دکتر جکی هیوت یک متخصص غدد درون‌ریز کودکان و محقق درزمینهٔ سلامتی کودکان است. نوشتار زیر بخشی از مقاله‌ی وی در رابطه با موضوع کودکان دارای والدین هم‌جنس است. (https://goo.gl/y7TXWp )
اغلب در مباحث مربوط به حقوق همجنس‌گرایان بخصوص برابری ازدواج، موضوع حقوق کودکان نیز مطرح می‌شود. بعضی معتقدند نباید به همجنس‌گرایان اجازه ازدواج یا بچه‌دار شدن داد زیرا به باور آن‌ها جزو حقوق بنیادین یک کودک است که از یک پدر و مادر برخوردار باشد. گروه دیگری نظر می‌دهند که والد هم‌جنس داشتن منجر به رشد کودکانی می‌شود که یا نتایج ضعیفی در زندگی کسب می‌کنند و یا مورد آزار و سوءاستفاده قرار می‌گیرند.
بی‌شک این از واجبات هر جامعه‌ی خوب است که نگران رفاه کودکان خود باشد و اطمینان حاصل کند که هر آسیب احتمالی وارده به کودکان موردتحقیق و بررسی قرار بگیرد و قطعاً این وظیفه‌ی ما به‌عنوان شهروندان جامعه است که اطلاعات مربوط به تحقیق‌های مربوط را درک کنیم و اجازه ندهیم تعصب و عقاید شخصی ما مانع از دیدن حقیقت شود.
در بررسی‌های صورت گرفته از بخش بزرگی از تحقیقات انجام‌شده در این زمینه، متخصصان اطفال و متخصصان دیگر، بارها و بارها به نتیجه‌گیری مشابهی رسیده‌اند:
کودکانی که توسط والدین هم‌جنس‌گرا بزرگ می‌شوند، هیچ تفاوتی با کودکانی که توسط والدین دگرجنس‌گرا بزرگ می‌شوند ندارند.
از 79 تحقیق مطالعاتی در این زمینه، 95٪ تحقیق‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که فرقی میان والدین هم‌جنس و غیرهم‌جنس وجود ندارد. بااین‌حال، توجه زیادی به آن 5% نتایج تحقیق‌های بیرونی شده است، که نشان می‌دهند خانواده‌های هم‌جنس نتایج ضعیف‌تری دارند.
بسیار مهم است که به این 5% نگاه دقیق‌تری بیندازیم.
درحالی‌که در حوزه آکادمیک هرکسی باید بتواند داده‌ها را تجزیه‌وتحلیل و منتشر کند، به‌طور غیرمعمولی، مقالات اخیری که به نتایج آن 5% تحقیق بیرونی اشاره می‌کنند، توسط نویسندگان غیرمتخصص رهبری شده‌اند. ازجمله یک اقتصاددان، یک جامعه‌شناس با توجه خاص به مسائل دینی و یک فرد دانشگاهی که تخصصش در حوزه دین و مذهب است. هرکسی به‌راحتی می‌تواند خطر وجود تعصب در تفسیر داده‌ها را ببیند و تجزیه‌وتحلیل دقیق می‌تواند معایب روش‌شناختی را در این مطالعات پیدا کند.
ما می‌دانیم که کودکانی که تجربه‌ی طلاق والدین را دارند و یا با یک والد زندگی می‌کنند به‌اندازه‌ی کودکانی که در خانواده‌های دارای ثبات با والدینی ازدواج قانونی کرده‌اند‌، زندگی می‌کنند عملکرد مناسبی ندارند. در این 5% مطالعات بیرونی موردبحث، محققان وضعیت عملکرد کودکان از خانواده‌های هم‌جنس در آستانه‌ی جدایی والدین را با کودکان دارای والدین دگرجنس‌گرای متأهل، مقایسه کرده‌اند.
به‌این‌ترتیب، برخلاف مطالعات مشابه در این حوزه، آن‌ها به نادرست موضوع متأهل/مطلقه را با والدین هم‌جنس داشتن یکی کرده‌اند و اصلاً این مسئله رعایت نشده که کودکان دارای والدین هم‌جنس که زندگی متأهلی باثباتی را دارند را موردمطالعه قرار دهند. در عوض کودکانی از خانواده‌های هم‌جنسِ دچار بحران را با کودکان از خانواده‌های باثبات مقایسه کرده‌اند!
در حقیقت، همان‌گونه که می‌دانیم والدین ازدواج کرده و باثبات، با نتایج خوبی از رفاه فرزندان همراه هستند و این به نفع فرزندان خانواده‌های هم‌جنس است که والدینشان ازدواج قانونی کرده باشند (وضعیت تأهل با ثبات قانونی داشته باشند) و ما قبلاً نتایج مثبت را در مورد کودکان در کشورهایی که ازدواج همجنس‌گرایان قانونی هستند را مشاهده کرده‌ایم.
مورد دیگری که در این تحقیقات بیرونی می‌توان مشاهده کرد، طبقه‌بندی نادرست سؤالات پرسیده شده از کودکان است. به‌طوری‌که محقق سؤالاتی که به‌وضوح سوءاستفاده از کودک را توصیف نمی‌کنند، را به‌عنوان سوءاستفاده از کودک طبقه‌بندی کرده است.
این ادعای دروغین منجر شد که در شاخص‌های سوءاستفاده بین کودکان با والدین هم‌جنس و کودکان با والد غیرهم‌جنس تفاوت وجود داشته باشد.
تعصب و محوری‌نگری افرادی که سعی در ساختن داده‌های آماری دارند، می‌تواند به‌سادگی به نتایجی غلط و نتیجه‌گیری‌های اشتباه از آن بینجامد و نهایتاً باعث انحراف اذهان عمومی و سوگیری مردم بر ضد یک موضوع شوند. اما خود مردم نیز باید این درک را بیابند که متوجه چنین سوگیری‌هایی از سمت تندروها و متعصبین شده و هر آماری را به‌سادگی نپذیرند.
راههای ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)