مردم ما دردودهه اخیر نیز بروشنی شاهد بوده اند که نقش » خاتمی » ، » روحانی » و » نواندیشان دینی» در عمل خدمت به » استبداد خامنه ای » و توجیه خیانت اصولگرایان حاکم به کشور و ملت ایران است .

از دوران نهضت مشروطیت و یا قبل از آن هم در واقعه «تنباکو» ، هر بار که مردم دست به مبارزات ضد استعماری زدند ، روحانیت در هراس از مدرن شدن و حذف خود از صحنه سیاست کشورو از دست دان امکان سود جویی از دین ومذهب ، با دخالت در آن حرکت ، تلاشهای مردم را در چهارچوب منافع تنگ فرقه ای خود محدود کرده و با سازشی با صاحبان قدرت ، از خون و رنج مردم بجان آمده در حرکات اعتراضی برای حوزه و آخوند امکانات اجتماعی و شخصی ساختند .

اصلاح طلبان حکومتی امروزکه امر به سرکوب معترضان دی ماه دادند ، خروجی اجرایی همان نواندیشی و باصطلاح » روشنفکری دینی » هستند ،که پیشینه تاریخی آنان به نقش دوگانه روحانیت در مبارزات و نهضت مشروطیت برمیگردد . در نهضت مشروطیت و جانبازی های مردم ایران نیز در راه بر قراری حکومت قانون ، روحانیت ابتدا به تخطئه آن مبارزات پرداخت و مثلا » سید علی سیستانی » نامی » مشروطه را کفر و خون و مال مشروطه طلب را مباح » اعلام می کند و گذر زمان نشان داد که همراه شدن بعضی آخوندها مانند » » سید عبدالله بهبهانی » ، » آخوند ملاکاظم خراسانی » ، سید عبدالله بهبهانی « با مشروطیت برای محدود کردن اراده مردم و مجلس در چهاچوب منافع روحانیت با نام دفاع از دین و اسلام و مذهب بود . آنان نه برای دفاع از حقوق مردم که برای حفظ خود و منافع خود با حرکتهای مردمی همراه می شدند و این سودجویی تا به امروز هم ادامه دارد .

مردم ما دردودهه اخیر نیز بروشنی شاهد بوده اند که نقش » خاتمی » ، » روحانی » و » نواندیشان دینی» در عمل خدمت به » استبداد خامنه ای » و توجیه خیانت اصولگرایان حاکم به کشور و ملت ایران است .

مگر آخوندهای مشروطه چی برای اثبات مترقی بودن خود تا اعدام آخوند دیگر یعنی » شیخ فضل الله نوری » پیش نرفتند ، مگر همان آخوندهای مشروطه چی برای بدست آوردن رهبری در نهضت مشروطیت استبداد شاهی را عین کفر اعلام نکردند ، اما خروجی عملی همه آن ادعا ها آن شد که در مجلس با » عدلیه » یا وزارت دادگستری که قدرت قضاوت و امور قضایی را از دست آنان می گرفت ، با برابری همه آحاد مردم با هردین و مذهب با این عنوان که مسلمان با غیر مسلمان برابر نیست ، با حق تحصیل عمومی با این عنوان که دختران حق تحصیل ندارند ، مخالفت نموده با اعلام جمهوری توسط رضا شاه مخالفت نموده و نهایتا مشروطه چی شدن آخوندهای دوران نهضت مشروطه بود که دخالت اسلام و دین در سیاست را به شکل نهفته زنده نگه داشته و دیدم که در سال 1357از درون آن » خمینی » و » ولایت فقیه » چونان بختکی بر سر ملت فرود آمد وامروز استبداد » خامنه ای » و سپاه » و سرکوب بسیج » میوه سمی همان اشتباه پدران در دوران مشروطیت درنشان دادن روی خوش به آخوندهای باصطلاح مترقی بود .

» اصلاح طلبان » امروز با بهانه نگرانی از » سوریایی » شدن ایران ، در هنگامه تظاهرات و اعتراضات از حکومت خواهان سرکوب مردم بجان آمده می شوند وبعد که بقول معروف آبها از اسیاب می افتد و خطر رفع می شود برای سوار شدن بر موج اعتراضات بدون دادن هزینه و در عین اثبات نوکری خود در مقابل استبداد و حکومت ظلم خامنه ای ، اعلامیه داه ومزورانه یکصدا از مزروعی و مهاجرانی خارج نشین تا خاتمی وعبدی و جلایی پور خواهان احترام به حق اعتراض مردم می شوند. این جماعت دقیقا همان نقشی را که گذشتگانشان در دوره مشروطیت بازی کردند ادامه می دهند و مامردم اگر این بار هم فریب نواندیش دینی و اصلاح طلب حکومتی و غیر حکومتی را در دفاع از دخالت دین در سیاست بخوریم ، برنده نهایی چنین روندی نه مردم ، نه حتی خود همین اصلاح طلب و نواندیشان دینی رفیق دزد و شریک قافله که استبداد دینی گیرم نه الزاما خمینی یا خامنه ای که به شکل دیگری خواهد بود .» اصلاح طلبان » و » نواندیشان دینی » اگر می خواهند خود در جهنم استبداد دینی به دورخود بچرخند چرا سعی دارند یک ملت را نیز با خود به حرکت در دور باطل وادارکنند .

امروز بهانه «ترس از سوریایی شدن » ایران را دارید ، در دوران نهضت مشروطه به چه بهانه ای عملا جلو حکومت قانون و قانونگذاری فرای احکام شریعت را گرفتید . آنروز هم ممکن بود ایران سوریه شود ؟

» دکترعبدالکریم سروش » و » محسن کدیور » و یا «حسن یوسفی اشکوری » که این دو حتی رخت آخوندی از تن کشیده اند » در دفاع از اعتراضات اخیر مردم حرفهای بسیار مترقی می زنند ، اما باید در نطرگرفت که اولا این اقایان فعلا در قدرت نیستند و حرفهایی در محکومیت استبدادمی زنند و ثانیا نهایتا از ایران تحت عنوان کشوری با جمعیت اکثریت مسلمان یاد کرده و بالاخره معتقد هستند که در قانونگذاری باید شریعت مقدم بر رای مردم باشد .

با توجه به تجربه تاریخی ما ایرانیان دغدغه نواندیشان دینی و فرزندان فکری آنان اصلاح طلبان ، نه کمک وشرکت در حل مشکلات جامعه ، نه کمک به رفع ناهنجاری های اجتماعی ، نه برون رفت جامعه از خرافات و فقر و نابرابری اجتماعی که اساسا تلاش برای زنده نگهداشتن روحانیت و اسلام بعنوان یک ایدئولوژی سیاسی که استبداد و عقب ماندگی از دستاوردهای آن برای ایران و ایرانی است ، بوده است .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)