هرم تغذیه‌ی روح:
بهزاد قلی‌پور
https://t.me/behzad_gholipour

روان ما باید چه چیز را بیش و چه چیز را کم بخورد؟! با استفاده از اصطلاح «روان-گوارش» نیچه یعنی اصطلاحِ Einverseelung، و نیز با الهام از بشقاب غذایی[1] یا هرم غذایی[2] استاندارد که هدفش تأمین سلامت و پویا نمودن بدن است، می‌توان هرم غذایی روان را نیز طراحی کرد. ورودیِ روان-گوارش انسان باید چه باشد تا به قول نیچه به «اندکی لوح سپیدِ آگاهی برای چیزهای تازه»[3] در ذهن جا باز شود.

هرم تغذیه روح

مطابق هرم نشان داده شده در بالا – که در اینجا تنها به‌طور سرسری به تقسیم محتوا اشاره کرده است – و همانند هرم غذایی جسم (خوراکی‌ها)، قسمت پهن هرم[4] باید بیشترین یا مهمترین بخش از مطالعات ما را تشکیل دهد و به تدریج با صعود به رأس هرم حجم مطالعات ما در زمینه‌های مشخص‌شده کمتر گردد. یعنی همواره بهتر است حجم مطالعات ما در زمینۀ موضوعات و مفاهیم موجود در قاعده‌ی هرم نسبت به موارد مشخص شده در ناحیه‌ی وسط هرم، و آن‌هم نسبت به ناحیه‌ی رأس هرم کمتر باشد تا تعادلی موثر و کارامد در مسیر زندگی‌مان ایجاد گردد، رشددهنده و بارورکننده‌ی اندیشه باشد، و از آسیب‌هایی مانند دگماتیسم پیشگیری شود. بدین منظور واضح است که برای مثال مطالعات گسترده‌ی نشریات زرد همراه با مطالعات بسیار اندک مجلات تخصصی یا موضوعی، کتب داستانی، رمان و دیگر موضوعات پیشنهاد شده در قاعده‌ی هرم، باید به عنوان یکی از موارد در آسیب‌شناسی مطالعه مورد بررسی قرار گیرد. البته توجه بیش از اندازه نسبت به یکی از ناحیه‌ها یا بخشی از یک ناحیه‌ی معین نیز به منزله‌ی عدم رعایت فرم نرمال مطالعه می‌‌باشد.

آنچه در این‌جا در موردش سخن می‌‌رود «مطالعه‌ی عمومی» است که هر فردی برای گذرانِ زندگی عقلانی یا به منظور کسب دانایی در دنیای ارتباطات به شدت نیازمند آن است: مطالعه‌ای فراگیر و بدواً غیرمتمرکز و پراکنده که ما را در ارتباطات انسانی‌مان در خانواده و جامعه، و نیز در ارتباطات درونی خویش بسیار عمیق‌نگر می‌کند و زیرساخت‌های فرهنگی لازم برای تحقق زندگی مسالمت‌جویانه و صلح‌آمیز در دهکده‌ی جهانی را فراهم می‌‌نماید. اگر قرار است روح و جسم‌مان را تغذیه کنیم باید تا حد امکان یک هِرم پیشنهادی مشابه داشته باشیم و بر مبنای آن مطالعه کنیم: هرم مطالعه‌ای که کیفیت داده‌های دریافتی را ارزش‌گذاری می‌کند.

