چندین سال است که افغانستان به کشتارگاه انسان های بیگناه تبدیل شده و روزی نیست که چند نفر در اثر بمب گذاری تکه و پاره نشوند. به اخبار که نگاه میکنید، نه تنها کسی در صدد چاره اندیشی نیست، گویی هنوز هم برنامه ریزی برای ریختن خون مردم بیگناه این کشور، ادامه دارد.

مبارزه با که؟
ایالات متحده آمریکا بیش از ده هزار سرباز در آنجا دارد و گفته می شود قرار است این تعداد به پانزده هزار نفر برسد. این سربازان برای چه در آنجا مستقر شده اند؟ مگر نه اینکه در پایان سال 2014 بیشتر نیروهای آمریکایی از افغانستان بیرون رفتند و صحبت از این بود که همگی این کشور را ترک کنند؟ مقصود از این بازگشت چیست؟
ادعا می شود افزایش حضور ارتش، نه به قصد اجرای عملیات نظامی، بلکه با هدف آموزش به نیروهای هوادار آمریکا انجام می گردد. آموزش به کدام نیروها؟ مگر سربازان آمریکایی برای سرنگونی طالبان به آنجا نیامده بودند؟ چگونه است که به رغم این ادعا و بعد از پانزده سال، ناظران صحبت از کنترل 70% از شرق و جنوب کشور توسط طالبان می کنند و در مقابل، بازرس ویژه ی آمریکا (سازمان بازسازی (!) افغانستان معروف به «سیگار») حتا از افشای این که چه مقدار از خاک افغانستان درکنترل طالبان است خودداری می کند. پس این همه آلات و ادواتتان که دایم در تلویزیون نشان می دهید برای چیست؟ فقط برای این که با ماهواره جشن ختنه سوران پیدا کنید و با پهپاد بزنید؟
ترامپ مدعیست که با خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان به این دلیل مخالف است که نمی خواهد خلاء ایجاد شده به قدرت گرفتن گروه های پیکارجو منجر گردد! آن عمل و این هم حرف.

کدام پیکارجویان؟
خوب، کدام گروه های پیکارجو؟ وقتی که افغانستان، تحت نظارت آمریکا جولانگاه داعش و طالبان شده است، مقصود دقیقاً کیست؟ موقعی که حکمتیار قصاب کابل، از غار خارج می شود و تحریم ها علیه او لغو می شود و به جای فرستاده شدن به دادگاه، در صدر می نشیند و با داعش نرد عشق می بازد، صحبت از کدام گروه پیکارجوست؟ وقتی که تیلرسون وزیر امورخارجه آمریکا برای مذاکره با طالبان پیام می فرستد، کارش در حکم به رسمیت شناختن طالبان نیست؟
در تبلیغات جهانی دایم صحبت از تروریسم و تروریست ها می کنید. وقتی پای عمل است و به آنچه که در جبهه جریان دارد، می نگریم، داستان بر عکس است و بهترین رابطه را با کسانی دارید که همه ی دنیا به جنایاتشان آگاه هستند. مگر تا قبل از یازدهم سپتامبر، همین طالبان در آمریکا نماینده نداشتند؟ مگر همه جا تحویلشان نمی گرفتند؟ دوباره برگشتید اول خط؟

سلاح های اهدایی
اکنون در افغانستان صحبت از سلاح های اهدایی آمریکا به طالبان و جمعیت حقانی است و همزمان ترامپ برای ایز گم کردن، از همه کشورها می خواهد «دست به اقدام قاطعی» علیه طالبان بزنند! چگونه؟ از همان نوع مبارزه ای که مدعی بودید در عراق و سوریه با داعش انجام می دهید؟
اصلاً خود آمریکا چه اقدام قاطعی علیه این آدمکش ها کرده است؟ با کشف سلاح های آمریکایی و اسراییلی در انبارهای داعش در عراق و سوریه، کسی این سخنان ترامپ را جدی تلقی نمی گیرد. خنده دار اینکه آمریکا ضمن پذیرش خبر افتادن این همه سلاح به دست داعش، مسئله را اتفاقی دانسته! گویی جی پی اس کامیونها خوب کار نمی کرده! خوب می گفتید از تلفن همراهشان استفاده کنند.

