بارها از کارگران میشنوم تاکی باید با اعتصاب حقمان را بگیریم؟
“خسته شدیم از اعتصاب”
من به عنوان یک انسان حق دارم با کارم رفاه و آسایش برای خود و خانواده ام تامین کنم
اما در این سیستم اقتصادی من کارگر انسان نیستم
برده مدرن هستم
برده ایی که فقط آزاد شده ام که کارفرمایم را خودم انتخاب کنم
این آزادی را هم با جبر گرسنگی و معیشت به گرو گرفته توسط کارفرماها ،ظاهری بهم داده اند
به همین خاطر در انتخاب کارفرمایم نیز اختیاری ندارم
هر کس مرا به کار گیرد برایش کار میکنم
پس در این سیستم لفظ آزادی و اختیار حرف پوچ و چرتی است
برسیم به حق اعتصاب ، کاری که تا عمر دارم و اسمم کارگر است جزء جدا نشدنی از زندگی ام خواهد بود
اعتصاب تنها ابزار قدرت ما کارگران است وگرنه سگ هار سرمایه هیچ مانعی برای ایستادن از چپاول نمیشناسد
اگر فکر کنیم کارفرما انسان است و شعور دارد و میفهمد که ما کارگران هم انسانیم و با این همه کار و زحمت حق حیات داریم اشتباه کرده ایم
چرا که کارفرما هم در این سیستم سرمایه انسان نیست و باید محافظ سرمایه اش باشد و دایم تلاش کند سرمایه اش را با سود بیشتر، زیاد کند
اعتصاب تنها قدرت ما در مقابل قدرت کارفرمایان است آنان پول و پست و پلیس و دولت و قدرت دارند و ما کارگران در مقابل آنان تنها اعتصاب را داریم
قدرت اعتصاب ما میزان سهم ما از ثروت تولید شده را نشان خواهد داد
این ثروت دایم در حال تولید است و آنان سهممان را از زندگی به زبان خوش نخواهند داد چرا که سودشان بخطر میافتد
تنها زبان کارگر اعتصابش است هر چه قدرتمندتر و همبسته تر ،سهم اممان بیشتربرای زندگی
این تنها فرمولی است که کارگر برای زندگی در این سیستم میشناسد
و کارفرما هم از پول و پلیس و دولت و قدرتش استفاده میکند تا مقابل این قدرت کارگران (اعتصاب)همیشه بیاستد

اما اتحاد و همبستگی کارگران تنها سلاحی است که هیچ قدرتی را یارای مقابله با آن نیست

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)