خوانش هرم پیشنهادی و تشخیص نحوه‌ی انطباق نسبی مطالعات با آن: دسته‌بندی هِرم را می‌‌توان با در نظر داشتن ملاحظات خاصی برهم زد! برای مثال ممکن است کسی در زمینه‌ی فیزیک کوانتوم یا درباره نظریه‌ی فرگشت در روزنامه‌ای مطلب کوتاهی بخواند. در اینجا باید توجه داشت که لزوماً قالب یک نشریه (اعم از روزنامه، ماهنامه، کتاب،…) نیست که ربط آن را به ناحیه‌های مختلف هرم پیشنهادی معین می‌‌کند، چرا که گاه ممکن است روزنامه‌ای بطور تخصصی فقط موضوعات بنیادین علوم و فلسفه را مورد تمرکز فعالیتی خود قرار دهد که در این صورت مطالعه‌ی این روزنامه بیشتر به ناحیه‌ی قاعده یا میانه‌ی هرم مرتبط خواهد شد تا رأس هرم. یا مثلاً ممکن است کسی کتاب قطوری پر از جدول کلمات متقاطع و یا سایر موضوعات تفریحی، سرگرمی و روزمره بخواند اما واضح است که این را نباید صرفا به خاطر حجم کتاب به حساب مطالعات بنیادی مربوط به قاعده‌ی هرم گذاشت. همچنین قالب‌هایی مثل قصه، نمایشنامه، … چنین‌اند. یعنی یک قصه یا رمان می‌‌تواند با توجه به محتوای‌اش به هر ناحیه‌ای از هرم پیشنهادی مربوط شود. آنچه در تشخیص نحوه‌ی خوانش هرم پیشنهادی اهمیت اصلی و اولی را دارد ربط قالبی و شکلی نیست بلکه ارتباط محتوایی، مفهومی و نظری مد نظر است.

ناحیه‌ی «قاعده‌ی هِرم» مربوط به هر مطالعه‌ای است که در آن شیوه‌ی اندیشیدن در نوشته‌ها، بنیادی و منطقی و عمیق توأم با تمرکز موضوعیِ دقیق و علمی است. ناحیه‌ی میانی هِرم، پرداخت ادبی و نگاه هنری ناب را شامل می‌‌شود، و نیز نوشته‌هایی که میزان کمتری از معیارهای مربوط به قاعده‌ی هرم در آن دیده می‌‌شود. «رأس هرم» نیز شامل منابعی می‌شود که از دیدگاه نظری دارای کمترین جنبه‌های تحلیل و دقت علمی یا تعمق در مفاهیم است: با رویکرد غالب سرگرم‌کنندگی، که اگرچه رفع‌کننده‌ی برخی دغدغه‌های فرهنگی و تربیتی است اما بیشتر به جهت تلطیف روان و تخفیف تنش‌های روزمره منتشر می‌شود. البته منابع مطالعه متعلق به رأس هرم نیز ماهیتا مورد مخالفت نیست و اساسا هدف این هرم پیشنهادی موافقت و مخالفت بنیادی و اصولی با هیچ ناحیه‌ای از هرم نیست، بلکه صرفاً نوعی تناسب مطالعاتی را پیشنهاد می‌‌کند که لازمه‌ی زندگی سالم در این دنیای ارتباطات است. تأکید بر ارتباطات از این جهت است که ضرورتِ این دیاگرام پیشنهادی برای داشتن تناسب مطالعاتی، بیشتر و غالبا برای کسانی است که در شهرها و در مناطقی زندگی می‌‌کنند که یا درگیر استفاده از ابزارهای ارتباطی (مثل اینترنت) هستند و یا روابط اجتماعی گسترده‌ای دارند. برای مثال شاید در مناطق عشایری و کوچ‌نشین این ضرورت بطور گسترده و جدّی احساس نشود و یا مثلاً در روستاهای محروم که هنوز برخی از نیازهای ضروری آن‌ها نیز به طور کامل و اطمینان‌بخش رفع نشده است.

[1]. Food Plate

[2]. Food Pyramid

[3] . تبارشناسی اخلاق، نیچه، داریوش آشوری، بخش 1 جستار دوم.

[4] . در شکل فقط یکی از قاعده‌های مثلثی هِرم نشان داده شده است: بدیهی است که هِرم بطور نمادین برای این منظور به‌کار برده می‌‌شود و از هر دیاگرام و جدول دیگری نیز می‌‌توان بدین منظور بهره جست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)