قدردانی از افغانها
طالبان و حقانی و دیگر گروه های دینی علیه اشغال آمریکا نمی جنگند، بلکه از هموطنان خود به بهانه های واهی مذهبی کشتار می کنند. حال امریکا برای تکمیل این گروه ها که به زعم ترامپ حتماً صلحجو هستند نه پیکارجو، داعش را هم به افغانستان کیش داده است تا جنسش کاملاً جور شود.
انسان حیران می ماند که آیا این بود سزای مردمی که دلیرانه علیه اشغال روسیه جنگیدند؟ چقدر رؤسای جمهوری آمریکا باد به غبغب انداختند که ما با کمک افغان ها روس ها راشکست دادیم. آیا این بود مزد مردم افغان که پنجاه سال با پول عربستان و آمریکا، سرزمینشان با بمب های مختلف شخم زده شود؟
کیست که نداند که گروه های طالبان وحقانی و داعش و امثال آن بدون حمایت آمریکا و پاکستان و عربستان سعودی، لحظه ای قادر به ادامه حیات نیستند و آمریکا با پشتیبانی از یک دولت مرکزی منتخب مردم می تواند امنیت منطقه را تأمین نماید، ولی در عوض ترجیح می دهد مردم بخت برگشته ی افغانستان را گوشت دم توپ بکند تا سیاست بی سر و ته و شکست خورده اش را در منطقه پیش ببرد.

حل بحران ممکن است
حل بحران افغانستان با همکاری ایران و پاکستان امکان پذیر است، ولی آمریکا مایل به شناختن قدرت منطقه ای ایران نیست و استراتژی ترامپ درست برعکس، بر تقویت طالبان متمرکز است که تصور می کند می تواند برای روسیه و ایران هر دو مایه ی خطر باشند.
در ادامه حملات تروریستی، مؤسسات خیریه از صلیب سرخ گرفته تا دیگر امدادگران از افغانستان خارج می شوند و نیروهای بین المللی کم کم آنجا را ترک می کنند و سفارتخانه ها نیز اتباع خود را خارج می نمایند تا افغانستان برای قصابی بزرگی که آمریکا طرح ریزی کرده است، آماده شود.
ظاهراً آمریکا می خواهد با بازگرداندن طالبان به قدرت به مقابله با ایران بپردازد. اگر چنین است که پس از خرد شدن داعش، باید فهمیده باشد که آدمکش های نیابتیش در این کارزار وزنه ای نیستند و دیر یا زود از میدان به در خواهند شد.
شاید هم آمریکا خواستار آنست که پاکستان و ایران و افغانستان با تشدید جنگ های مذهبی به جان هم بیفتند و ویران شوند و به باقی مسائل کاری ندارد.
چنین به نظر می آید که در استراتژی جدید آمریکا، تا آنجا که بتوان چنین هرج و مرج فکری و عملی را استراتژی خواند، رابطه با پاکستان نیز تحت الشعاع سیاست نزدیکی با هند قرار گرفته است. اختلاف های جدید پاکستان با آمریکا نیز ازهمینجا ناشی می شود. گویا برای آمریکا هند بسیار مهمتر شده چون فقط با کمک هند است که می تواند اتحادیه شانگهای را تضعیف کند و قربانی کردن پاکستان در این راه بهای قابل قبولی به نظرش آمده است.
این هم نمونه ی دیگری از عاقبت نزدیکی به آمریکا و قرار گرفتن در ردیف امربرانی که محض حفظ ظاهر، متحد نامیده می شوند. همه قربانی هستند، فقط نوبتشان در صف فرق می کند. ولی نوبت مردم محفوظ است.

2018 Jan 31st Wed – چهارشنبه، 11 بهمن 1396

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)