بسیارى نمى دانند/ -وقتى رژه مى روند -/ دشمن پیش قراول شان است. / صدائى که به آن ها فرمان مى دهد / صداى دشمنان شان است. / آن که از دشمن سخن مى گوید /خود دشمن است. برشت (شعرها، برگردان:على عبداللهى)

آنچه قطعى است هر واقعه اى نقطه شروعى دارد – که ابتداء به ساکن نیست – و نقطه ى پایانى دارد – که ختم الکلام نیست . جمله ى معروف لنین راهم فراموش نکرده ایم با این مضمون که ما از هرجنبشى چیزها مى آموزیم و تأثیرها مى پذیریم ولى مهم آن است که بدانیم بر آن چه اثرى مى توانیم بگذاریم . اما … یک نکته ” کوچک” (!) کاملاً بدیهى را فراموش نکنیم که لنین از جایگاه یک رهبر حزبى کلام و قلم و قدم مى گشود … حزبى که مى توانست در صحنه ى مبارزه ى طبقاتى نقش آفرینى کند و مهمتر از آن مبارزه ى ایدئولوژیک واقعى اى را جلو ببرد .

بخشى از مردم به ستوه آمده بدون رهبرى ، بدون حداقل انسجام ،بدون آلتر ناتیو، بدون شعارهاى یکسان در ٩٣ شهر ایران دست به تظاهرات خیابانى زدند .اگر بپذیریم زمینه ى عینى این اعتراض ها آنقدر زیاد بود که محرک به هر حال پیدا مى شد دیگر تلاش ما در جستجوى عامل تحریک بیهوده است .فرض را بر این بگذاریم که تمامى زمینه هاى عینى وذهنى ” واقعه ” را با دقت ریاضى آنالیز کردیم ، سرسوزنى از مسیر غلط انتخاب شده نمى کاهد . چند بار مردم باید شکست بخورند ، تا مسیر درست را بر گزینند . انقلاب سیاسى ١٣۵٧ ، اعتراضات خیابانى دانشجوئى ١٣٧٨. اعتراضات خیابانى ١٣٨٨، و بالاخره اعتراضات خیابانى ١٣٩۶ .

مردم قانون گریز خود نمى توانند از رژیم انتظار قانون مدارى داشته باشند . مردمى که وجه غالبش زیر پا گذاشتن ابتدائى ترین و بدیهى ترین قراردادهاى اجتماعى است ، به هیچ حرف و قول خود که نقش تعیین کننده داشته باشد پایبند نیست ، … و متاسفانه بااین صفت تاریخى راکه چون داغ ننگ بر پیشانى دارد … نمى تواند به راحتى از پس رژیمى بر آید که بسیار قرابت هاى خصلتى با او دارد .

در فیلم جاودانه ” جدائى نادر از سیمین ” ، جایگاه بیدادگر دروغ در روابط اجتماعى به خوبى نشان داده مى شود ، شاکى و متشاکى هر دو به یکسان دروغ مى گویند و در نهایت از ارزش هاى یکسانى برخوردار بودند .در فیلم ” درباره ى الى ” ، ” گذشته ” و ” فروشنده ” جلوه هاى به غایت ناپسندیده تعیین کننده ى ما مردم این سرزمین آشکار مى شود .

با اعتراض هاى خیابانى نکبت هاى ریشه دارتاریخى را نمى توانیم از خود بزدائیم. حکومت فعلى ایدئولوژیک – نظامى است .ایدئولوژیش در خدمت سلطه طلبى و عقده گشائى هایش است و توان امنیتى- نظامیش تنها ابزار و زبان بقاء اش .در برخورد باد اعش از روحانیت مدافع اسلام شیعى حتى یک نقد نظرى در نیامد .همین رویه در مورد فرقان ، مجاهدین خلق ، نهضت آزادى و سایر رده هاى پرشمار اسلامى پیشه شد . عطاء الله مهاجرانى ردیه اى بر ” ٢٣ سال” در دو جلد نوشت ، و دائم به روحانیت گوشزد مى کرد شمائید که هجمه ى نظرى وسیع موجود به اسلام و شیعه را باید جواب بدهید ولى ” اسلام شناس ” ما نه عمق اسلام راشناخته بود و نه از جایگاه روحانیت برمدار قدرت خبر داشت ، وقتى قدرت برخورد با داغ و درفش و توپ و تانک هست ، بحث نظرى کیلو چنده ؟

اگراسلام به عنوان یک دین با برترى هاى نظرى پا به عرصه ى وجود مى گذاشت ، تصاحب قدرت سیاسى را در اولویت دستور کار خود قرار نمى داد ! با حکومتى که خودبا زد و بند از دل اعتراضات وسیع خیابانى زاده شده ، و تجربه نشان داده است در سرکوب استاد است ، نباید با این شیوه ها در افتاد .به جناح هاى حکومت نباید اجازه دادبا وجه المصالحه قراردادن اعتراضات خیابانى مردم ، از همدیگر امتیاز بگیرند حتى به قیمت رنگینى موقت سفره ى مردم . از مردم این حربه را باید گرفت که بدون علم و اطلاع و قبول نفس تبعیت از قانون به عنوان تعهدى اجتماعى ره به جائى خواهند برد .

به مردم قانون گریز اول باید گوشزد کرد به ظرفیت هاى قانونى موجود بپردازید . خواسته هاى صنفى تان را از طریق ایجاد تشکلات صنفى پیش ببرید ، براى پیشبرد امور صنفى باید مبارزه کنید، باید بحث کنید همدیگر را متقاعد کنید، خطر کنید، لازم بود اعتصاب کنید، کمیته هاى حمایت از اخراجى ها تشکیل دهید … و جائى که قانون علیه منافع شماست از طُرُق قانونى در صدد رفع آن بر آئید. در جهت اجراء و اصلاح قانون ، قانون مدارى تقویت مى شود و باتوجه به سایر ظرفیت هاى قانونى احزاب شکل مى گیرند و نقش آفرینى مى کنند. طبعاً رؤیائى نیست . مسیر سختى است… بخصوص شاید به مذاق برخى روشنفکران خوش نیاید.

شکست هاى چپ در عرصه جهانى – تاریخى یک آموزه ى ثابت دارد: تحقق آرمان هاى بزرگ ، امرى تاریخى است . کام یابى از گام گذاشتن در این مسیر قطره چکانى است و دست یابى به آن قله ى رفیع، به دهه ها و چه بسا عمر نسل ها وفا نمى کند !

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)