را نمی‌شود فراموش کرد. باید دریابیم که حقیقت پرواز تهران یاسوج چه بوده است و از تکرارش جلوگیری کنیم. آیا پروازهای دیگر هم نقص فنی دارند؟ یا با خاموش کردن سیستم ارتباطی، در مصرف انرژی صرفه جویی میکنند؟ آیا همه جای دنیا چنین است؟ آیا پروازهای کوتاه‌بردی که در روشنایی روز انجام می‌شود و جان خود را به آنها می‌سپاریم، به اتکای نیروی جهت‌یابی و بصری خلبانان انجام می‌شود؟ آیا خلبانان به این سوالات پاسخ می‌دهند؟

 

ساعت
8:07 پرواز هواپیمای ATR-72 از مهرآباد به طرف یاسوج
8:18 پرواز ایرباس به طرف یاسوج
8:40 رسیدن هر دو هواپیما به کاشان – محو شدن ATR از رادار
8:56 رسیدن هواپیمای ATR به آسمان نجف آباد – ثبت تماس تلفنی اول
9:05 رسیدن ایرباس به یاسوج و محو شدن از رادار
9:28 قرار داشتن هواپیمای ATR در فضای مستقیم روستای کهنگان/ ثبت تماس تلفنی دوم / (سقوط رخ داده یا تا چند دقیقه دیگر رخ خواهد داد) سرعت برخورد حداکثر 200 کیلومتر در ساعت است/ مکالمه با مسافران هواپیما
9:30 – 9:34 (برخورد به کوه طبق اظهارات دولتی). احتمال زنده بودن برخی مسافران

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)