دختران حجاب!
(برگی ازتاریخ انقلاب۵۷)
سوء مدیریت درواکنش به کُنش های فرهنگی،درکشوری که تنوع درآن بسیار هست و بواسطه سطح دریافت،تفاوت ها طبیعی ست،بعلاوه ی ناتوانی مدیریت درزیرساخت جامعه،یعنی عدالت اقتصادی وقضایی (که فعلابسیارسست و بی پایه وبی ریشه است)،دلیل سیر قهقرایی انقلاب ۵۷است.
حجاب درکشوری که یکباررضاخان نتوانست زنان رابزور بی حجاب کند، بالطبع نمی شودبازورهم زنان را باحجاب کرد.
هاشمی رفسنجانی دریکی ازخطبه های نمازجمعه،درسال۱۳۶۵درموردبرخوردبابی حجابی،آنهاراتهدیدبه کاردراردوگاه های اجباری می کندومی گوید:
«فکر شده که در هر منطقه‌ای یک اردوگاه برای این‌ها درست کنندودرآن اردوگاه وسایل کار بگذارند،معلمین اخلاق نیزدر آنجابگذارند.یعنی همین جوری نیست که ازخیابان بگیرندوبه آنجا ببرند.کسانی که اینجوری می‌کنندتحویل دادگاه‌های فوری می‌دهند ودادگاه‌هااین‌هارامحاکمه می‌کنند،اگر دیدندمداومت بوده،این‌هارابه اردوگاه تحویل می‌دهند.تعیین هم می‌کنند۳ماه،۲ماه،۵ماه،یک سال،۲هفته آنجابمانند،درس بخوانندوکارهم بکنند. خرجشان راهم بایدخودشان درآنجا بدهند،چون این‌ها نوعاازقشرمرفه هستند؛یاآنجاکاربکنندو خرج خودشان رابدهندیااینکه درهمانجانخواستند کار بکنند.چون شورای نگهبان که اجباری می‌گویداین‌هابایدکاربکنند،آزادی است- براین اساس آن‌هابروندآنجا بنشینندو خرجشان راهم شوهرانشان باید بدهند، دولت خرجی به این‌ها نخواهد داد».
(هاشمی رفسنجانی،نمازجمعه روز ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۶۵،دانشگاه تهران)
این سوء مدیریت بدلیل نبوداستیضاح و پاسخگویی،وانحصار(هم دررسانه وهم در مدیریت اداره کشوروتکرارمکررآدم های تکراری درهردو)بتدریج نتیجه اش نفوذ تفکرومدیریت افرادی مثل همان کسانی که ماآنرادرفیلم بازجویی ازهمسرسعید امامی دیده ایم،شد.
آنهادرحال حاضردرهمه جاهستندودست بالاراهم دارند.
ازیک طرف تظاهربه تعبد وتخلق به اخلاق،اسلام فقاهتی،ومقدسات و شرعیات می کنندوازسوی دیگراعمال شنیعی(بواسطه قدرت وعدم پاسخگویی)انجام می دهند.
دست پنهان وخبیث آنهاهم رونمی شود مگرآنکه دراین مسیرتیرغیبی بیایدو اتفاقاتی بیفتدکه بوی گندشان بشدت منتشرتاهرآدم عادی هم بفهمد.مثل آن شنودی که درخانه فروهربود،که همان رسواکننده ی قتل های زنجیره ای که توسط وزارت اطلاعات انجام گرفت،شد.
بدون آنکه بخواهم اینجابازگویی کنم،فقط داستان آن فرمانده ی سرتیپ پاسدارنیروی انتظامی،آن روحانی مسئول ستاد امربه معروف ونهی منکر دراهوازکه نامش راازمهردادبه سلمان تغییردادوآن خانه یاس درتهران وآن باند ۱۵نفره درزندان اوین وقس علیهذا…را یادآوری می کنم.
درعقیده ودراندیشه درموردحجاب همه چیزمعلوم است.ولی وقتی پای سیاست وسیاسی کاری وکارکثیف وپول کثیف وتجارت سکس پیش بیایدآنوقت لازم است برای صادرات آن،فرد یاافرادی به آن طرف آب هم بروندودرنقش اپوزیسیون (صادراتی) علاوه براینکه هم ازتوبره بخوردوهم ازآخور،یعنی هم نقش فعال برای حقوق زنان(بواسطه رسانه ای که در اختیارشان گذاشته شده است)رابازی کندوهم واسطه این تجارت باشد…
بسیاری از رویدادها وحوادث،ریشه در خارج نداردوازهمین داخل است وناشی از همان مدیریت است؛درخارج فقط برخی کارشان این است که دیگ رابهم بزنند…!
خمینی درپاریس به خبرنگاری که ازوی در این حجاب پرسش کردگفت:
“بایدبعداجبران کنیم”.
خمینی درمصاحبه باخانم نوشابه امیری خبرنگاراعزامی به پاریس می گوید:
“دراینجاخانم نوشابه امیری خبرنگار کیهان سوال کرد:
چون مرابه عنوان یک زن پذیرفته اید، این نشان دهنده این است که نهضت ما یک نهضت مترقی است.اگرچه دیگران سعی کردندنشان دهندکه عقب مانده است.فکر می کنید به نظرشماآیازنان ما باید حتماحجاب داشته باشند.مثلاچیزی روی سر داشته باشندیانه؟
حضرت آیت الله خمینی پاسخ فرمودند:
«اینکه من شماراپذیرفته ام،من شمارا نپذیرفته ام!شماآمده ایداینجاومن نمی دانستم که شمامی خواهید بیائید اینجا. واین هم دلیل براین نیست که اسلام مترقی است که به مجرد اینکه شما آمدید اینجااسلام مترقی است!مترقی هم به این معنی نیست که بعضی زن هایا مردهای ماخیال کرده اند!مترقی کمالات انسانی ونفسانی است وبااثربودن افراددر ملت ومملکت است؛نه اینکه سینما بروندو دانس بروند.و اینها ترقیاتی است که برای شمادرست کرده اند.وبایدبعداجبران کنیم. شماهاآزادیددر کارهای صحیح.دردانشگاه برویدوهرکاری راکه صحیح است بکنیدو همه ملت دراین زمینه هاآزادند.اما اگر بخواهندکاربرخلاف عفت بکنندویامضربه حال ملت وخلاف ملیت بکنند،جلوگیری می شودواین دلیل برمترقی بودن است».(۳بهمن ماه۱۳۵۷روزنامه اطلاعات)
هم ایشان دربهشت زهراگفت:
“علاوه براینکه آب وبرق شمارامجانی می کنیم وبه این هم دلخوش نباشید، معنویت شمارابالابرده وشمارابه مقام انسانیت می رسانیم”.
روحانیت وقتی بواسطه دین توانست سواربرمدیریت انقلاب شود،چیزی از حکومتداری نمی دانست،وبه مروروبنابه علل متفاوت وازجمله تکنولوژی(مثل ماهواره،اینترنت)بجای برخوردایجابی و جذبی شروع به برخوردسلبی ودفعی کرد. چه کسانی بالاآمدندهمان افرادفوق الذکر…
چاره ی کار هم آزادی ست.
آزادی تنهاراه رسیدن به عدالت وتوازن است.
محمد شوری
(نویسنده و روزنامه نگار بیکار)
دوازدهم بهمن یکهزاروسیصدونودوشش

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)