روز دوشنبه 30 بهمن 1391 در کارگروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی، مباحث «جغرافیای جنسیت» و «حمل و نقل زنان در تهران»، توسط دکتر مسرت امیرابراهیمی و دکتر مینا سعیدی بررسی شد.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، دکتر امیرابراهیمی با توضیح مؤلفه های تأثیرگذار بر جغرافیای جنسیت گفت: امروزه در دنیای غرب و نظام سرمایه داری، روابط بین جنسیت ها بسیار تغییر کرده است؛ درحالی که تا دو دهه گذشته امکان دست یابی به موقعیت های بالای سیاسی و اجتماعی برای زنان ممکن نبود.

وی با اشاره به نظریه جامعه شناسان غربی از جمله دارین مسیح ادامه داد: اکنون در اکثر نقاط اروپایی نگرش مردانه و جنسیتی وجود دارد که می تواند امنیت حضور زنان را در فضاهای مختلف محدود کند. درجه ای از آزادی که اجازه سفر زنان در موقعیت های مختلف و راه رفتن در خیابان مخصوصاً در شب یا حضور در اماکن مختلف را به زن می دهد، نه سرمایه و نه ایدئولوژی مشخص می کند؛ بلکه آنچه مقابل تحرک زن در فضای عمومی می ایستد، فرهنگ غالب و مردانی هستند که به هزار شیوه از خشونت جسمی و جنسی تا ایجاد حس زیادی بودن در یک مکان برای زنان، ایجاد و تحرک آنان را محدود و کنترل می کنند.

نوع روابط خانگی زن و مرد بر نوع روابط کاری آنها مؤثر است
امیرابراهیمی محدود کردن زن در خانه را محدودیت هویتی و فضایی عنوان کرد و گفت: تحرک زنان در حوزه فضایی و حوزه هویتی بسیار به یکدیگر وابسته است. این محدودیت خود را در تقسیم بندی معروف دوگانه ای که در غرب هست، یعنی فضای عمومی و خصوصی، مشخص می کند و جغرافیای جنسیت مشخصاً این نگرش را مورد چالش قرار می دهد.

وی با مثالی از ورود زنان در اوایل قرن بیستم به بازار کار معدن چیان در ناحیه ولز و اسکاتلند، به تأثیر روابط جنسیتی و جغرافیایی بر درک متفاوت از سازماندهی اقتصادی و سیاسی در منطقه اشاره کرد و گفت: این پژوهش نشان داد که نوع روابط خانگی زن و مرد بر نوع روابط کاری آنها مؤثر است و زنان به علت فقدان تجربه کاری در فضای عمومی، نمی توانستند از حق و حقوق خود در فضای سندیکای کارگری دفاع کنند. فرهنگ جنسیتی محلی به علت کار سنگین مردها در معدن، باعث عدم حضور زنان در بازار کار و تمرکز آنان بر خانه داری بود و این مسئله به شکل گیری نوع خاصی از مردانگی و زنانگی منجر شده بود که بیشتر از هر منطقه دیگری مبتنی بر مردانگی و زنانگی سنتی بود.

مثال دیگر در شهر آکسفورد توسط دارین مسیح ارائه شده که نشان می دهد بین فرهیختگان نیز نوعی مردانگی و زنانگی به وجود آمده که در روابط بین جنسیت و فضا تأثیرگذار است.

بدن مهم ترین و خصوصی ترین مکان است که با مرزها و حریم های غیرقابل نفوذ از دیگر بدن ها و مکان ها متمایز می شود
این پژوهشگر اجتماعی با اشاره به کتاب لیندا مک داول حضور زن در سه حوزه خصوصی، نیمه عمومی و عمومی را مورد بررسی قرار داد. در حوزه خصوصی؛ بدن و خانه، در حوزه نیمه عمومی؛ کار و در حوزه عمومی؛ خیابان و شهر، مورد بررسی قرار گرفت.
وی گفت: بدن مهم ترین و خصوصی ترین مکان است که با مرزها و حریم های غیرقابل نفوذ از دیگر بدن ها و مکان ها متمایز می شود و اشغال فضا توسط بدن متفاوت است؛ آنگونه که بدن در سالن ورزش فضا را اشغال می کند، متفاوت با اشتغال فضا توسط بدن در دانشگاه است.

امیرابراهیمی ادامه داد: در فضای کشورهایی که مذهب در آنها پررنگ است، فضا با کدهای اخلاقی، ظاهری یا رفتاری کدگذاری می شود و بر حسب این کدگذاری ها، حرکت در یک فضا قابل قبول یا غیرقابل است. امروزه، بدن به عنوان یکی از مهم ترین نمایشگرها و یکی از کلیدی ترین موضوعات برای درک روابط بین جنسیت ها، در مقیاس ها و فرهنگ های مختلف است. در نظام مردسالار و سنتی، بدن زنان یکی از ابزار کنترل است؛ درحالی که بدن مردها از کنترل خارج است. تکنیک های بدن سازی، رژیم های غذایی و جراحی های پلاستیکی نشان دهنده اهمیت بدن در فرهنگ امروز ماست که در معرض الگوهای مختلف قرار دارد و ایجاد سردرگمی برای جامعه می کند.

وی افزود: مکان دوم خانه است که بعد از بدن، مهم ترین فضای خصوصی است. «خانه» و «بدن» به یکدیگر وابسته هستند و خاطرات فرد در آن حفظ می شود. باشلار، فیلسوف فرانسوی می گوید: خانه مانند ادامه فرد است و پوست دوم اوست و همان قدر که قدرت پنهان کنندگی دارد، همان قدر آشکارکننده است. فضاهای زنانه و مردانه که خاص معماری سنتی ایرانی است، در معماری غربی وجود ندارد و اکنون با کوچک شدن آپارتمان کمتر شده است.

رابطه رئیس و منشی، ناشی از رابطه قدرت در جنسیت است
وی برای تبیین تأثیر تغییر روابط جنسیتی بر خانه به آشپزخانه اُپن اشاره کرد و گفت: تغییر روابط خانوادگی در آمریکا و اختراع هواکش، باعث شد تا بسیاری از آپارتمان ها دارای آشپزخانه اُپن باشند و این بر بسیاری از روابط جنسیتی هم تأثیر گذاشت و گسترش این نوع آشپزخانه در ایران با ذهنیت اندرونی و بیرونی گذشته مخالف است و این مسئله حکایت از پیچیدگی روابط جنسیتی در ایران دارد.

فضای بعدی که توسط امیرابراهیمی مورد بررسی قرار گرفت، کار بود. وی در این زمینه گفت: تا چند دهه پیش، اشتغال زنان جذابیتی برای جامعه شناسان و جغرافی دانان نداشته است. در کتاب فضای جنسیتی جغرافی دان و شهرساز معروف آمریکایی گفته شده است؛ در قرن نوزدهم اکثر کارهای زنان، خانه داری و تدریس به کودکان بوده است و اولین کاری که پای زنان را به فضای کار باز کرد، کارگری در کارخانه ها و کارمندی در ادارات بود که تا سال ها با تفکیک جنسیتی همراه بوده است.
وی با اشاره به فضاهای جنسیتی محیط کار ادامه داد: رابطه رئیس و منشی گری، ناشی از رابطه قدرت در جنسیت است. در برخی موارد، منشی همسر و یا خواهر رئیس است و در برخی موارد، به منشی به عنوان زنی بسیار اغواگر نگاه می شود.

امیرابراهیمی آسیب تفکیک جنسیتی در فضای کاری را این دانست که زنان در معرض آگاهی و پیشرفت کمتری قرار می گیرند.

در فضاهای شهری مردها به مراتب بیشتر در معرض خشونت اند
مکان آخری که در صحبت های وی به آن پرداخته شد، شهر بود. وی به مبحث امنیت و شهروندی اشاره کرد و گفت‌: امنیت در شهر، مسئله مهمی است که نسبت به جنسیت متفاوت است. زنان و مردان هر دو در معرض خشونت هستند و حتی مردها به مراتب بیشتر در معرض خشونت اند و در بسیاری از برنامه ریزی های شهری مسائلی مانند روشنایی کافی معابر، قابل رؤیت بودن، افزایش میزان امنیت در فضاهای مختلف را به طور جدی در نظر می گیرند.

امیرابراهیمی خشونت در شهر را منوط به حق شهروندی دانست و افزود: لیندا مک داول به این مسئله اشاره می کند که چگونه حقوق شهروندی زنان، کودکان، سالمندان و قومیت های مختلف در فضاهای مختلف شهروندی تضییع می شود.
وی افراد مطرود از فضاهای شهری را به سه دسته تقسیم کرد و افزود: کسانی که دارای ظاهر غیرمعمول هستند، کسانی که حقوق دیگران را ضایع می کنند و افرادی که محتاج حمایت هستند، در بسیاری از فرهنگ ها مطرودند. زنان به عنوان موجوداتی که نیازمند حمایت هستند، وارد شهر می شوند یا حذف می شوند و یا دارای حقوق برابر با مردان نیستند.

وی به عنوان نتیجه گیری از بحث تأکید کرد: امروزه در فضاهای شهری، رابطه بین جنسیت و فضا پیچیده تر از گذشته شده است و نمی توان به آسانی از فضاهای مردانه و زنانه مانند قدیم و حوزه خصوصی و عمومی صحبت کرد.

جداسازی زنان و مردان مختص به ایران نیست/ جابه جایی فضایی، جابه جایی اجتماعی ایجاد می کند
سپس دکتر مینا سعیدی فوق لیسانس معماری و شهرسازی و دکترای جغرافیای شهری از پاریس درباره حمل و نقل زنان در تهران سخن گفت:  تا 20 سال گذشته آمار تردد، جنسیتی نبود ولی پس از آن مشاهده شد که روزانه 11.5 میلیون سفر درون شهری برای زنان در مقابل 16 میلیون سفر برای مردان وجود دارد و این سفرها صرفاً مربوط به جابه جایی برای دسترسی به محل کار نیست.

سعیدی خروج زنان از حیطه خصوصی یعنی خانه و تأثیر حضور زنان در فضای عمومی بر جغرافیای سیمای شهر تهران را قابل توجه دانست.
وی با اشاره به پژوهش میدانی و آماری خود افزود: در این پژوهش 5 گروه مشاهده شدند که 2 گروه در کلیشه و الگوهای کلاسیک در جنوب و شمال شهر قرار داشتند. یک گروه کمترین تردد و دیگری بیشترین تردد را داشت.

سعیدی به سه گروه دیگر اشاره کرد و گفت: سه گروه دیگر را نمی شود در مکان خاصی شناسایی کرد و بسیار پراکنده هستند و در تحولات جامعه شهری، تأثیرات بسیاری می گذارند و اختلاف طبقاتی شهر را کم رنگ می کنند؛ چراکه اختلاف طبقاتی در روز در سطح شهر پخش می شود و ضرورت تردد برای تحصیل، اشتغال و اوقات فراغت باعث جابه جایی زنان از مناطق محروم شهری به مناطق مرفه شهری می شود و جابه جایی فضایی، جابه جایی اجتماعی ایجاد می کند.

نکته دیگری که سعیدی به آن اشاره کرد، جداسازی زن و مرد در فضا بود. وی افزود: این جداسازی مختص به ایران نیست و در مناطقی مانند ژاپن، مکزیکوسیتی و قاهره نیز رؤیت می شود که به علت محفوظ ماندن زنان از آزارهای جنسی صورت می گیرد.
این شهرساز در پایان به پارک های زنانه اشاره کرد و آنها را با وجود فایده و امکان آزادی تحرک برای زنان، فضاهایی دارای دیوار دانست که شهر را به جزیره هایی تقسیم می کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)